اصطلاحات پرورش انگور
🍇
پته (pətə): موقعی که کشمش یا سبزه خشک شد بعضی دانههای آن دیر خشک میشود و هنوز کاملا خشک نشده است که به آن پته گفته میشود.
پتهلهمخ (pətələməx): عمل جدا کردن پته یعنی کشمش یا سبزه خشک نشده از خشک شده.
چالقی (çalqı): وسیله ای مانند جارو که از بستن ترکه های چوب به همدیگر درست شده و جهت پاک کردن کشمش یا سبزه از چوبش استفاده میشود.
چالماخ (çalmax):عمل جدا کردن کشمش یا سبزه خشک شده از چوبش با کمک وسیله ای به نام چالقی.
چرز (çərəz): مکانی است که مردم انگور خود را به متصدی آن تحویل میدهند و او از آن دوشاب تهیه میکند.
چؤوورمخ (çövürməx): وقتی یک طرف خوشه انگور خشک شد طرف دیگر آن را بر میگردانند تا خشک شود به این عمل چؤوورمخ میگویند.
دوندارما سویو (dondarma suyu): آبی که در آغاز فصل سرما به تاکستان داده میشود تا در زمین یخ ببندد و موجب نابودی آفات و حشرات شود.
زینگ باسماخ (zing basmax): آفت زدن انگور
زینگیرته (zingirtə): خوشه کوچک انگور و یا بوته ای از خوشه بزرگتر. چنانکه اگر یک خوشه انگور را که مانند یک درخت دارای بوتههایی است تصور کنیم هر شاخه از این خوشه یک زینگیرته نامیده میشود.
ساخلیم (saxlım): خوشه
سبزه (səbzə): کشمشی که با اغشتن انگور سفید به ماده شیمیایی به دست میآید. اینکار را با ریختن ماده شیمیایی بهمراه آب در پاتیل بزرگی انجام میدهند.
سبزه باسماق (basmax səbzə): عمل فرو بردن سبدهای پر از انگور در ماده مخصوص شیمیایی و سپس پهن کردن انگورها روی ورزن یا پشت بام تا خشک شود و تبدیل به سبزه شود.
سووورماخ (sovurmax): جدا کردن مواد زاید از کشمش یا سبزه با کمک باد را گویند.
قانا (qana): هر کرتی باغ انگور که به شکل حرف یو لاتین است. فکر میکنم تنها قعر این کرتی یو شکل را قانا میگویند.
کیشمیش (kişmiş): کشمشی که بدون زدن ماده شیمیایی به انگور تهیه میشود.
گزندایی (gəzəndayı): نوعی انگور
گیله (gilə): حبه انگور
مؤوره (mövrə): مو جدا شده از شاخه انگور که خشک شده باشد.
مؤوهشه (mövəşə): مو جدا شده از شاخه انگور که خشک نشده باشد.
میلاخ (milax): انگوری که برای زمستان با طناب از سقف آویزان میکنند.
ورزن (vərəzən): محوطهای از باغ که شیبش به طرف آفتاب است. روی آنرا با کاهگل اندوده و انگورها را برای خشک شدن و تهیۀ کشمش یا سبزه روی آن پهن میکنند.
🍇
زبان و ادبیات ترکان خراسان
@xorasanturk
🍇🌹🍀🙏🏻
Post #5341
45
Forwarded from خوراسان تورکلرینین دیل و ادبیاتی
- ❤ 2