TGViewer
Channel Public Channel
ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ

ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ

@dark88n

دارک چاکلت:
آمیزه‌ای از تلخیِ واقعیت و شیرینیِ خیال، برای آن‌ها که میان واژه‌ها و ردپای گذشته، هنوز شیرینی‌ای برای کشف دارند.
@dark_chocolate88nbot

@Niyayesh_nbot
Subscribers
1.09K
Photos
333
Videos
79
Links
764
Recent Posts 18 shown
Post #2226 5
تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب‌ترین جاذبه‌ی دنیایی

مثل اشعار اهورایی باران پاکی
و به اندازه‌ی لبخند خدا زیبایی

خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیباتر از آن رویایی

مثل یک حادثه‌ی عشق پر از ابهامی
و گرفتار هزاران اگر و امایی

ای تو آن ناب‌ترین رایحه‌ی شعر بهار
تو مگر جام و شرابی که چنین گیرایی؟

من به اندازه‌ی زیبایی تو تنهایم
تو به اندازه‌ی تنهایی من زیبایی

|نادر سهبا|
Post #2222 72
«غریق!» می‌پرسه، «حرفام رو یادت می‌مونه؟» و من نمی‌گویم که میو‌های گربه‌ام را هم به‌خاطر می‌سپارم!
می پرسه،«حرفام رو یادت می مونه؟»
و من نمی گویم که حتی رنگ پیراهن رهگذر های خیابان را به یاد دارم!
Post #2221 37
بیا، و مرا به کودکی‌ام برگردان
اینجا سرزمینی تاریک است.
Post #2219 64
آدمی عزیز و ارجمند خواهد گشت،
آن گاه که نبضِ حضورش، بر مدار نیستی بایستد.
و در یادها جاودان خواهد شد؛
آن گاه که به برکتِ مرگ، در ژرفای سکوتی ابدی فرو رود.
گویی حقیقتِ جان، نه مادامی که ضرب آهنگِ حیات در رگ ها جاری ست.
که تنها در آستانه ی فقدان تجلی می یابد.
Post #2218 67
چه باید کرد؛ وقتی سرنوشت و جغرافیا خیلی پرزورتر از من و امثال من است؟
Post #2216 74
کسی که درد را نشناسد، وقتی دیگری از رنجش حرف می‌زند، دنبال جواب می‌گردد؛ اما کسی که درد را چشیده باشد، گاهی فقط گوش می‌دهد. چون می‌داند بعضی زخم‌ها درمان نمی‌شوند. آدم گاهی نمی‌خواهد کسی مشکلش را حل کند. فقط می‌خواهد یک نفر آن‌قدر صبور باشد که حرف‌هایش را تا آخر بشنود. می‌خواهد وقتی می‌گوید «خسته‌ام»، کسی نگوید «همه خسته‌اند». وقتی می‌گوید «دلم شکسته»، کسی جواب ندهد «زمان همه‌چیز را درست می‌کند».

وقتی می‌گوید «دلم برایش تنگ شده»، کسی سرزنشش نکند. آدم گاهی فقط می‌خواهد دردش کوچک شمرده نشود. ومن این را می‌فهمم. شاید پیش از آنچه باید!

آدم‌ها معمولا فکر می‌کنند کسی که زیاد گوش می‌دهد، لابد آرام است؛ لابد زندگی‌اش مرتب است؛ لابد جواب همه‌ی سوال‌هایش را می‌داند. نمی‌دانند گاهی پرحرف‌ترین آدم زندگی ما، کسی‌ست که هیچ‌وقت درباره‌ی خودش حرف نزده است. نمی‌دانند بعضی آدم‌ها برای دیگران چراغ روشن می‌کنند، در حالی که خودشان راه خانه را در تاریکی پیدا می‌کنند.
Post #2213 70
مرگِ ما درست از روزی آغاز می شود
که در برابر آنچه مهم است؛ سکوت مى كنیم.

|مارتین لوتر|
Post #2210 89

Forwarded from Hidden Chat

Post #2204 96
به افتخار دخترانی که آزادی را زندگی کردند و نامشان را به بهای جانشان جاودانه ساختند؛
آن‌ها رفتند، اما جهان هنوز به قامتِ شجاعتشان نرسیده است.

ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ
Post #2203 73
دختر بودن، شاید شکل دیگری از معنا دادن به جهانی‌ست که هنوز تمامِ واژه‌هایش را نیاموخته‌ایم؛ شکفتن در میانِ تناقض‌ها، رؤیا بافتن از تار و پودِ نادیده‌ها، و یافتنِ خویشتن در جهانی که هنوز معنای بسیاری از بودن‌ها را نمی‌داند.

به افتخار تمامِ دخترانی که هرکدام به شیوه‌ی خود، معنایی تازه به بودن می‌بخشند، روز دختر فرخنده ✨
Post #2199 79
آنجا که آسمانم اَبری نیست. /نامه‌ی دوم، برسد به دست نگهبان رنگ قهوه. همیشه من اون موجودی بودم که بلد نیست کسی رو به مسیر برگردونه، چون خودش قرن‌هاست یک نقطه ایستاده. نه کسی‌ام که می‌خواد نجاتت بده، نه کسی که برای رنجت معنایی پیدا کرده. درختی که بلد نیست نصیحت کنه اما، سال‌هاست بدون…
حانای عزیزم
خیلییی ممنونم ازت عاشقش شدم رسما، یه نامه ی ناز و قشنگ بود و حس میکردم انگار، دارم با درخت مورد علاقه م حرف میزنم؛ بابت دریافت این حس قشنگ ازت خیلی ممنونم 😭🤎✨
Post #2198 66

Forwarded from آنجا که آسمانم اَبری نیست.

عزیزِ دور از جهان من، نمی‌دانم آدم‌ها از چه زمانی یاد گرفتند که باید برای خسته بودنشان دلیل بیاورند. نمی‌دانم چه کسی نخستین بار به آن‌ها گفت باید از هر اندوهی چیزی یاد بگیرند، از هر شکستی قوی‌تر بیرون بیایند و از هر زمستان، بهاری برای تعریف کردن بسازند. با این‌همه سال در خاک زندگی کردن، هنوز نفهمیده‌ام چرا کسی به آدم‌ها نمی‌گوید گاهی می‌توانند فقط خسته باشند و حتی نیاز نباشد خستگی‌شان را به چیزی زیبا تبدیل کنند. شاخه‌هایم را می‌بینی؟ تا نزدیکی زمین پایین آمده‌اند اما کسی نمی‌داند با این‌حال، شاخه‌های من، روح من، نه شکسته است و نه تسلیم شده‌. فقط شکل دیگری از رسیدن به جهان را انتخاب کرده‌. اگر روزی از همه‌چیز خسته شدی، لازم نیست خودت را بلند کنی تا شبیه درخت‌های دیگر به نظر برسی. شبیه دیگران شدن آن‌قدرها هم جالب نیست. من از تو نمی‌خواهم دوباره به آدم‌ها اعتماد کنی یا به خاطر روزهایی که هنوز نیامده‌اند، امروزت را تحمل کنی. اگر نمی‌توانی مثل گذشته دوست داشته باشی و بعضی احساساتت آن‌قدر دور شده‌اند که برای به خاطر آوردنشان باید مدت‌ها به خودت خیره بمانی، یا اگر از شنیدن صدای خودت در حال توضیح دادن زخم‌هایت خسته‌ای، سکوت کن. سکوت همیشه به معنای خالی شدن نیست، عزیزم. گاهی تمام چیزهایی که دیگر نمی‌توانند در زبان جا بگیرند، به سکوت پناه می‌برند. من هر پاییز برگ‌هایم را از دست می‌دهم، بی‌آنکه از خودم بپرسم کدام‌یک را بیشتر دوست داشته‌ام. نمی‌توانم همه را نگه دارم. نمی‌توانم از هر برگی بخواهم بیشتر بماند فقط چون روزی، سایه‌اش برایم عزیز بوده. بعضی چیزها باید از من جدا شوند، حتی اگر هیچ‌وقت ندانم چرا درست در همان روزی که به آن‌ها احتیاج داشتم، از شاخه‌هایم افتادند. اما گوش کن. من هرگز برای نگه داشتن برگ‌هایم، از ریشه‌هایم متنفر نشده‌ام. تو هم مجبور نیستی برای آنچه از دست داده‌ای، از آنچه هنوز در تو باقی مانده بیزار شوی. من فکر می‌کنم آدم‌ها گاهی از خودشان هم خسته می‌شوند، یا مراقبت از زخم‌هایی که انگار هر بار در لباس تازه‌ای برمی‌گردند. انگار هیچ پناهی وجود ندارد که بتوانند در آن، برای مدتی نگهبان خودشان نباشند. اگر روزی به چنین خستگی‌ای رسیدی، مرا به خاطر بیاور. ریشه‌های من در تاریکی‌اند. هیچ‌کس آن‌ها را نمی‌بیند، هیچ‌کس از آن‌ها عکس نمی‌گیرد و به‌خاطر پنهان ماندن‌شان سرزنشم نمی‌کند. بااین‌حال، تمام آنچه از من می‌بینی به همان قسمت‌های نادیده وابسته است. من برای زنده ماندن مجبور نیستم همیشه در معرض نور باشم. شاید تو هم حق داشته باشی قسمت‌هایی از خودت را از جهان پس بگیری. نه برای همیشه و نه برای اینکه دیگر هرگز کسی نتواند به تو نزدیک شود. فقط تا وقتی که بودن در معرض نگاه دیگران، بیشتر از توانت از تو چیزی‌را می‌گیرد. و اگر در این فاصله هیچ اتفاق بزرگی نیفتاد، اگر کتابی نخواندی و چیزی ننوشتی، یا حتی صدای باران هم نتوانست تو را به زندگی برگرداند، خودت را سرزنش نکن. قرار نیست هر چیزی که دوستش داریم، همیشه بتواند ما را از جایی که در آن گیر افتاده‌ایم بیرون بکشد. گاهی درخت فقط درخت است و ما هنوز اندوهگین. عزیزِ دور از جهان من، تو لازم نیست قهرمان هر داستانی باشی. لازم نیست برای روزهایی که فقط دوام آورده‌ای، پایان خوشی اختراع کنی. همه‌ی راه‌ها قرار نیست درست در لحظه‌ای که به آن‌ها احتیاج داریم، نام خودشان را به ما بگویند. من‌هم سال‌ها کنار آب ایستادم و هرگز نخواستم مسیرش را برایم توضیح دهد. آب گاهی آن‌قدر بی‌قرار است که تصویر آسمان را در خودش خرد می‌کند. حتی من هم گاهی تصویر خودم را در آن نمی‌شناسم اما، هیچ‌وقت خیال نکرده‌ام که برای دوباره دیدن آسمان باید آب را مجبور کنم آرام بگیرد. من اصلاً چیزی از تو نمی‌خواهم. فقط اگر روزی از کنارم گذشتی بدان، که سایه‌ام برای آدم‌های خوشحال ساخته نشده است. می‌توانی زیر شاخه‌هایم بنشینی و هیچ نگویی. شاید که روزنه‌هایم فقط یک چیز را، در گوش ریشه‌هایت زمزمه کنند. تو حتی به خاطر تمام روزهایی که نتوانستی زندگی را دوست داشته باشی هم، بازنده نیستی و هنوز می‌توانی سهمی از جهان داشته باشی، حتی وقتی نمی‌دانی با آن چه کنی. هنوز هم می‌توانی درختی را دوست داشته باشی، بی‌آنکه از او چیزی بخواهی و هنوز، می‌توانی روزی را به پایان برسانی، بدون اثبات آن‌که ارزشش را داشته است. و اگر هیچ‌کدام از این‌ها را هم نتوانستی، عزیزم، امشب فقط شب را به پایان برسان. من اینجا می‌مانم. من اینجا می‌مانم چون درخت بودنم به ماندن شبیه است، و تو لازم نیست برای برخورداری از سایه‌ام، چیزی از خودت به من بدهی. بعضی چیزها با یک شب خوابیدن از بین نمی‌روند. اما شاید روزی ببینی که دیگر تمام آسمانت را نگرفته‌اند. تا آن روز عزیزِ من، لازم نیست شکوفه بدهی. من هم در تمام فصل‌هایی که برگ نداشتم، هنوز درخت بودم.

حانا
  • ❤ 8
Post #2197 59

Forwarded from آنجا که آسمانم اَبری نیست.

/نامه‌ی دوم، برسد به دست نگهبان رنگ قهوه.
همیشه من اون موجودی بودم که بلد نیست کسی رو به مسیر برگردونه، چون خودش قرن‌هاست یک نقطه ایستاده. نه کسی‌ام که می‌خواد نجاتت بده، نه کسی که برای رنجت معنایی پیدا کرده. درختی که بلد نیست نصیحت کنه اما، سال‌هاست بدون توضیح دادن خودش زنده مونده.


https://t.me/dark88n
Post #2182 177
همه‌ی هیولاها از اول هیولا نبوده‌اند، بعضی‌هایشان هیولاهایی هستند که از اندوه، هیولا شده‌اند.
Post #2176 114
کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد، آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت.

ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ
Post #2174 129
به‌طرز عجیبی خسته‌ام ، نه از زیاد حرف زدن، بلکه فقط از فکر کردن به چیزهایی که هنوز باید بگویم...

|آلبرکامو|
Older posts →

About this channel

How can I read @dark88n without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ have?
ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ (@dark88n) has 1.09K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ᴅᴀʀᴋ ᴄʜᴏᴄᴏʟᴀᴛᴇ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →