بدون شانس موفقیت ممکن نیست
🤔 ممکن است تعجب کنید در کانالی آمورشی به اهمیت شانس اشاره میشود. یعنی چیزی خارج از اختیار ما. راستش به نظر من یکی موانع آفرینشگری به هر شیوهای، کماهمیت یا پراهمیت دانستن بیش از حد عنصر شانس است.
💡بسیار در مورد نقش استعداد گفته شده و من هم قبول دارم. جدا از آن هیچکس نمیتواند تاثیر پشتکار را در موفقیت نادیده بگیرد. اما این دو برای موفقیت کفایت میکنند؟ به نظر من که اصلا.
🎯 بسیار دقت کنید منظور من در این جا از موفقیت، علاوه بر آفرینش اثری خلاق و غنی، اقبال مخاطب هم هست. یعنی ترکیبی از شهرت و اعتبار. طوری که هم متخصصان ادبیات ما را قبول داشته باشند و هم مردم از کارمان استقبال کنند و بابتش پول بدهند. موفقیت یعنی حداقل بخشی از هزینههای زندگیمان از آثارمان به دست آید.
📌 من در زمینهی موفقیت به این معنا، به سه گزاره معتقدم:
🔹 اگر استعداد و پشتکار نداشته باشی، حتما شکست میخوری. یعنی نه معتبر خواهی شد و نه بدیهی است مشهور.
🔹 اگر استعداد و پشتکار داشته باشی، حتما شکست نمیخوردی. یعنی حداقل و به طور قطعی معتبر خواهی شد.
🔹 اما برای موفقیت، علاوه بر این دو باید شانس هم داشته باشی.
📖 برای درک بهتر است ببینیم اوضاع در رماننویسی چه طور است. نسبتهایی که در ادامه میبینید تجربهی من است و بعد از ۳۰ سال تنفس در فضای ادبیات ایران:
🔸 - از هر ده نفری که عاشق نوشتن هستند یک نفر رمانی را شروع میکند.
🔸 - از هر ده نفری که رمانی را شروع میکنند یک نفر آن را تمام میکند.
🔸 - از هر ده نفری که رمانی را تمام میکنند یک نفر گوشِ باز برای شنیدن انتقادات و همت برای بازنویسی دارد.
🔸 - از هر ده نفری که گوش باز و پرهمت هستند یک نفر ناشر خوب پیدا میکند.
🔸 - از هر صد رمان چاپ شده در نشری خوب (خیر. اشتباه چاپی نیست. منظورم دقیقا عدد ۱۰۰ یعنی یک با دو تا صفر جلوی آن است) فقط یک رمان مورد توجه اهالی ادبیات و منتقدان قرار میگیرد.
تا این جا کمابیش حاصل پشتکار و استعداد نویسنده بوده.
🔸 - از هر ده رمان مورد توجه اهالی ادبیات و منتقدان، فقط و فقط یک رمان شانس آن را دارد که مورد توجه انبوه مخاطب هم قرار گیرد و آنقدر پرفروش شود که بخشی از هزینههای حداقلی زندگی نویسندهاش را تامین کند.
⚖️ آدمهای موفق معمولا موفقیتشان را صرفا حاصل استعداد و پشتکار خودشان میدانند و آدمهای ناموفق حاصل شانس. اخیرا پژوهشی خواندم در مورد نظر دانشآموان پولدار و فقیر در ایران. پولدارها موفقیت را نتیجهی تلاش شخصی میدانستند و فقرا نتیجهی شانس. جالب این که چندی پیش نتیجهی پردامنهترین تحقیق جهانی در این مورد را میدیدم. نتیجه این بود: «در موفقیتهای تحصیلی، بدون شک امکانات مالی خانواده نقش اول و اساسی را دارد. البته که تنها عامل نیست اما با فاصله مهمترین رکن است.»
⭐ مهمتربن نکته: آن دسته آدمهای موفقی که نقش شانس را در موفقیتشان انکار نمیکنند، سعی میکنند با تلاش مضاعف خودشان را بیشتر در معرض جویبار شانس قرار دهند. برای همین مدام موفقتر میشوند. و آن دسته آدمهای ناموفقی که رمز موفقیت را تنها شانس میدانند، روزبهروز کمتر تلاش میکنند. این طوری از رود شانش دورتر میشوند و مدام کمتر موفق میشوند.
🌊 به نظرم اگر در مورد نقش شانس بیشتر دقت کنیم این قدر برای رسیدن به موفقیت انرژی هدر نمیدهیم. ما راه خودمان را برویم. ممکن است رود شانس پای ما را هم خیس کند و ممکن هم هست نه. زمانی که عباس کیارستمی آن قدرها هم معروف نبود رئیس جشنوارهی کن بهش میگوید امیدوارم فیلم بعدیتان را در کن ببینیم. کیارستمی جواب میدهد خوشحال خواهم شد اما من راه خودم را میروم. رئیس میگوید آن که حتما. اما امیدواریم راه شما از کن بگذرد.
#دنیایادبیات
@Didebani_Dastan
Post #25
1.65K
- ❤ 39
- 👍 11