Post #1994
328
Forwarded from در راه.
ObourFaramarz Aslaniبذار نفس بکشم، به گندمزارها نگاه کنم، بذار نفس بکشم، بذار زنده بمونم و عبور کنم، بذار تمام وجودم رو غم بگیره و من عبور کنم، اجازه بده بسوزم، اجازه بده بسوزم و شجاع باشم، بذار بمیرم، بذار بمیرم و عبور کنم، بگذار نفس بکشم، دستهام رو ببین، خون توی رگهام در جریانه، زندهام، بگذار ببینم، بگذار بگذرم، بگذار عبور کنم.