Post #231
130
✓
چاپارنامَگ
۲۳/مهر/۱۴۰۵
#چاپارنامگ_شعر
✓چهلسالگی واژه
در ستایش انجمنهای شعر و ادب فارسی و قشقایی فیروزآباد
#حسین_حیدری_کشکولی
به نام واژه؛ به نام آن معجزهی ازلی که در حنجرهی انسان، هستی را به نام میخواند و نیستی را به تعویق میاندازد.
درود بر شما، بر پیشکسوتانِ سپیدمویی که مصرعها را در سینهی خویش پروردند، بر جوانانی که قافیه را در رگهایشان میدوانند، و بر همهی آنان که هنوز، در عصر شتاب و سکوت، به واژه وفادار ماندهاند.
چهلمین سال فعالیت انجمنهای شعر و ادب فارس و قشقایی شهرستان فیروزآباد، نه یک سالگرد تقویمیست و نه یک مناسبت تشریفاتی؛ بلکه تبارنامهایست از عشق، التزام، و شیدایی. چهل سال، چهل خزان و بهار، چهل بار در مدار تکرار، اما هرگز تکراری. چهل سال، واژه در این شهر نفس کشید و در تلاقی فارسی و ترکی قشقایی، به تجلّی رسید.
فیروزآباد در این چهل سال، حافظهی زندهی دو فرهنگ بوده است؛ شهری که در سنگنبشتههایش تاریخ نفس میکشد و در دشتهایش کوچ، ریشه میدواند. اینجا فارسی و ترکی قشقایی، نه در تقابل، که در همآوایی، یک آواز ساختهاند. انجمن شعر و ادب، نه یک باشگاه، که یک پدیدهی زبانیست؛ یک زیستجهان شاعرانه؛ یک اتاق آینه که در آن، شاعر خود را در چشمان دیگری میبیند و مصرع از تنهایی میگریزد.
اما امروز، وجود این انجمنها، خاصه در میان هنرمندان قشقایی، یک ضرورت تمدنیست، نه تفننی آیینی. زبان قشقایی، زبانی شفاهی، سیال، کوچرو، و در عین حال، آسیبپذیر است. شعر قشقایی، حافظهی ایل است: کوچ و اسکان، کوه و دشت، ایل و حماسه، مادر و وطن. اگر انجمن نباشد، این گنجینه در سینهی پیشکسوتان میماند و با خاموشیشان، بخشی از هویت ما بیصدا میشود.
پس بیایید پیمان ببندیم: واژه را از حاشیه به متن آوریم؛ جوان را با وزن، قافیه، عروض، نقد، و آرشیو آشنا کنیم؛ شبهای شعر را به آیین همزیستی و همدلی بدل کنیم؛ دیوانها را منتشر کنیم؛ صداها را ضبط کنیم؛ و پیوندی میان دانشگاه، انجمن، و ایل برقرار سازیم. بگذاریم فیروزآباد، همچنان چهارراه شعر فارس و قشقایی بماند. چهل گلافشانی در این کهنهدیار واژه،
هزار بار شکفتیم و نریختیم، ای دوست.
ز کوه، آواز کوچ آمد؛ ز دشت، بیت؛ ز فارسی، غزل؛ از ترکی، بایاتی، ای دوست. هنوز در نفس باد، مصرعها جاریست؛ هنوز در تن سنگ، قافیه میرقصد.
بمان که شعر، چراغ شبهای بیماه است؛بمان که واژه، به تنهایی نمیارزد.
واژه، وقتی در حنجرهی ایل بچرخد، بایاتی میشود؛ وقتی در محفل بنشیند، تاریخ. چهلمین بهار انجمنهای شعر و ادب فارس و قشقایی فیروزآباد، جشن ماندگاری همین واژه است.
و در پایان، بنده به نمایندگی از «انجمن شعر و ادب قشقایی» در کلان شهر شیراز، این چهل سال روشنایی را به همهی شاعرانی تبریک میگوییم که فارسی و ترکی را در یک آواز نشاندند و فیروزآباد را چهارراه غزل و بایاتی کردند. انجمن، تنها محل خواندن شعر نیست؛ پناهگاه حافظهی ایل است: کوچ، کوه، دشت، لالایی، حماسه، عشق و وطن. وجود چنین انجمنهایی، بویژه در میان هنرمندان قشقایی، پاسداشت زبانی است که اگر خاموش شود، بخشی از ما خاموش میشود.
از بنیانگذاران، پیشکسوتان و جوانان وفادار به واژه سپاسگزاریم. بمانید که شعر، تنها معجزهی ماندن است در جهان فراموشی. مانا باد شعر، یاشاسین ادب، یاشاسین قشقایی، یاشاسین فارس، یاشاسین فیروزآباد.
(از طرف انجمن شعر و ادب قشقایی شیراز)
@chapar_namag
- 👍 2