یک تئوری چند تعبیر
تعابیر مختلف از تئوری کوانتوم توسط بنیانگذارانش
نیلز بور: بور ایدهی جهان کوانتومی را به کلی رد کرد (یعنی این فقط تئوری را در اتمها میدید و آنرا به جهان بزرگتر تعمیم نداد)
بور میگفت: «هیچ جهان کوانتومی وجود ندارد. ذرات مادی منزوی و انتزاعی هستند و ویژگیهای آنها از طریق برهمکنش با سیستمهای دیگر تعریفپذیر و مشاهدهپذیر است».
هایزنبرگ: اما هایزنبرگ معتقد بود که جهان کوانتومی وجود دارد؛ ولی کارکرد آن با جهان ما متفاوت است. او میگفت: «اتمها یا ذرات بنیادی چندان واقعی (مثل پدیدههای زندگی روزمره ما) نیستند؛ آنها جهانی از احتمالات یا امکانات را تشکیل میدهند و نه از چیزها یا واقعیتها.»
پاسکوال جردن: وی بر این باور بود که «مشاهدات نه تنها برای آنچه باید اندازهگیری شود مزاحمت ایجاد میکنند، بلکه آن را بوجود میآورند.» جردن بر این باور بود که اندازهگیری الکترون «آنرا وادار میکند تا مکان معینی به خود بگیرد.» یعنی اگر آن طور که نیلز بور ادعا میکرد که جهان کوانتومی وجود ندارد، اندازهگیریها نمیتوانند چیزی را وادار کنند که در آنجا رخ دهد.
ولفانگ پاولی: نظر پاولی هم با بور متفاوت بود. پاولی اعتقاد داشت که مشاهده اثرات نامعینی دارد که در سیستمهایی که مورد مشاهده قرار میگیرند، به شکلی کنترلناپذیر اختلال ایجاد میکنند.
📚 «چه چیزی واقعی است؟»
آدام بکر
@cosmos_physics
Post #3037
3.48K