1️⃣ 🧊 Break the ice
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
Post #6740
60
- ❤ 3