• Aesthetic Wandering •
[ Classics works under ©️ Disclaimer of Section 107-Act 1976 as Fair Use for Criticism & Research. ]
Post #2039
203
Hey!
Listen...
Listen...
CL @classophily

Yesterday
I felt so strong
That I left myself behind

ساقیا یک-دو سحر بر جگرم رحمی کن
بلبلا! خوشسخنی، با لب من نظمی کن
مستیِ هر شکنش گو و کمان کمرش
آن شکرخوانِ لبش گو و کران نمکش
تن دُردانه کشش گو که چو پر در باد است
چشم وی در نظرت چون مَه شب در بام است
بُلبُلا خواب مرو وز گُلت افسانه بگو
یار بین، جامِ تنش خواه و لب از رنگ لبو
ساقیا خواب بُودم، این سحرم خوشتر شُد
یاد سیمینه تنان با مِیِ تو مِهتر شد
چون که هوشیار شوی درد و غمت سنگین است
همچو هوری که سرش غرقِ مِیِ رنگین است
Classics WHAT THE *UCK IN SEVEN HELLS IS GOIN' ON?
