🎯 راه شجاعان
نشستهاید توی خانه. بیرون باران میبارد. صدای زنگ در بلند میشود. دوستتان است. هنوز وارد نشده، میگوید: «همین الان مردی چتربهدست را دیدم که از پیادهروِ خانهی شما به سمت خیابان اصلی میرفت.» میگویید: «خب؟» دوستتان میگوید: «خودم الان
دیدم.» حرف دوستتان را کاملاً باور میکنید، اما هیچ جذابیتی برایتان ندارد.
نشستهاید توی خانه. بیرون باران میبارد. صدای زنگ در بلند میشود. دوستتان است. هنوز وارد نشده، میگوید: «همین الان مردی چتربهدست را دیدم که از پیادهروِ خانهی شما به سمت خیابان اصلی پرواز کرد.» میگویید: «واقعاً؟»دوستتان میگوید: «خودم الان دیدم.» حرف دوستتان بسیار جذاب است، اما خیلی بعید است آن را باور کنید.
هر داستانی، در هر گوشه از جهان، جدالی است برای ایجاد بیشترین جذابیت. جدالی بین تغییر و باورپذیری. باورپذیرها معمولاً تغییرات کمی دارند، و تغییراتِ زیاد معمولاً باورپذیری کمتر.
✨ جذابیت: نقطهی اتصال بیشترین میزان تغییر و باورپذیری
در واقع متنی بیشترین جذابیت را دارد که ضمن برخورداری از بیشترین حدِ ممکنِ تغییر، باورپذیر هم باشد. در اینجا باید به دو نکته توجه داشت.
نخست آنکه، تغییر همواره در نسبت با سطح واقعیتِ هر رمان، که معمولاً به ژانر وابسته است، معنا پیدا میکند. مثلاً در یک رمانِ خونآشامی،تبدیل شدن یک انسان واقعی به خونآشام تغییر چندانی محسوب نمیشود اما در داستانی رئالیستی، اضافه شدن پنج سانتیمتر به قد یک انسان واقعی ظرف پنج روز، تغییری بسیار بزرگ به حساب میآید. اولی کمابیش باورپذیر و دومی باورناپذیر است.
نکتهی بعد اینکه، چون باورپذیری همواره متغیری وابسته به مخاطب است، جذابیت هم نسبی است و وابسته به مخاطب. برای همین است که میزان اقبال به یک رمان بستگی دارد به سن، سلیقه، فرهنگ، اندیشه و دیگر مؤلفههای مربوط به خوانندگان.
📌 یادآوری: نویسندگان برای نوشتن هر صحنه یا از واقعهای باورپذیر شروع میکنند و سعی میکنند آن را جذاب کنند.
این روش محافظهکاران است.
یا از واقعهای جذاب (تغییر زیاد نسبت با واقعیت) شروع میکنند و سعی میکنند آن را باورپذیر کنند.
این روش شجاعان است.
#شگردهای_نویسندگی
@Didebani_Dastan
Post #35
1.26K
- ❤ 41
- 👍 14