چگونه با هم بهتر اختلافنظر داشته باشیم؟
آخرین باری که کسی واقعاً به حرفتان گوش داد کی بود؟ نه این که فقط صدایتان را بشنود، بلکه واقعاً گوش داده باشد بهخصوص وقتی سر موضوعی حساس اختلافنظر داشتید. اگر خاطرهای از این جنس دارید، احتمالاً بهیادماندنی است. دقیقاً به این دلیل که نادر است.
بیشتر ما وقتی با نظر مخالف روبرو میشویم، انرژیمان را صرف دفاع از موضع خودمان میکنیم، نه فهمیدن طرف مقابل. انگار کسی که با ما مخالف است حتماً یا جاهل است، یا مغرض، یا اطلاعات اشتباه دارد. این همان چیزی است که روانشناسان «واقعگرایی سادهلوحانه» مینامند: تصور میکنیم جهان دقیقاً همانطور است که ما میبینیم، و بقیه حب و بغض و سوگیری دارند — ولی ما نداریم!
نتیجهاش روشن است: گفتوگوهایی که به سرعت به مشاجره تبدیل میشوند، روابطی که آسیب میبینند، و جوامعی که قطبیتر میشوند.
جولیا مینسون، استاد روانشناسی اجتماعی در هاروارد، و همکارانش در پژوهشی مفصل مفهوم تازهای معرفی کردند: «پذیرندگی در برابر نظر مخالف» — تمایل و باز بودن یک فرد برای دسترسی به دیدگاههای مخالف، تأمل دربارهشان، و ارزیابی منصفانهشان.
این پذیرندگی سه مرحله دارد: اول اینکه آدم فعالانه دنبال شنیدن صداهای مخالف میگردد؛ دوم اینکه وقتی با آنها روبرو شد، واقعاً توجه میکند و سرسری رد نمیکند؛ سوم اینکه استدلالها را نه بر اساس اینکه به باورهایش نزدیک است یا نه، بلکه بر اساس قوت منطقیشان میسنجد.
نکتهی مهم این است که پذیرندگی به معنای قبول نظر مخالف نیست. میتوانید به دقت گوش بدهید، منصفانه ارزیابی کنید، و در نهایت همان نظر قبلیتان را نگه دارید — اما با این تفاوت که این بار از روی انتخاب است، نه از روی جهل.
پذیرندگی در گفتوگو
مینسون و همکارانش یک قدم فراتر رفتند و پرسیدند: در خودِ گفتوگو چه اتفاقی میافتد؟ وقتی دو نفر با دیدگاههای کاملاً مخالف روبروی هم مینشینند، چه چیزی تعیین میکند که بحث سازنده میشود یا به مشاجره تبدیل میشود؟
پاسخ جالب بود: انتخاب واژهها و لحن اهمیت زیادی دارد. رفتارهای کلامی کوچک میتوانند تنش را بهطور چشمگیری کاهش دهند:
- جملات نرمکننده: «ممکن است اشتباه کنم، اما…»
- همدلی کلامی: «درک میکنم که نگرانِ ... هستید»
- یافتن موارد همنظری: «با این بخش از حرف موافقم که …»
- بازگویی: «پس اگر درست فهمیدم، شما معتقدید که...»
- مقید و محدود کردن ادعاها: «در این مورد خاص … »
این رفتارها یک سیگنال مهم به طرف مقابل میفرستند: «من اینجا هستم که بفهمم، نه که ببرم.» و این سیگنال خودش پذیرندگی طرف مقابل را هم بالا میبرد.
پژوهشگران دو گروه با دیدگاههای سیاسی کاملاً مخالف را روبروی هم گذاشتند. افراد گروه اول بدون این که از قبل آموزش ببینند وارد بحث شدند — پس از ده دقیقه، بیش از ۷۰٪ گفتند احساس کردند طرف مقابل آنها را نادیده گرفته یا به آنها حمله کرده، و تقریباً هیچکس نمیخواست ادامه بدهد.
گروه دوم پیش از شروع، فقط چند دقیقه همین نکات ساده را یاد گرفتند. نتیجه؟ بیش از ۶۰٪ احساس شنیدهشدن کردند و بیش از نیمشان حاضر بودند گفتوگو را ادامه بدهند — حتی دوباره با همان فرد تماس بگیرند.
پذیرنده بودن در برابر نظر مخالف یک خلقوخوی ثابت نیست — مهارتی است که میشود یاد گرفت. در جامعههایی که بیشتر از هر وقت قطبی شدهاند، شاید سادهترین قدم این باشد: قبل از پاسخ دادن، یک بار واقعاً گوش کنیم.
چکیدهای از نکات مهم پژوهش دکتر مینسون و همکارانش را در لینک زیر بخوانید. در این لینک همچنین آزمونی ساده برای سنجش نحوهی برخورد ما با دیدگاهها و نظرات مخالف ارائه شده. هدف این آزمون صرفاً خودآگاهی است و اینکه بفهمیم در حال عادی در کجای طیف پذیرنگی و باز بودن نسبت به دیدگاههای مخالف قرار داریم.
https://daneshkadeh.org/global/14966/
@Daneshkadeh_org
Post #295
3.2K