چند اصطلاح رایج در بیزنس:Business در انگلیسی
🆑
@cute_language.
موارد زیر اصطلاح اند و ممکنه در معنی واژه به واژه معنی دیگری بدهند!!😨😨
.
👴 an old hand
فرد زبده و کارکشته
مثال:
He can help us set up a company in Beijing. He's been working in China for many years and speaks Chinese fluently. He's an old China hand.
او میتونه ما رو کمک کنه که یک شرکت در بیجینگ راه بیندازیم، او برای سالیان متمادی در چین کار کرده است و چینی رو روان صحبت میکنه، او یک خبره در(مسایل) چین است.
.
at the 11th hour
در ساعت 11اُم/ در دقیقه90/ خیلی دیر
.
Bring to the table 🍆
هر چیزی که داری رو پیشنهاد دادن/ آنچه در چنته داری رو روی میز آوردن
مثال:
I will meet with Mori to show him what we can bring to the table.
ما با موری قرار ملاقات خواهیم داشت تا به او نشان دهیم چه چیزی رو میتونیم پیشنهاد بدیم
.
price war ♠️
جنگ قیمتها/ رقابت در فروش با پایین آوردن قیمت و ..
.
deep pockets 💰💰
پول زیاد/ پول هنگفت
مثال:
If there is a price war, we won't win because we don't have deep enough pockets.
اگر جنگ قیمت است، ما نخواهیم برد، چون ما پول هنگفت کافی نداریم.
.
down time 😢😢
زمانی که تجهیزات مشکل دارند و یا آماده جلسه/کار نیستند، و طبیعتا" نمیشه فعالیت کرد
مثال:
There will probably be a lot of down time at the conference, so I'm bringing a lot of paperwork.
احتمالا" مشکلات تجهیزاتی زیادی در کنفرانس خواهد بود به خاطر همین کلی دفتر و دستک/کاغذ کاری هام رو دارم میارم
.
free ride 🚕🚕
سواری رایگان/سرویس رایگان
مثال:
Of course we should make them pay for our travel expenses. Why should we give them a free ride?
البته ما میتونیم آنها رو مجبور کنیم که هزینه های سفر ما رو بپردازند، چرا ما باید به آنها سرویس/سواری رایگان بدهیم؟
.
From day one
از روز اول/ از ابتدای کار
مثال:
Mori has been providing the best English-learning web site from day one!
موری از روز اول بهترین سایت آموزش زبان رو راه اندازی میکرده است.
.
I need it yesterday
خیلی زود احتیاج داشتن/ همین الان باید انجام شده میبود
مثال:
Can I send that report to you later this afternoon?
میتونیم امروز بعد از ظهر گزارش رو برات بفرستم؟
No! I need that report yesterday
نه، من اون رو دیروز احتیاج دارم(همین الان هم خیلی دیر است)/ سریع بفرست
.
a two-way street 🚄
معامله و سود دوطرفه است.
مثال:
We want to help you, but we need your help too. It should be a two-way street.
ما میخواهیم که به تو کمک کنیم،اما به کمک تو هم احتیاج داریم، باید دو طرف باشه
.
it will never fly ✈️
هرگز موفق نمیشه/ هرگز پرواز نمیکنه
مثال:
We don't have to worry about their idea competing with ours. It will never fly.
ما نگرانی ایی در مورد ایده رقابتی با خودمان نداریم، ایده آنها هرگز موفق نمیشه
.
put your cards on the table ♣️♥️♠️♦️
کارت های خودت رو رو کن/ کاملا" صادق باش
مثال:
I think it's time to put all of our cards on the table. Here's what we need
من فکر میکنم که زمانش رسیده که با هم صادق باشیم، این چیزی است که اینجا نیاز داریم
.
the lion's share 😺😺
سهم شیر(جنگل)/ قسمت عمده از چیزی
مثال:
If we want the lion's share of the profit, we'll have to do the lion's share of the work.
اگر ما سهم عمده رو از سود میخواهیم باید قسمت عمده کار را انجام دهیم
.
a zero sum game
بازی برد و باخت/ معامله ایی که یکی میبرد و یکی میبازد
مثال:
I don't think this is a zero-sum game. If the customer wins, we win too.
.
🆑
@cute_language