روایت فوتبالی «جام جهانی 1978 آرژانتین»
بهار پنجاه و هفت ، فصل امتحانات همزمان بود با مسابقات جام جهانی آرژانتین و تیم ملی فوتبال ایران با هدایت حشمت مهاجرانی و کمک اصغر شرفی اولین بار بود که به جام جهانی با ۱۶ تیم میرفت و همه جای ایران رنگ فوتبالی گرفته بود،سبزه ها بوی چمن استادیوم های فوتبال می دادند! مجلات پر بود از عکس بازیکنان و آگهی های تبلیغاتی همه وهمه حس وحال رقابت فوتبالی داشتن حتی ادامس خروس نشان نیز طعم فوتبالی می داد. و ماعشق فوتبالیهادر تب و تاب و اشتیاق آغاز مسابقات می سوختیم .
عادت داشتیم مسابقات را بجای دیدن با گوش جان و از رادیو و با گزارش بیشتر عطا بهمنش و حسن روشن زاده و بعضی وقتها مانوک خدابخشیان بشنویم و با صوت گوینده ،و با تخیل وتصور کلوز اپی، با اوج و فرود یه مسابقه فوتبالی همراه بشیم و باجان دل از گزارش لذت ببریم .اما جام جهانی یه چیز دیگه ای بود و هر چقدر هم قدرت تخیل داشتی برای بازآفرینی آن کم بود . از طرفی تو درگز اندک خانواده هایی بودند که تلویزیون داشتند و بیشتر مصرف دکوری داشت و گاهی تماشای برنامه تلویزیون کشور همسایه با برفکهایی که تصویر یه روز برفی و مه گرفته و بورانی را یادآوری می کرد مگر تصویر از نمای نزدیک ، زمانی که اخبار و یا مصاحبه یا اپرا پخش میشد که بعلت زبان روسی برنامه ها ، ارتباط با تماشاچی برقرار نمیشد و جاذبه ایجاد نمی کرد و همان گل یا پوچ و ورق بازی ( حکم ) بهتر بود.
با نزدیک شدن به زمان مسابقات ، خبری در پیچید که گویا قرار است کانال یک تلویزیون ایران با نصب گیرنده در بلندیهای اله اکبر ، رله شود. ابتدا باور نداشتیم و انرا درحد شایعه می دانستیم ولی با شگفتی چنین نیز شد و برای اولین بار برنامه ها را بدون برفک و شفاف می دیدیم و این راه افتادن رله تلویزیون، اشتیاق به تماشای فوتبال را چندین برابر کرد .ولی و اما ، ما که تلویزیون نداشتیم . با رله برنامه ها بازار فروش آقای بهبودی که نمایشگاهش تقریبا نزدیک سینما بود ،سکه شد و شاهد بودم هر روز یک خاور تلویزیون و آنتن و متعلقات آن در مغازه تخلیه میشد و مردم برای خرید تقریبا هجوم می آوردند .و برای نصب آنتن ۲۴ شاخه ! رمضان وقت کم می آورد . مسابقات عنقریب شروع میشد و من در تب و تاب پاسخ این سوال بزرگ دوران زندگیم که کجا تماشا کنم ؟
کلاغه خبر رساند عبداله بقچه ، در کافه اش نزدیک مغازه محمد علی پالن ! یک دستگاه جعبه جادویی ۱۴ اینچ ترانزیستوری گذاشته و به مشتریان کافه اش جوانان نیز اضافه شده اند و کافه از سر برکت تلویزیون حسابی رونق گرفته و جای سوزن انداختن ندارد .فهمیدم با پرداخت ورودی بدون اینکه نیازی به سفارش چای باشد ، اجازه تماشا در کافه اش را می دهد .
بازی اول ایران و اسکاتلند که تمام شد ،من شدم قهرمان محله .! چرا که ایرج دانایی فر اولین گل ایران در جام جهانی را وارد دروازه اسکاتلند کرد و هم فامیلی با او افتخار بزرگی بود که در بین دوستان انحصارا نصیب من شد .
بازی در مقابل کنی دالگلیش معروف آن زمان خود رویایی بود دست نیافتنی چه رسد که بشود به این تیم گل هم زد .ومن با تشابه نام خانوادگی با زننده گل افسانه ای ،یه جوری بین برو بچه ها معروف شدم که انگار زننده گل بودم و در پایان بازی عبداله بقچه هم که از واکنش بچه ها به هیجان آمده بود و جو گیر شده بود یه چای مجانی به من داد و از خوشحالی یه جا هورت کشیدم و مدتی دهان و زبانم از داغی چای می سوخت .
در بازی با هلند هر چند یوهان کرویف ستاره وقت دنیای فوتبال در بازی نبود اما با گل های جانی رپ و رنسن برینگ وبازیهای درخشان برادران ونگ کرکوف و آری هان ۳ بر ۰ بازی را باختیم و تکلهای عبدالهی و حسین گازرانی و حسن نظری و آندرانیک اسکندریان وسنگربانی ناصر حجازی جز دادن پنالتی ،ثمری نداشت .هر چند که حسن روشن تیز رو و موقعیت سنج نوک حمله تیممان مصدوم بود و کاری از غفور جهانی فرصت طلب با عدم تغذیه از ناحیه خط میانی حسن نایب آقا و ابراهیم قاسمپور و علی پروین ،برنمی آمد .شهد
بازیهای تیمهایی مثل ایتالیا و تماشای فوتبال ناب انروزها از تیمهای اروپایی و آمریکای لاتین و بخصوص برزیل و آرژانتین ، مزه تلخ باخت به هلند را از بین برد و محو بازیها در دل تاریکی شب تا سپیده دمان که ابتدای آغاز شب در بوینس ایرس بود ،می شدیم و دنیای ما فوتبالی و مستطیل سبز و توپ گرد بود و دیگر هیچ .
قبل از بازی سوم ایران ،مادرم که دید تا دیر وقت به خونه نمی رم ومعنی نداشت که جوونش تو کافه و بین مردهای غریبه و سیگاری و افیونی بشینه و فوتبال ببینه ، عزم جزم کرد تلویزیون بخرد .من برای اینکه به خانواده فشار مالی تحمیل نشود به همان تلویزیون ۱۴ اینچ راضی بودم اما مادر رضا نداد .چه معنی داره شهین خانم همسایه ۲۴ اینچی داشته باشه و ما ۱۴ اینچ کوچیک که آدمها بزحمت دیده میشن .با استفاده از مزایای همسایگی با آقای بهبودی و رفاقت با
Post #26535
475
❤زادگاه من چاپشلو❤ سلام از دیشب بازی های جام جهانی فوتبال در مکزیک شروع شد. روایتی دارم از اولین حضور ایران در مسابقات جام جهانی، آرژانتین 1978 که به این بهانه تقدیم دوستان می شود. 👇🌺 @chapeshloo_1
- ❤ 2