TGViewer
Channel Public Channel
آرامش (چهلسالگي)...

آرامش (چهلسالگي)...

@chehel_salegi

بفرمایید چن جرعه عشق و آرامش!

کانالی برای رسیدن به خودمون
جایی برای شنیدن حرف دل،
عاشقانه هایی که بر دل آویزونن

کپی با ذکر منبع،نوش جان

@ghasemhalajian
@safar_chehelsalegi کانال سفرنامه های من

https://instagram.com/ghasem_hallajian?igshid=YmMyMTA
Subscribers
31K
Photos
9.5K
Videos
2.7K
Links
4.1K
Recent Posts 20 shown
Post #34603 239
💬یاد شیرین مرگ (۱۴۳)


اخیرا توی شهرهای بزرگ به‌ جای اینکه برای مراسمای ختم‌ شون مداح بگیرن؛ یه تم خاص لباس اعلام می‌ کنن که مهمونا بپوشن. بعد تالار می‌ گیرن با یه دی‌جی مرد و زن و به این شکل مراسم رو برگزار می‌ کنن!🍏

بدون قضاوت ببینیم و عبور کنیم 🙏

🆔 @chehel_salegi
  • 🤔 6
  • 👎 5
  • 😁 2
  • 👏 1
  • 💔 1
  • 🤷 1
Post #34602 803
از یه سنی به بعد تکلیف آدم با مهم ترین دارایی اش یعنی زندگی روشن تر است.از یه سنی به بعد آدمی باید خودش را در آغوش بکشد و ادامه حیات را برقصد...

من آماده ام از فردا بلندتر بخندم، شدیدتر گریه کنم،
آنهایی را که دوست میدارم‌،عمیق تر دوست بدارم و نزدیک شوم به هر آنچه که هستم....🍏
..................................................
خونه کوچیک من در « بله » برای روزها و شب‌های قحطی نت👇
https://ble.ir/khalass
  • ❤ 15
  • 👏 5
  • 🕊 3
  • 🔥 1
Post #34601 1.42K
💬اصلا چرا باید معمولی را ول کنم و بروم سراغ یک چیز مخصوص؟

من بیشتر روزها برای ناهار بقچه‌ی غذا می‌بندم و می‌برم سرکار. سر ظهر غذا را می‌اندازم توی مایکروویو و یک دقیقه اشعه بهش وارد می‌کنم تا گرم بشود. بعد هم می‌روم پشت کامپیوترم و همان‌طور که می‌زنم توی سر صفحه‌ی کلید، غذا را میل می‌کنم. امروز با خودم غذا نبرده بودم و مجبور شدم بروم کافه‌ی طبقه‌ی پایین. مِنوی غذا را زده بودند به دیوار. بین همه‌ی حیواناتی که کشته‌ شده بودند، مرغ چشمم را گرفت. به آشپز گفتم یک ساندویچ مرغ بده ببرم بالا. گفت مرغِ چی؟ منظورش را نفهمیدم. خواستم نمک بریزم و بگویم «فامیلِ مرغ منظورته؟ مرغِ اسدزاده» که پشیمان شدم. هم بابت خنک بودن این جوک و البته به دلیل ذوالفقاری که توی دستش بود. پس فقط گفتم: «ها؟». گفت: «مرغ معمولی یا مخصوص». مخصوص از آن کلمه‌هایی است که آدم را به وسوسه می‌اندازد. مثل اسم شهلا یا فرامزر. چرا آدم باید مخصوص را ول کند و برود سراغ معمولی؟ گفتم مخصوص. ذوالفقار را برداشت و افتاد به جان مرغ اسدزاده. ساندویچ مخصوص را گرفتم و حساب کردم و برگشتم پشت میزم. گاز اول را زدم. مزخرف بود. مزه‌ی کود می‌داد. مزه‌ی پیاز گندیده. مزه‌ی‌ چرندترین ادویه‌ای‌ که می‌شد درست کرد. مخصوص و مزخرف. انداختمش سطل آشغال. رفتم پایین. به آشپز الکی گفتم «سیر نشدم. یه معمولی هم بده». ترسیدم عصبانی بشود. معمولی را گرفتم و رفتم بالا. مزه‌ی بهشت می‌داد. نه تند بود. نه بدمزه. بدون ادویه‌ی مخصوص. طعم خوش معمولی.

صد سال پیش یک همسایه داشتم که خلبان بود. بار اولی که فهمیدم خلبان است می‌خواستم بپرم دستش را ببوسم. من تا حالا خلبان از نزدیک ندیده بودم. همیشه تصور می‌کردم مثل تام کروز کلاه خلبانی سرش می‌گذارد و می‌پرد پشت اف-شانزده و قیقاج می‌دهد. بعدها گفت که خلبان هواپیمای مسافربری است و از این ایرباس‌هایی که کمی‌بزرگ‌تر از اتوبوس‌های سیر و سفر هستند، می‌راند. ناامیدم کرد. بهش گفتم چرا جت‌ مخصوص جنگی نمی‌رانی؟ بزرگوار همان‌جا یک چیزی گفت که خلاصه‌ی ترجمه‌اش این بود: «مگه مرض دارم هواپیمای معمولی و پر از شهلا و فرامرز رو ول کنم و برم هواپیمای مخصوص جنگی برونم؟ که چی؟ شب مثل آدم می‌خوابم و صبح مثل آدم بیدار می‌شم». در لحظه توی دلم بهش فحش دادم که کاش اصلا راننده‌ی مینی‌بوس خط شوش می‌شد. نمی‌فهمیدم. تا امروز که مرغِ اسدزاده را خوردم و فهمیدم که معمولی بهتر است.

معمولی واقعا خوب است. حالا که زندگی مخصوص‌مان پوتین‌ گذاشته روی گردن‌مان بهتر این را می‌فهمم. اصلا چرا باید معمولی را ول کنم و بروم سراغ یک چیز مخصوص؟ مخصوص با خودش پیچیدگی و دردسر می‌آورد. در عوض معمولی بودن با خودش سادگی می‌آورد. البته طوری دارم حرف می‌زنم که انگار معمولی بودن کار ساده‌ای است و به انتخاب آدم بستگی دارد. مگر داشتن زندگی معمولی کار راحتی است؟ زندگی معمولی موهبت است. صبح‌ها معمولی از خواب بیدار بشوی. مثلا با خبر زایمان خرس پاندای باغ‌وحش پکن روزت را شروع کنی و نه با خبر اعدام آدم‌ها. خیلی معمولی شام بروی خانه‌ی عزیزت و شب، خیلی معمولی برگردی خانه. خیلی معمولی بروی سر کار. خیلی معمولی بلیت بخری و سوار هواپیمای معمولی بشوی. خیلی معمولی بروی توی خیابان و خیلی معمولی ورزش کنی. خیلی معمولی وقتی دلت برای کسی تنگ شده به او زنگ بزنی و تصویرش را ببینی. خیلی معمولی تلفنت به اینترنت وصل باشد. خیلی معمولی بزرگ بشوی، معمولی زندگی کنی و معمولی پیر بشوی. خیلی معمولی هم بمیری. هزار بار بهتر از مخصوص بودن است. مخصوص و بی‌فایده و بیهوده. من ترجیح می‌دهم یک آدم معمولیِ ساکن یک شهر معمولی باشم که هیچ اسمی در هیچ خبری از آن نباشد. ولی خب. متاسفانه ما خیلی مخصوص به دنیا آمده‌ایم و تیترخورمان عالی است. ما مرغ معمولی‌ای‌ هستیم که آشپز با ذوالفقارش ما را به زور مخصوص کرده است. پوف!

#فهیم_عطار🍏
@fahimattar
🆔 @chehel_salegi
  • ❤ 41
  • 👍 31
  • 👏 9
  • 👎 2
  • 🙏 1
Post #34600 1.4K
آرامش (چهلسالگي)... 💬یاد شیرین مرگ (۱۴۱) یه عکس از یه عنکبوتی که در لیوان گیر کرده بوده، نمی تونسته بیاد بیرون، انقدر تار بافته تا بیاد بالا ولی قبلش تارهاش تموم شده و مرده. یکی نوشته بود "مُرد ولی نه در انتهای لیوان"!🍏 🆔 @chehel_salegi
💬یاد مرگ (۱۴۲)

چندماه پیش ، یه روز بابا اومد خونه و با ذوق گفت : یه چراغ قوه خریدم که چند نوع روشنایی داره ، چراغ خطر هم داره ، خیلی بدرد میخوره تو ماشین باشه....دیشب از همون چراغ قوه استفاده کردم تا توی تاریکی از سر خاکش برگردم....زندگی همینقدر ......😔💔
نویسنده:؟
https://ble.ir/khalass
..................................................
عکس حضرت پدر ؛ حدود شش سال قبل ؛ در حال مرمت سنگ مزار مادرجانشون ( مرحومه فاطمه گل سروش حدادی ) ... جایی که آبانماه ۱۴۰۴ به وصیت خودشون ؛ در آغوش مادر آروم گرفتن🍏
🆔 @chehel_salegi
  • 😭 39
  • ❤ 22
  • 🕊 12
  • 💔 7
  • 😢 2
  • 💋 1
Post #34599 1.56K
آرامش (چهلسالگي)... 💬اگه دوس داشتین برام بنویسید! شما هم فرق خودتونو از نظر رفتاری با ۵ سال پیشتون متوجه می‌شید ؟ بات ناشناس برای ارسال پاسخ 👇 https://t.me/HarfBeManBOT?start=NTAzNDEzNjE .................................................. دوستان نزدیکم میدونن که خودم در این…
شما محبت کردین و در پاسخ به این درخواست 👇 فرستادین :
https://t.me/chehel_salegi/34598
#پیام_ناشناس

من یه زن ۴۲ ساله ام ، مادر ۲ فرزند و از نظر شغلی زنی موفق هستم . ۵ سال پیش همین ۳ جمله بالا رو راحت نمیتونستم بنویسم ! و احساس می‌کردم اینکه سنم رو بگم یعنی اعتراف کردم به پیر بودنم ...ناتوان بودم ....اینکه در بدو آشنایی به کسی بگم دو پسر نوجوان دارم یعنی دارم میگم من یه زن کسل پر دغدغه ی به درد نخورم !
و از نظر شغلی خودم رو موفق نمیدونستم اصلا و هنوز دنبال رویاهای عجیب غریب بودم .....نمیدونم چهل سالگی با من چه کرد !!!!
تابوی خیلی چیزها برام شکست ...چشمم باز شد ...دیگه خودم رو دوست دارم ...به خودم افتخار میکنم که ۲ فرزند رو دارم پرورش میدم و از خودم راضیم که با تلاش زیاد و توی این شرایط شغل آبرومندی دارم ...و تو سن ۴۰ سالگی شروع کردم و مجدد درس خوندم ....رانندگی میکنم ...ورزش میکنم .....فکر می‌کنم و حرف میزنم !!!!
دیگه نمی‌ترسم .از قضاوت ها نمی‌ترسم آدم‌ها رو می‌پذیرم. اگر دوستی مدتها ازم خبر نگیره برخلاف گذشته تو دلم قهر نمیکنم باهاش ! میدونم مشغول بوده و بالاخره بالاخره سراغمون میگیره و همونم غنیمته!!!!
میدونم همه خاکستری هستند ....حتی خودم هر چند خودم خودم رو خیلی قبول داشته باشم !
میدونم لزوما همه مثل من فکر نمیکنن !!!
خلاصه اینکه به نسبت ۵ سال پیش خیلی چیزهارو پذیرفتم و چقدر راحت زندگی میکنم ....چقدر راحت شدم .چقدر از استرس هام و غصه های بیخودم بابت آدمها کم شد
و الان دارم فکر میکنم ۵ سال بعد چی؟؟؟؟ !!!!!!

پاسخهای خودتون و رفقای کانالم در « بله » رو در اینجا میخونم 👇
https://ble.ir/khalass/3086657272200244301/1791877224550
  • ❤ 29
  • 👏 21
  • 🕊 2
  • 🤷 1
Post #34598 1.75K
💬اگه دوس داشتین برام بنویسید!

شما هم فرق خودتونو از نظر رفتاری با ۵ سال پیشتون متوجه می‌شید ؟

بات ناشناس برای ارسال پاسخ 👇
https://t.me/HarfBeManBOT?start=NTAzNDEzNjE
..................................................
دوستان نزدیکم میدونن که خودم در این مدت حداقل سه بار پوست کندم بلخاط رفتاری .... بخشی از اون رو میشه به « سن و سال » ربط داد ‌. بخشی رو قطعا مدیون استادان و رفقام و مخصوصا توصیه های حضرت پدر هستم . بخشی هم جبر زمانه ست که رفتار ما رو تقویت یا تضعیف می‌کنه .... خیلی با خودم در مورد « حلاجیان ِ پنجسال بعد » حرف میزنم و از الان خیلی خیلی دوسش دارم .

حلاجیان‌ 🌈
پاسخهای خودتون و رفقای کانالم در « بله » رو در اینجا میخونم 👇
https://ble.ir/khalass/3086657272200244301/1791877224550
  • 👏 17
  • ❤ 5
  • 💔 5
  • 👍 2
Post #34597 2.03K
💬برای روز « حافظ »

بهاءالدین خرمشاهی در کتاب حافظ‌نامه دربارهٔ تأویل‌پذیری شعر حافظ نکات ارزشمندی گفته‌اند که عمیق و جالب‌توجه‌اند. در همین بخش، جمله‌ای دربارهٔ حافظ نوشته‌اند که به‌گمانِ من بهترین تعریف، توصیف و روایتِ حافظ و دلیل ماندگاری شعر او از پسِ این‌همه‌سال است:

[حافظ گوشه‌های نزیسته را زیسته است؛ گوشه‌های پنهان‌مانده را که کمتر کسی توانسته بزید، زیسته و اندیشه کرده و به‌شعر درآورده است!]
https://ble.ir/khalass
خلاصه‌اش این می‌شود که اگر قصد داری هنرمند باشی و نامت به‌جاودانگی بماند، گوشه‌های نزیسته زندگی را زندگی کن. هنر، همان‌جایی رقم می‌خورد که در دسترس کسی نیست و تمام ساحت‌‌های تجربه‌اش نصیب تو می‌شود.

جدا از این رهنمود عملی برای هنرمندشدن، گمانم حافظ این نسخه را برای همهٔ ما پیچیده است: در هر منصب و هر شکل و شمایل و هر ساحتی از زندگی هستی، گوشه‌های نزیسته و تجربه‌نکرده را به‌تمامی زیست کن!

فاطمه بهروز فخر 🍏
🆔 @chehel_salegi
  • ❤ 15
  • 👍 7
  • 🤔 2
Post #34596 2.06K
آدم به چهل که میرسد آدم‌ها را از بر شده.دست‌کم من چنینم. با کسی دو کلام حرف می‌زنم، می‌دانم ته‌ش چه‌خبر است.

با کسی یک لقمه نان می‌خورم، می‌فهمم آخر و عاقبتش چه می‌شود. یک‌جوری آدم‌ها برایم رو هستند که تعجب می‌کنم.یک حال نبوتی واقعا در چهل سالگی سر وقت آدم می‌آید. نبوت یعنی خبرداشتن.
🆔 @chehel_salegi
آدم چهل‌ساله که می‌شود خبر دارد. آدم بلد میشود هی دور فکرهایش قلم قرمز بگیرد و به‌خودش دروغ بگوید که: «داری اشتباه می‌کنی! خیال بد نکن!» آدم چهل‌ساله که می‌شود همه‌چیز به‌طرز عذاب‌آوری شفاف می‌شود، اما آدم ترجیح می‌دهد از این جهنم سوزان به بهشت مه‌آلود ذهنش پناه ببرد. خودفریبی گاهی التیام تمام زخم‌های تاریخ آدمی است.

سعید باباوند🍏
  • 👍 44
  • ❤ 13
  • 💔 13
  • 👏 10
Post #34595 2.22K
💬بعد از مامان .... !

مامانم از آن مدل زن‌های خانه‌دار بود که غیر از اینکه صرف‌وسلوک‌ساز بود و هزاران بار با هیچی یک سفره‌ی آبرومندانه برای داماد‌ها و عروس‌ها انداخته بود که همه‌مان انگشت به دهان می‌ماندیم از بس این زن دورهمی را دوست داشت و همیشه سفره‌اش به راه بود و تا بود همیشه دورهمی‌هایمان پابرجا بود.
بعد از مامان هیچکس دیگر تخمه‌های خربزه را جمع نمی‌کرد که بعدش ریش‌ریش‌ها را ازشان جدا کند و بشورد و نمک بزند و بعد از خشک شدنشان آنها را بو بدهد. تخصص عجیبی داشت در این کار.

عصرهای بلند تابستان که می‌شد بعد از تمام کردن رج‌های قالیش تخمه‌های خربزه را که شور کرده بود در تابه می‌ریخت و مرتب هم می‌زد که حسابی بوداده شود و حتی گاهی هم مثل پسته پوسته‌ها می‌ترکید  و خندان می‌شدند. آن‌وقت دورهم جمع می‌شدیم و تِق‌تِق می‌شکستیم و کنار همدیگر گفتگو می‌کردیم. کجاش به این تخمه‌های کدو و جاپونی بدطعم که هر از گاهی هم داخل دهان آدم را به گند می‌کشند انگار که مزه‌ی پس‌گردنی می‌دهند.
🆔 @chehel_salegi
حالا که دارم تخمه‌های خربزه را بعد از شستن‌شان نمک می‌زنم و در سبد ریخته‌ام تا آفتاب خشک‌شان کند یاد همه‌ی آن روزها و هنرمندی‌های مامان می‌افتم.
من هیچ وقت نتوانستم به قدر مامانم حوصله به خرج بدهم که ریش ریش ها را از تخمه جدا کنم، تخمه‌های پوک را از باقی تخمه‌ها سوا کنم و یک آجیل مشتی منحصربفرد برای بروبچه آماده کنم. فقط مامانم در این کار تخصص داشت. و هیچکدام از دخترانش این کار را ادامه ندادند. هیچکدام از خواهرهایم حوصله‌شان نمی‌رسد تخمه‌ها را جمع‌آوری کند، بترشاند  که الیاف از تخمه‌ها جدا بشود، بعد هم باقی پروسه. حوصله‌ی آدم‌های امروز به این کارها نمی‌رسد.
اصلا همه‌ی این حرف‌ها بهانه است. امروز من دلم برای مامان و همه‌ی وجودش و همه‌ی مهارت‌هایش و همه سلوک‌سازی‌هایش تنگ شده است. همین.

#مرضیه_گیلاسی 🍏

‌‌‌خونه کوچیک من در « بله » برای روزها و شب‌های قحطی نت👇
https://ble.ir/khalass
  • ❤ 74
  • 😢 27
  • 💔 22
  • 😭 5
  • 🔥 2
Post #34594 2.44K
آرامش (چهلسالگي)... لازم نیست دوستت دارم را فریاد بزنید! #دخترها بزرگترین رسانه ی سراسری عشق هستن ؛ خالصانه عاشقشان شويد وآرام درگوششان بگوييد دوستت دارم و بین خودمان بماند "خودشان جهان را با خبر می کنند". پرویز جلیلی🌺 #روز_دختر @chehel_salegi
💬من با عشق بزرگ شدم؛ در روزگاری که اولین گناه هر دختر به دنیا اومدنش بود

زمان ما روز دختر نبود؛ ما دلمون خوش بود به این جمله‌ی بابا که خونه بوی دختر می‌ده. ما دلمون خوش بود به نگاه راضی مامان؛ که آفرین و صدآفرین و هزارآفرینمون بود. خنده‌ و رضایت بابا مامان سقف تمام خوشی‌هامون بود.

اون روزا دختر بودن صورتی و اکلیلی نبود؛ ناز و نیاز نبود؛ تلاش بود؛ تلاشی آرام و مداوم برای کسب همزمان هویت شخصی و رضایت دیگران.

اون روزا بچه‌ها نه اتاق شخصی داشتند، نه کمد شخصی، نه حتی حوله‌ و بشقاب شخصی. تقریباً هیچ‌چیز متعلق صرف به ما نبود؛ حتی انتخابا و تصمیمامون. ما جزئی از یک کل بودیم؛ کلی که اسمش خانواده بود. هر کدوم از ما آجر کوچیکی بودیم در ساختن اون کُل.
ما دیده نمی‌شدیم. اگه خواسته‌ای داشتیم، در خواسته‌های جمع ذوب می‌شد؛ «یکی برای همه و همه برای یکی» قانون نانوشته‌ی زندگی‌ ما بود....ما ولی خوشحال بودیم؛ با همه‌ی کمبودها و نبودها، با همه‌ی تیزی‌ها و سختی‌های زندگی. ما به خونه هویت می‌دادیم؛ با عشق، با تلاش، با همدلی، با انعطاف، با هم.
من با عشق بزرگ شدم؛ در روزگاری که اولین گناه هر دختر به دنیا اومدنش بود. من کنار آدم‌هایی بزرگ شدم که خود زندگی بودند؛ پر از عاطفه، پر از رنج و پر از زیبایی.
https://ble.ir/khalass
من با همه نداشته‌هام ثروتمندترین بودم. چون این فرصت رو داشتم که شبیه بقیه رشد نکنم. که زندگی رو به شکل خودم تجربه کنم. من این امکان رو داشتم که به شیوه خودم عاشق بشم و عشق بورزم، به سبک خودم از رنج بگذرم و دلتنگی رو تاب بیاورم.

بچگی من صورتی و تورتوری و اکلیلی نبود، اما تا دلتون بخواد رها بود. من آزاد بودم برای رویا دیدن، برای خواستن، برای خیال‌پردازی. و تا دلتون بخواد اشتباه کردم. تا دلتون بخواد بخشیده شدم. تا دلتون بخواد شکستم و تا دلتون بخواد ترمیم شدم.

من شبیه هیچ‌کس نشدم—و اینو مدیون خانواده‌ام هستم. مدیون پدر و مادر و برادرا و خواهرام که شبیه هیچ‌کس نبودند. اونا منو از خیلی چیزا بی‌نیاز کردند؛ از جراحی‌های زیبایی، از پروتز، از هزینه‌های عجیب لباس و کیف و کفش و ظاهر، از تلاش فرساینده برای شبیه شدن به استانداردهای بیرونی.

اگر قرار باشه صدبار دیگر به دنیا بیام، باز هم می‌خوام دختر باشم، زن باشم باز هم می‌خوام تو چنین خونه‌ای، کنار چنین آدمایی بزرگ بشم....دختر بودن برای من صورتی شروع نشد؛ با رنگین‌کمونی از احساسات و تجربه‌های جورواجور شروع شد. تجربه‌هایی که یادم داد دوست داشتن، مسئولیت‌پذیری و خودم بودن چه مزه‌ای داره.

#روز_دختر
#الهه_افشار (@Afsharel)
🆔 @chehel_salegi
  • ❤ 67
  • 👏 9
  • 💔 9
  • 🕊 5
  • 🤔 1
Post #34593 2.35K
چه عیبی دارد من یک زن میانسال، دوست دارد مسیر پیاده‌روی اش را به سمت برگهای خشک روی زمین، کج‌ کند و از حس قشنگ میان برگها بودن چند قدمی لذت ببرد؟چه ایرادی دارد وقتی باد در شاخه درخت پیچیده و نقل برگ از بالا می‌بارد، زنی میانسال آغوش باز کند و بی چتر زیر رقص برگها چرخی بزند. اصلا زیر باران قدم زدن بی‌چتر یک زن چه ایرادی دارد؟!
🆔 @chehel_salegi
کتابهای یک زن که بوی پیازداغ گرفته اند، قشنگ‌ترین حس یک زن را فریاد می‌کنند. من اگر کاره‌ای بودم، قانون «چه عیبی دارد» یا «چه بهتر» را در کتاب قانون می‌آوردم تا کودک درون هیچ کس، سرکوب نشود. می‌خواهی چهل ساله باشی، پنجاه، شصت یا هفتاد؛ چه اهمیتی دارد؟! اصلا اینها را که می‌گویند: زشت است!!! از ما گذشته رنگ صورتی بپوشیم. یا مثلا می‌گویند: اگه فلان کنیم مردم چی میگن آخه؟ اینها را حسابی تنبیه و جریمه می‌کردم.🍏

#محبوبه_احمدی (@m_ahmadib)
  • ❤ 51
  • 👍 23
  • 👏 7
  • 🔥 5
  • 😢 3
  • 🕊 3
Post #34592 2.72K
💬شاخه تا آمد به برگش خو کند، پاییز شد.

هیچ می دانستی ۵۰ تا ۷۵ سالگی فصل پاییزی زندگی انسانه... داشتم فکر میکردم واقعاً اگر طول متوسط زندگی انسان رو خوشبینانه ۱۰۰ سال در نظر بگیریم و هر ۲۵ سال رو به یک فصل نسبت بدیم،فصل سوم دقیقا میشه همین سن ما بین ۵۰ تا  ۷۵ سالگی و زیباترین و عاشقانه ترین فصل زندگیمون میتونه باشه... همینه هر تار موی ما به یک رنگ در میاد، صورتمون چینهای نه عمیق ولی محسوس پیدا میکنه، دست و پامون کم و بیش بی حس و حاله،  ولی میتونیم هنوز ازشون کار سخت بکشیم و ...
🆔 @chehel_salegi
باید از زیبایی های این فصل زندگیتون لذت ببرید، چون همونطور که بهار و تابستونش تموم شد و دیگه برنمیگرده پاییزشم تکرار ناشدنیه... پس تا میتونین تو این فصل رنگارنگ خوشگل زندگی تون عاشق باشید و عشق ببخشید. درست مثل درختا که برگاشونو به زمین میبخشند تا زمین زیباتر از قبل به نظر بیاد...‌  فصل پاییز رو برای دل خودت آرام تر ورق بزن و تمامی رنگ ها را به خاطر بسپار که عشق  و محبت لابلای همین رنگ های زیباست. زیبا زندگی کنیم پاییز  زندگیمان را…

🌿از پنجاه گذشته های عزیز و جوونترها!
بهار و پائیز زندگیتون قشنگ🌻🍏
  • ❤ 64
  • 😢 15
  • 🙏 7
  • 👏 6
  • 👍 2
Post #34591 2.42K
💬چهل سال زندگی کردن چند تا چیز رو به من یاد داد ؟

اینجا می‌نویسم واسه اینکه وقتی پنجاه ساله شدم بهشون نگاه کنم و ببینم چقدر مزخرف گفتم و چقدر حرف درست و حسابی زدم! 🤣

۱- تنها چیزی که وقتی از دستش بدید و همیشه بهش فکر خواهید کرد «سالم»‌ بودنه و در این چهل دهه زندگی چنین بار این اتفاق برای من افتاد و نشون داد که تنها چیزی که حسرتش رو واقعا آدم می‌خوره و بهش توجه نمی‌کنه تا زمانی که از دستش بده تنها و تنها *داشتن بدن و ذهن سالم است*. بقیه چیزها اونقدر تاثیر نداره و اگر هم تاثیر داشته باشه در بلند مدت (مثلا ۵ سال)‌ اونقدر اهمیت نخواهند داشت.

۲- مهم نیست چه تعداد دوست داشته باشید و چقدر آدم‌ها از شما خوشتون بیاد و یا از شما متنفر باشند،‌ ته داستان اگر شما دو تا دوست داشته باشید که در بدترین لحظات بتونید روشون حساب کنید، همین کافیه. برای همین تجربه بهم نشون داده سعی نکنید که محبوب همه باشید چون واقعا بی‌اهمیت است و وقت تلف کرد. سعی کنید یک سری آدم محدود رو داشته باشید که روشون بتونید حساب کنید،‌همین!

۳- چیزی که می‌بینید رو اونقدر جدی نگیرید مخصوصا در شبکه‌های اجتماعی... هر کسی هم شو‌آف بیشتر می‌کنه بدونید در زندگی خصوصی بدترین شرایط رو داره. یک مورد در زندگی‌ام ندیدم که طرف اون چیزی که در شبکه‌های اجتماعی مخصوصا اینستاگرام نشون میده با واقعیت زندگی‌اش هماهنگ باشه. اونقدر فعالیت‌های آنلاین رو جدی نگیرید.
https://ble.ir/khalass
۴- گیر بدید به چیزی که می‌خواهید بدست بیارید و رها نکنید تا زمانی که تمام گزینه‌ها رو از بین برده باشید. تجربه زندگی من تا اینجا نشون داده که گیر دادن به کاری که می‌خواهید بکنید بهترین روش برای رسیدن به نتیجه است و در بیشتر موارد باعث موفقیت میشه... گیر بدید به چیزی که می‌خواهید انجام بدید و رها نکنید تا زمانی که ببینید دیگه گزینه و روشی نبوده که امتحان نکرده باشید.

۵- شکست خوردن بخشی از زندگی است و هیچ اشکالی نداره که شکست بخورید. در زندگی خودم چندین بار شکست خوردم و خیلی ناراحت شدم اما الان دیگه فهمیدم که همیشه نمیشه در تیم برنده بود و بعضی وقت‌ها باید در تیم بازنده باشم و هیچ اشکالی نداره. بازنده بودن بخشی از زندگی است و باید باهاش کنار آمد. هیچ کسی در این دنیا همیشه برنده نبوده و نخواهد بود.

۶- اگر در زندگی جز ۱۰ درصد بالای مردم جهان هستید، سعی کنید به privilege یا امتیازی که به صورت کاملا شانسی بدست آورید واقف باشید و ازش استفاده کنید. اگر می‌تونید جا به جا بشید و به کشور و شهرهای دیگه مهاجرت کنید، انجام بدید. تغییر خوبه و خراب کردن روتین زندگی برای جوون موندن مهمه. کلا تغییر سخته اما من خودم شدیدا بهش اعتقاد دارم و باید انجام داد. سعی کنید کارهای مخرب برای تغییر روتین زندگی انجام بدید تا جوون بمونید!

۷- خاطره‌های جذاب و به یادماندنی هیچ رابطه‌ای با میزان پولی که برای بدست و یا ایجاد اون خاطره‌ها خرج می‌کنید ندارند، خیلی از خاطراتی که در ذهن من مونده و همیشه ازشون یاد می‌کنم خاطراتی است که اونقدر هزینه نداشته و بیشتر خاطراتی که هزینه مالی زیادی داشته رو کاملا فراموش کردم.

۸- برخلاف خیلی از شعارها *پول در زندگی مهمه* و اینکه پول خوشبختی نمیاره چرت و پرت است. پول به شما آزادی میده و میذاره راحت‌تر و بهتر زندگی کنید هر چند اگر کل زندگی رو برای پولدار شدن بگذارید، تجربه من گفته که نه تنها پولدار نمی‌شید، بلکه بی‌پول هم میشید! من هر زمان دنبال پول دویدم، بیشتر پول از دست دادم!

امین ثابتی🍏
🆔 @chehel_salegi
  • 👍 34
  • ❤ 31
  • 💔 4
  • 👌 3
  • 🕊 2
Post #34590 2.26K
آرامش (چهلسالگي)... 💬 پیامک صبح شمبه (۵۰۲) یکی پیام لبت را به باغبان‌ها داد که ناگهان همه‌ی میوه‌ها انار شدند 🆔 @chehel_salegi ............................................. خدایا! ناامیدی در فرهنگ ما راه نداره ولی خیلی خسته‌ایم، کمکمون کن لطفا🙏 ارادتمند: حلاجیان…
💬 پیامک صبح شمبه (۵۰۳)

بوسه هم دیگر نمی‌بخشد به دل آرامشی
دست بگشا و مرا در کنج آغوشت نشان...

#شاهد_سنقری🍏
https://ble.ir/khalass
.............................................
خدا رو شکر هوش مصنوعی نمی‌تونه ماها رو ماچ کنه حداقل این کار رو گذاشته برای ما بمونه 😁🙏

ارادتمند: حلاجیان 🍏
🆔 @chehel_salegi
  • ❤ 38
  • 😁 13
  • 👍 8
  • 💋 5
  • 😭 3
Post #34589 2.34K
آرامش (چهلسالگي)... 💬من پاییز را به خاطر تو دوست دارم! فاطمه جان پاییز عزیزمان آمده است. صبح اولین روز پاییزی بی‌تو دیدنی نیست. نمی‌دانم پاییز چطور توانسته بدون تو از راه برسد. امسال من در استانبولم؛ شهری میان دریا و سنگ و گنبد و پرنده، و تو آن‌سوی این فاصله‌ای. اینجا صبح…
💬لذت ببریم از « به گزینی » واژه ها و استخدام کلمات ناب « پدر . دختری »

متن جدید تولد برای دختری که بعد از ازدواج به خونه ی جدیدش می‌ره

به قلم محسن جان اویسی🍏 👇👇

https://ble.ir/khalass/8305633207477385422/1791558584374
  • ❤ 12
  • 💔 2
Post #34588 2.57K
🔺ویدیوی پربازدید از زد و خورد یک معلم و دانش‌آموز

چند بار دیدم ... شاید جای این معلم جوان بودم ؛ اخراجش میکردم از کلاس یا شاید ....

اما باید فکری کنیم . هر سال داره این اتفاقات تکرار میشه . بعضی از بچه های این نسل در آینده ؛ وارد جامعه میشن و....😔

🆔 @chehel_salegi
  • 😡 30
  • 💔 7
  • ❤ 5
  • 😢 5
  • 👏 3
Post #34587 2.39K
💬حرمت پیشکسوت !


انتقاد درست محمدرضا گلزار نسبت به برخورد امیرحسین قیاسی با ایرج طهماسب🍏

https://ble.ir/khalass
🆔 @chehel_salegi
  • 👍 28
  • ❤ 10
  • 👎 6
  • 👏 6
Post #34586 2.46K
🔺 نهم اکتبر روز افسردگی است؛ آدم‌هایی که لبخند می‌زنن اما حالشون خوب نیست💔

https://ble.ir/khalass

امروز بهانه‌ایه برای اینکه بیشتر حواسمون به حال همدیگه باشه. گاهی پشت یه سکوت طولانی یا یه لبخند ساده، غمی پنهان شده که هیچ‌کس ازش خبر نداره.
گاهی فقط شنیده شدن و درک شدن، می‌تونه حال یه آدم رو کمی بهتر کنه.
🆔 @safar_chehelsalegi
  • ❤ 24
  • 💔 22
  • 👏 6
Post #34585 2.37K
💬چرا کسانی که بیش از همه از نابرابری آموزشی آسیب می‌بینند، به ندرت صدای اعتراض‌شان بلند می‌شود؟

معمای سکوت؛ وقتی مدرسه خاموشی می‌آموزد

دکتر محمد امین چهاردولی/ جامعه شناس

چرا دانش‌آموزی که سال‌ها در مدرسه‌ای محروم درس خوانده، نه تنها خشمگین نیست، بلکه اغلب شکست خود را نتیجه ناتوانی شخصی‌اش می‌داند؟ پاسخ به این معما، ما را به یکی از عمیق‌ترین لایه‌های نابرابری آموزشی می‌رساند؛ مدرسه تنها دانش توزیع نمی‌کند، بلکه شیوه‌ای از بودن در جهان را نیز می‌آموزد؛ شیوه‌ای که سکوت را فضیلت، اطاعت را نشانه‌ی ادب، و پذیرش وضع موجود را نشانه‌ی بلوغ می‌شمارد.

برای گشودن این معما، شاید هیچ کس به اندازه “پائولو فریره” (نظریه‌پرداز تعلیم و تربیت انتقادی، فیلسوف تربیتی و آموزگار برزیلی) تیزبین نبوده است. او که تجربه‌ی زیستن در دل فقر و بی‌سوادی را با اندیشه‌ی انتقادی درآمیخت، کشف کرد که ستمدیدگان نه صرفاً به دلیل سرکوب بیرونی، که به دلیل درونی‌سازی «فرهنگ سکوت» است که خاموش می‌مانند.

فرهنگ سکوت، محصول نظامی از آموزش است که در آن، «دانستن» حق انحصاری عده‌ای معدود (معلمان، متخصصان، صاحبان قدرت) تعریف می‌شود و «ندانستن» سرنوشت محتوم اکثریت. در چنین نظامی، دانش‌آموز از همان آغاز می‌آموزد که حرفی برای گفتن ندارد؛ تجربه زیسته‌اش بی‌ارزش است؛ و هر آنچه ارزش دانستن دارد، از بیرون و از بالا به او داده خواهد شد.
موجودی که در حاشیه‌ی زندگی خود ایستاده، جهان را همچون نمایشی تغییرناپذیر تماشا می‌کند و هرگز به ذهنش خطور نمی‌کند که می‌تواند بازیگری در صحنه باشد. نابرابری آموزشی در این معنا، فقط محرومیت از کتاب و معلم نیست، بلکه سلب «حق تصور جهانی دیگر» است. محرومیتی به مراتب عمیق‌تر از محرومیت مادی.

پیامدهای این فرهنگ سکوت، اما از دیوارهای مدرسه فراتر می‌رود و به اعماق جامعه رسوخ می‌کند. در خیابان‌ها، در محیط‌های کار، در عرصه‌ی سیاست، ردِّ پای همان انسانی دیده می‌شود که مدرسه پرورش داده است.
شهروندانی که بلدند گوش کنند اما نه بلدند بپرسند. مردمانی که می‌توانند قوانین را حفظ باشند اما نمی‌توانند درباره‌ی عادلانه بودنشان بیندیشند. ملت‌هایی که تاریخ را همچون درس حفظ‌کردنی می‌شناسند، بی‌آنکه هرگز به خود اجازه دهند تاریخ‌ساز شوند. به بیان فریره، این وضعیت چیزی نیست جز «توده‌سازی» انسان‌ها؛ فرایندی که در آن، افراد از موجوداتی صاحب اراده و آگاهی، به توده‌ای بی‌شکل، قابل پیش‌بینی و آسان‌فرمان بدل می‌شوند. 

اما آنچه این وضعیت را تراژیک‌تر می‌سازد، وعده‌هایی است که خود مدرسه از آنها دم می‌زند. ایوان ایلیچ، با نگاهی پیش‌گویانه، هشدار می‌داد که مدرسه بیش از هر چیز، یک «اسطوره» می‌آفریند؛ اسطوره‌ی اینکه یادگیری بدون نهادِ رسمی ممکن نیست. این اسطوره، چنان قدرتمند عمل می‌کند که مردم باور می‌کنند دانش چیزی است که باید آن را از متخصصان خرید، نه چیزی که می‌توان در زندگی روزمره، در گفت‌وگو، در تجربه، و در مواجهه با جهان آن را ساخت.
مدرسه با انحصار صدور مدرک، این باور را نهادینه می‌کند و بدین ترتیب، وابستگی را به کالایی برای فروش بدل می‌سازد. نتیجه، انسانی است که حتی پس از سال‌ها تحصیل، اعتمادبه‌نفس کافی برای یادگیری مستقل ندارد و همواره چشم به راه کسی است که «درس» بعدی را به او «بدهد».

فریره در برابر فرهنگ سکوت، ایده‌ی «آگاهی‌بخشی» را قرار می‌دهد؛ فرایندی که در آن، انسان‌ها از طریق گفت‌وگو و تأمل بر واقعیت زندگی‌شان، به درک انتقادی از موقعیت خود در جهان دست می‌یابند. در این فرایند، معلم نیز همراه با شاگردان می‌آموزد و مرز میان «دانا» و «نادان» فرو می‌ریزد. در این نگاه، آموزش نه عمل سپرده‌گذاری، که عمل آزادسازی است. اما تحقق چنین آموزشی، همان‌گونه که ایلیچ نیز تأکید می‌کرد، نیازمند گسستن از انحصار مدرسه و بازپس‌گیری یادگیری به مثابه یک حق انسانی و یک عمل اجتماعی است، نه یک کالای قابل خرید و فروش.

معمای سکوت، در نهایت، نشان می‌دهد که نابرابری آموزشی مسئله‌ای صرفاً «فنی» یا «اقتصادی» نیست که با افزایش بودجه یا تجهیز مدارس حل شود. این نابرابری، مسئله‌ای عمیقاً «سیاسی» و «فرهنگی» است، زیرا به پرسش قدرت بازمی‌گردد:
چه کسی تعیین می‌کند چه چیزی ارزشِ دانستن دارد؟ چه کسی حق سخن گفتن دارد و چه کسی باید سکوت کند؟

تا زمانی که نظام آموزشی به جای پرورشِ پرسش‌گری، به پرورشِ اطاعت مشغول است، نابرابری نه تنها کاهش نمی‌یابد، که با هر نسل، عمیق‌تر و نامرئی‌تر بازتولید خواهد شد.

شاید بزرگ‌ترین نابرابری آموزشی همین باشد: اینکه به برخی می‌آموزند جهان را تغییر دهند و به برخی دیگر می‌آموزند آن را تحمل کنند.
🆔 @chehel_salegi
  • ❤ 12
  • 👏 11
  • 👍 3
Post #34584 2.81K
💬غرور آفرین و لذت بخش!

توی مسابقات آسیایی دختران ایرانی بعد قهرمانی با موزیک کردی اینجوری خوشحالی کردن! این مردم شکست نمیخورن.مصداق دقیق این هستن که اگر هزار مانع جلوشون بزاری حتما یک راه جدید پیدا میکنن.

امیر وظیفه شناس 🍏
https://ble.ir/khalass
🔶قشنگ تر از این رقصشون می دونین چیه؟ کردی رقصیدنشون! اینها هر کدوم از یه جای ایرانن ولی به راحتی کردی رو از خودشون می دونن !
🆔 @chehel_salegi
  • ❤ 77
  • 👏 22
  • 👎 5
  • 😁 1
Older posts →

About this channel

How can I read @chehel_salegi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for آرامش (چهلسالگي)...: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does آرامش (چهلسالگي)... have?
آرامش (چهلسالگي)... (@chehel_salegi) has 31K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does آرامش (چهلسالگي)... know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →