هردو داخل استخر ویلایی که با دوستاشون گرفته بودن مشغول شنا کردن بودن و هیسونگ تمام تلاشش رو میکرد که به نیکی توجهی نکنه و دوباره باهاش بحث نکنه. اما نیکی تمام مدت پسر رو توی شنا کردن اذیت میکرد و در نهایت هیسونگ با کلافگی تنش رو به دیوار استخر چسبوند و توی صورتش رفت تا بهش بفهمونه از این نزدیکی ها خوشش نمیاد اما ، یه مقدار دیر بود چون نیکی اونو توی بغلش گرفته بود و لب های خواستنیش رو با ولع میبوسید و بهش اجازه نفس کشیدن هم نمیداد.
Post #161
15

