I want to know God's thoughts; the rest are details
ارتباط با ادمین 👇
@cosmologists
Post #3054
4.49K
✅ نوسانات کوانتومی
نوسانات کوانتومی بذرهای ناهمگن ِ حالت فرا پایدار میدان اینفلاتون هستند که طی دوره تورم کیهانی رشد کرده و بزرگ شده اند ، و پتانسیل را به سمت خلاء پایدارتر کاهش میدهند. نوسانات کوانتومی در خلاء، همانطور که در اثر کازمیر نشان داده شده است، احتمالا منبع انرژی تاریک باشند یا دست کم در مقدار مشاهده شده آن مشارکت داشته اند .
ماهیت نوسانات کوانتومی همچنان بحث برانگیز است. در حالی که تئوری کوانتومی پیشبینیهای احتمالی از آمار ظاهرا تصادفی شامل خروجی های آزمایش های تجربی را به دست میدهد، برونیابی این ساختارهای آماری تا مقیاس میکروسکوپی در غیاب یک بستر تجربی اعتبار کاملی ندارد . این با فلسفه بوهر که بر اساس آن پدیدههای کوانتومی را فقط میتوان در یک زمینه تجربی معین تعریف و توصیف کرد، در تضاد است و این یکی از دلایلی که کاربرد نظریه کوانتومی در یونیورس به عنوان یک کلیّت را همیشه مورد تشکیک قرار داده است. همچنین بر مسئله اندازهگیری تأثیر میگذارد: در نظریه دنیاهای متعدد اوِرت، هیچ حالت نوسانگر کوانتومی وجود ندارد، به جز در سطح مؤثری که توسط شاخهبندی و ناهمدوسی تعریف شده است، در حالی که در تئوری های فرورُمبش دینامیکی مانند تئوری GRW (گیراردی، ریمینی و وبر) مکانیک کوانتومی دقیقاً با معرفی یک عنصر شانسی در دینامیکاش ، اصلاح می شود.
جذابیت پایدار تصویر نوسانات مکانیکی کوانتومی که در سطح میکروسکوپی اتفاق میافتد از تفسیر مقادیر چشمداشتی کمیتهای دینامیکی بر حسب میانگینهای آماری ناشی میشود. به عنوان مثال، مفهوم «عدم قطعیت » در روابط عدم قطعیت هایزنبرگ، به تبعیت از بور، احتمالا به منظور ، عدم تعریف پذیری در نظر گرفته شود، همچنین شاید به منظور جهل یا بی دانشی تلقی شود که دو معنای متعارف این اصطلاح در تئوریهای رایج احتمالات هستند . رابطه عدم قطعیت زمان-انرژی اغلب در این بستر مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، این یک رابطه عدم قطعیت است که بیشترین مشکل را ایجاد می کند، زیرا هیچ عملگر زمانی در نظریه کوانتومی وجود ندارد، و در جایی که روابط عدم قطعیت به خوبی تعریف شده است، از نقطه نظر ریاضی، کمیت های درگیر در همه موارد به عنوان مقادیر چشمداشتی ارائه می شوند.
در حالی که چگالی انرژی یک میدان کوانتومی در خلاء (و در نتیجه شاید انرژی تاریک) نیز با یک مقدار چشمداشتی داده میشود، شامل مفهوم "نوسان" نیست، این یک سوال ایجاد می شود که آیا این اصطلاح در سطح میکروسکوپی توان توضیحی واقعی دارد یا خیر؟ با این حال، کاربرد نوسانات در سطح میکروسکوپی، به دنبال رشد تصاعدی در دوره تورمی، برای توضیح شکلگیری ساختار در جهان بسیار اولیه ، وجود دارد . اینکه آیا این با تئوری دنیاهای متعدد سازگار است یا خیر، بستگی به این دارد که آیا برهم نهی حالت هایی که تغییرات کوچکی در (مقادیر چشم داشتی) چگالی انرژی نشان می دهند، ناهمدوس می شوند یا خیر! برهم نهی آنها ممکن است تقارن کامل داشته باشد، اما هیچ یک از مولفه ها هنگام ناهمدوسی ، نیازی به تقارن ندارند.
@cosmos_physics
نوسانات کوانتومی بذرهای ناهمگن ِ حالت فرا پایدار میدان اینفلاتون هستند که طی دوره تورم کیهانی رشد کرده و بزرگ شده اند ، و پتانسیل را به سمت خلاء پایدارتر کاهش میدهند. نوسانات کوانتومی در خلاء، همانطور که در اثر کازمیر نشان داده شده است، احتمالا منبع انرژی تاریک باشند یا دست کم در مقدار مشاهده شده آن مشارکت داشته اند .
ماهیت نوسانات کوانتومی همچنان بحث برانگیز است. در حالی که تئوری کوانتومی پیشبینیهای احتمالی از آمار ظاهرا تصادفی شامل خروجی های آزمایش های تجربی را به دست میدهد، برونیابی این ساختارهای آماری تا مقیاس میکروسکوپی در غیاب یک بستر تجربی اعتبار کاملی ندارد . این با فلسفه بوهر که بر اساس آن پدیدههای کوانتومی را فقط میتوان در یک زمینه تجربی معین تعریف و توصیف کرد، در تضاد است و این یکی از دلایلی که کاربرد نظریه کوانتومی در یونیورس به عنوان یک کلیّت را همیشه مورد تشکیک قرار داده است. همچنین بر مسئله اندازهگیری تأثیر میگذارد: در نظریه دنیاهای متعدد اوِرت، هیچ حالت نوسانگر کوانتومی وجود ندارد، به جز در سطح مؤثری که توسط شاخهبندی و ناهمدوسی تعریف شده است، در حالی که در تئوری های فرورُمبش دینامیکی مانند تئوری GRW (گیراردی، ریمینی و وبر) مکانیک کوانتومی دقیقاً با معرفی یک عنصر شانسی در دینامیکاش ، اصلاح می شود.
جذابیت پایدار تصویر نوسانات مکانیکی کوانتومی که در سطح میکروسکوپی اتفاق میافتد از تفسیر مقادیر چشمداشتی کمیتهای دینامیکی بر حسب میانگینهای آماری ناشی میشود. به عنوان مثال، مفهوم «عدم قطعیت » در روابط عدم قطعیت هایزنبرگ، به تبعیت از بور، احتمالا به منظور ، عدم تعریف پذیری در نظر گرفته شود، همچنین شاید به منظور جهل یا بی دانشی تلقی شود که دو معنای متعارف این اصطلاح در تئوریهای رایج احتمالات هستند . رابطه عدم قطعیت زمان-انرژی اغلب در این بستر مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، این یک رابطه عدم قطعیت است که بیشترین مشکل را ایجاد می کند، زیرا هیچ عملگر زمانی در نظریه کوانتومی وجود ندارد، و در جایی که روابط عدم قطعیت به خوبی تعریف شده است، از نقطه نظر ریاضی، کمیت های درگیر در همه موارد به عنوان مقادیر چشمداشتی ارائه می شوند.
در حالی که چگالی انرژی یک میدان کوانتومی در خلاء (و در نتیجه شاید انرژی تاریک) نیز با یک مقدار چشمداشتی داده میشود، شامل مفهوم "نوسان" نیست، این یک سوال ایجاد می شود که آیا این اصطلاح در سطح میکروسکوپی توان توضیحی واقعی دارد یا خیر؟ با این حال، کاربرد نوسانات در سطح میکروسکوپی، به دنبال رشد تصاعدی در دوره تورمی، برای توضیح شکلگیری ساختار در جهان بسیار اولیه ، وجود دارد . اینکه آیا این با تئوری دنیاهای متعدد سازگار است یا خیر، بستگی به این دارد که آیا برهم نهی حالت هایی که تغییرات کوچکی در (مقادیر چشم داشتی) چگالی انرژی نشان می دهند، ناهمدوس می شوند یا خیر! برهم نهی آنها ممکن است تقارن کامل داشته باشد، اما هیچ یک از مولفه ها هنگام ناهمدوسی ، نیازی به تقارن ندارند.
@cosmos_physics




