آیا ممکن است همدست شرّ باشیم، بیآنکه اعمالمان هیچ تأثیری بر وقوع آن شرّ داشته باشد؟ آیا ممکن است حتی پس از وقوع شرّ در جهان، با موضعگیری یا عمل یا حتی فقط به صرف نیتمان همدست آن شرّ شمرده شویم؟ آیا نیت همدستی با شرّ برای همدست شمرده شدن ما کافی است؟
کریستوفر کاتز، استاد مدرسهی حقوق دانشگاه برکلی، در مقالهاش میکوشد پاسخ مثبتش به همهی این پرسشها را توجیه کند.
مقولهی «همدستی» هم در حقوق جزا و هم در علم اخلاق، به معنای مواردی است که ما در آنها ممکن است بابت کارهای نادرست شخص دیگری مسئول شویم. وقتی ما به دیگران در ارتکاب جرمی یاری میرسانیم یا تشویقشان میکنیم، اثبات همدستی ما دشوار نیست: ما با اعمالمان در جرم آنان مشارکت جستهایم و ازاینرو باید همانند آنان مسئول و پاسخگو باشیم.
اما موارد بسیاری هم وجود دارد که اثبات همدستی به این آسانی نیست؛ مثلاً هنگامی که عمل نادرست در هر حال به وقوع بپیوندد و کمک یا تشویق ما تأثیری بر وقوع آن نداشته باشد. کاتز معتقد است که همدستی بدون ایجاد ارتباط با عاملان و مسببان اصلی شرّ نیز امکانپذیر است. حتی اگر عمل ما یا حتی فقط نیتِ ما هیچ اثری بر وقوع شرّ نگذارد، باز ممکن است همدست آن شر بوده باشیم.
یکی از مثالهای محوری کاتز، ماجرای شکنجه و آزار زندانیان عراقی در زندان ابوغریب در سال ۲۰۰۲ است؛ جایی که سربازان آمریکایی اعمال هولناکی انجام دادند. کاتز اما تمرکز خود را روی حقوقدانان دولت آمریکا میگذارد،کسانی که در وزارت دادگستری و پنتاگون تلاش میکردند با دور زدن قوانین ملی و بینالمللی منع شکنجه، راههای حقوقی و توجیههای قانونی بتراشند.
به گفتهی کاتز، اقدام این حقوقدانان شبیه این است که از آنها پرسیده باشند نظرشان دربارهی آنچه دولتشان در حال انجامش است (یعنی اِعمال شکنجهی زندانیان ابوغریب) چیست و آنان به جای آنکه هشدار دهند: «یک لحظه دست نگه دارید!» بگویند: «ایدهی خیلی خوبی است،رئیس!»
به نظر کاتز کار این حقوقدانان را نمیتوان «علت» وقوع این شکنجهها یا حتی زمینهچینی و سیاستگذاری برای اِعمال آنها دانست (بخشی از این قانونشکنیها حتی پیش از اقدامات این حقوقدانان صورت گرفته بود)، ولی آنان به هر حال نقشی چشمگیر در سیاست شکنجه دارند و «همدست» شکنجهگران به شمار میآیند.
کاتز برای ترسیم گستردگیِ مفهوم همدستی با شَرور و مجرم مثالهایش را از عالم سیاست بیرون میآورد. او به پروندهای مشهور در نیوزیلند اشاره میکند که در آن مردی به نام لارکینز به تماشای یک عملیات سرقت آمده بود. نکتهای که پرونده را جالبمیکرد این بود که لارکینز بدون اطلاع سارقان و داوطلبانه چنین نقشی را بر عهده گرفته بود. به ادعای خودش، در جمعی تصادفاً نقشهی این سرقت را شنیده بود و آمده بود تا ماجرا را تماشا کند و اگر پلیس سر رسید، فریاد بکشد. او اتفاقا این فرصت را هم نیافت، با این حال دادگاه او را به همدستی محکوم کرد.
مهمترین معیار همدستی برای کاتز شرایط ذهنی همدست است: اگر ذهنِ فرد معطوف به همکاری و مشارکت در انجام شر یا تشویق آن باشد، فارغ از اثری که در عمل به جا میگذارد، باید او را همدست دانست.
کاتز معتقد است که حتی اگر نیت یا کار ما اثری مستقیم بر ارتکاب شر نداشته و تغییری در آن به وجود نیاورده باشد، به هر حال در جهان تغییری ایجاد کردهو بر شرّ موجود در آن افزودهاست.
چکیدهای از نکات مهم مقالهی کاتز را در لینک زیر بخوانید:
https://daneshkadeh.org/global/14661/
@Daneshkadeh_org
Post #289
3.03K