TGViewer
Channel Public Channel
Someone, Somewhere

Someone, Somewhere

@colourlessastroid

ناشناس:
t.me/HidenChat_Bot?start=2052148866
Subscribers
131
Photos
329
Videos
33
Links
71

Showing posts older than #839 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #838 31
مانستر دارم می‌خورم و در حین خوردنش چشمام هی می‌ره روی هم و خوابم می‌گیره. واقعا عالیه.
Post #837 30
واقعا گوش کردن به ویسای پرنیا روح‌مو شاد می‌کنه-
Post #833 26
تنها کسی که باهاش عکس عاشقانه دارم شرکه.
Post #832 28
毒の木¹⁸¹⁹ ۹ـ از چه چیزی بیشتر از مرگ می‌ترسی؟
روز نهم


آدم‌ها.
Post #830 28
خدا خودش بدون اسپرسوساز کمکم کنه تبریز.
  • 💔 3
Post #829 30
Someone, Somewhere مَلَکی سر به ندامت برخاست که چرا آتش توایم و خاکت؟ که چرا زلف گره‌زده‌ایم بر راهت؟ که چرا پر پروانه‌ی ما شکسته در نگاهت؟ و چرا روی تو نشسته سمت هرشمع و پناهت؟ ملکان یک‌صدا سر به ندامت بردند که چرا آتش و خاک؟ که چرا روی تو راه؟ چرا درد به ما؟ درمان ز تو؟ چرا…
بار هزارمه که ادیتش می‌کنم و هربار می‌گم دیگه بسه یه چیز جدید برای ادیت کردن پیدا می‌کنم...
Post #826 31
مَلَکی سر به ندامت برخاست
که چرا آتش توایم و خاکت؟
که چرا زلف گره‌زده‌ایم بر راهت؟
که چرا پر پروانه‌ی ما شکسته در نگاهت؟
و چرا روی تو نشسته سمت هرشمع و پناهت؟

ملکان یک‌صدا سر به ندامت بردند
که چرا آتش و خاک؟
که چرا روی تو راه؟
چرا درد به ما؟ درمان ز تو؟
چرا زخم به ما؟ مرهم ز تو؟

همگان این ندامت بشنید
روی آینه‌ای شکسته از خود بنشست
و خندید
پس سکوتی برخاست
دل آشفته‌ی خود را برداشت
به پسی رفت و غمی را بگذاشت
تکه‌ی آینه از غم بگداخت
و ملک، یک صدا، بنواخت:

«که همه درد عدم از سر تنهایی بود؟
این همه بال‌شکسته
این همه زخم نبسته
از سر قلبِ گسسته
از سر تنهایی بود؟

تو که در خویش شکستی
در همان تکه‌شکسته، رخ معشوق بدیدی

پس چرا شکسته پر پروانه‌ی پاک؟
و چرا پاک را کردی آلوده به خاک؟

ملک سر به خودش برد و دمی؛
دگر هیچ نپرسید
و به ساز شمع پروانه‌کشش
دگر هیچ نرقصید

#P
  • ❤ 3
Post #825 28
毒の木¹⁸¹⁹ ۸- عجیب‌ترین غذایی که احتمالاً امتحان می‌کنی چیه؟
روز هشتم


نمی‌دونم من دوست ندارم غذاهای عجیب بخورم.😭
Post #824 27
اینستام ترکیبی از میکاپ و اسلحه‌های سرد و گرم و حیوانات مختلف و بافتنی شده-
  • ❤ 1
Post #823 30
دوباره مهمون داریم و کافیه یکی باز بگه که چرا بین این همه جا تبریزو انتخاب کردی که منم بگم چرا بین این همه جا خونه‌ی ما رو برای اومدن انتخاب کردید.
Post #822 30
Someone, Somewhere از بس آرتی رو با جمله‌ی می‌رم ایمو می‌شم تهدید کردم که خواب دیدم واقعا ایمو شدم بعد هرکاری می‌کردم نمی‌تونستم به حالت عادی برگردم و داشتم جلوی آینه گریه می‌کردم که یه جوجه تیغی«مغزم چی زده» اومد بهم گفت تو دچار نفرین ایمویی شدی مجبوری تا آخر عمرت ایمو بمونی.…
بعد جوجه‌تیغی با حالت رقص آمبولانسی وارد اتاق شد و داشت بهم همزمان می‌خندید. اصلا نمی‌دونم چرا دارم همچین خواب چرتی رو با جزئیات تعریف می‌کنم.😭
Post #821 30
از بس آرتی رو با جمله‌ی می‌رم ایمو می‌شم تهدید کردم که خواب دیدم واقعا ایمو شدم بعد هرکاری می‌کردم نمی‌تونستم به حالت عادی برگردم و داشتم جلوی آینه گریه می‌کردم که یه جوجه تیغی«مغزم چی زده» اومد بهم گفت تو دچار نفرین ایمویی شدی مجبوری تا آخر عمرت ایمو بمونی.
«ایمو بد نیست ولی از اون ایموهای بد شده بودم. نمی‌دونم چطوری توضیح بدم ولی ایموی خوبی نبود.»
Post #820 29
امتحانا نه می‌ذارن کتاب بخونم نه برم تیراندازی...
Post #819 34
毒の木¹⁸¹⁹ ۷ـ اگه خاطراتت کتاب بود، اسم فصل فعلی زندگیت چی می‌شد؟ چرا؟
روز هفتم


مغز بلااستفاده

نمی‌دونم، فقط می‌دونم هشت ماهی هست که مغزم دیگه مغز قبلیم نیست و نمی‌دونم کی قراره مثل قبل بشه
Post #818 35
Someone, Somewhere کوروازون😭
یادم رفت بگم از پرنیا دزدیدم. همیشه با ذکر منبع دزدی می‌کنم.😔
Post #817 29
وقتی دکتر آکازا رو معاینه کرد و گفت معلومه خیلی بهش می‌رسید حالش خوبه شادی چند روزمو فراهم کرد-
  • ❤ 1
Post #816 31
کوروازون😭
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →