TGViewer
Channel Public Channel
دفترچه‌خاطراتِ‌آبی.

دفترچه‌خاطراتِ‌آبی.

@bllustory0

به خودت اجازه بده غرق بشی، گاهی نبودن هم بهتره.
@Kiyanaaaaaabot ✉️
کپی نکنید، مرسی ایش.
Subscribers
468
Photos
34
Videos
1
Links
0
Recent Posts 19 shown
Post #2591 153
می‌گویی این زمین، چشم‌هایش جز تاریکی هیچ نمی‌بیند؟ عزیزِ من! چه منظوری داری؟ زن، چراغ همیشه روشن این زمین است. جای‌ زمین سخن نگو، خودش می‌داند نور از کجا به او می‌تابد. شاید گاهی حضورش حس نشود، برای اینکه خوب می‌دانیم گاهی تاریکی، قدرت نور را از او می‌گیرد و خاموشش می‌کند، ولی باز راهی پیدا می‌کند برای بازگشتن، برای روشن شدن، برای درخشیدن. زن بودن یعنی همین، بدانی چطور در تاریکیِ بی‌رحم، بوسه‌ای بر زمین بزنی‌ و لحظه‌ای بعد نور را دوباره درون خود بیابی.
Post #2580 236
دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. وای عزیز من! کاش می‌شد ماه امشب رو قورت داد. اونوقت‌ جای خستگی‌ها بهم کمی نور می‌داد.
Post #2579 131
وای عزیز من! کاش می‌شد ماه امشب رو قورت داد. اونوقت‌ جای خستگی‌ها بهم کمی نور می‌داد.
Post #2367 504
الان تو دنیای خیالیم‌ وقتی پاییز شد بارون هم بارید.
Post #2359 736
وای غریبه‌ی آبی من، باورت نمی‌شه. اونقدر‌ به نوشتن و گم شدن بین خطوط احتیاج دارم‌ که حد نداره. فقط دلم می‌خواد بنویسم. بنویسم و بگم چقدر احساس خوبی تو دلم به وجود اومده و چقدر من مثل همیشه به اون حس خوب کلی‌ امید دارم! ببین‌ هوا رو، چقدر خنکه. احساس می‌کنم اگه شادی‌ گم‌شده‌ی خودمون رو قراره پیدا کنیم، میشه توی این هوا دنبالش گشت. این تابستون چرک شده از غم، بلاخره تموم شد. فقط خواستم بنویسم و بهت بگم لطفا هرجایی که هستی، خوشحال باش عزیز من! برای اینکه در روزهای نزدیکِ دور، این کوچه و خیابون‌ها قراره پر بشه از اون برگ‌های خوش رنگی‌ که توی وجود پنهون‌ همشون کلی داستان گفته‌ نشده گوشه‌ای نشستن برای شنیده شدن. قراره شب‌هایی از راه برسه که آسمون فقط یک نقش تیره برای نشون دادن داشته باشه. تازه اینو بهت نگفتم، اگه این روزها قاصدکی سمتم بیاد، با فوت کردنش‌ آرزو می‌کنم وقتی آسمون بارید و تشنگی‌ گل‌ها سیراب شد و تو سرت رو به پنجره‌ی بخار شده تکیه‌ دادی، اون دلی که تنهایی توش موج می‌زنه، رنگ آسمون رو به خودش نگیره. آرزو می‌کنم اون قلبی که توش پر از رویا جمع شده، مهتابی زاده بشه که تاریکی‌‌ها بین رویاهات نشینه. آرزو می‌کنم فکرت جای بیهوده‌ای غرق نشه! برای اینکه این تابستون وقت برای فکر کردن زیاد بود. اجازه بده حداقل توی روزهای پیش‌ رو، توی فکر کسی، جایی و خاطره‌ای غرق نشیم، و چای و قهوه‌های عزیزمون‌ رو سرد و دست نخورده روی میز نذاریم. بیا فقط شاد باشیم. شادِ شاد.
Post #2318 548
ای غریبه‌ها، من که نمی‌دانم این عمری که می‌گذرد، برای شما چطور است. اما می‌خواهم از امروز به بعد، شاد باشید. زندگانی چیزی نیست جز یک بازی که تنها خودش در آن برنده می‌شود. و فکر نکن ما بازنده‌های همیشگی این بازی هستیم، ما تماشاچیانی‌ بودیم که فکر می‌کردیم باید در این بازی شرکت کنیم و کردیم، و نتیجه هرچه که بود، واضح و روشن به ما گفت ما این‌کاره نیستیم. عزیزکم، رنج و غمی که داری، مال من! برو به دنبال شادی و پیدایش‌ کن. صد سال دیگر کسی نمی‌گوید او جلوی زندگی ایستاد و بلاخره برنده‌ی بازی شد! می‌گوید شجاع بود و توانست با هر پیشامدی، زندگی کند و شاد باشد. نمی‌خواهم بگویم روزهای خوب نزدیک است، چون این جمله‌ را بارها گفته‌اند و روز خوبی از راه نرسید. فقط می‌خواهم بدانی شاید خودت باید روز خوب بسازی و منتظر ساخته‌ شدنش‌ نباشی. همین! و بدان شادی نباید چیز زودگذری‌ باشد، شادی تنها سهمی‌ست که ما از این زندگی داریم. فراموش نکن که بودنش هرچقدر کوتاه و کم، باز ارزشمند است. فراموش نکن ده سال بعدی‌ هم قرار است وجود داشته باشد و از راه برسد؛ بگذار داستانی برای گفتن داشته باشی، حتی اگر در آن بگویی: «هیچ‌کاری نکردم، اما خوشحال بودم.»
Post #2246 539
بعدازظهر داشتم می‌نوشتم که امروز ممکنه شیرین‌ترین جمعه باشه. ولی از یاد بردم این زندگیه، لحظه ها میان و میرن و بهت نشون می‌دن این حال خوشی که داری موندگار نیست عزیزکم! بهش دل نبند.
Post #1994 709
وای امروز قهوه نخوردم. در نتیجه خسته و کسل میرم که بخوابم. شب بخیرررر.
Post #1993 862
ولی واقعا کاشکی‌ می‌شد برگردم به زمانی که تا دندون‌هام شروع به افتادن می‌کردن اونارو توی یک جعبه‌ی خیلی کوچیک می‌انداختم و با ذوق می‌ذاشتم زیر بالشت تا فردا که از خواب پا می‌شم ببینم فرشته‌ها برام هدیه آورده باشن. فرشته‌های عزیز، بچگی‌ که چیزی نیاوردید. اگه خدا بخواد الان می‌تونید بیارید؟ بهم بگید چندتا دندون نیازه تا برام معجزه بیارید؟ خوشبختی ابدی چطور؟ لطفاً بگید چندتا دندون می‌خوایید، من سریع میام می‌ذارم زیر بالشت تا فردا که از خواب بیدار می‌شم اونارو بهم داده باشید.
Post #1985 1K
خوشحال کردن یکی خیلی ساده‌ست. مثلا می‌تونی بهش بگی بریم روی پشت‌‌بوم بستنی بخوریم و ستاره‌هارو ببینیم. اونوقت‌ تا جون داره این لحظه‌رو از یاد نمی‌بره.
Post #1952 751
تو پرسیدی پس منتظر چه‌چیزی نشستی؟
من سرم را پایین انداختم و برای خود اشک ریختم. دلیلش را می‌خواهی؟ امروز هم نیامد. شادی را می‌گویم.
بیشتر آدم‌هایی که در اطرافم رفت و آمد دارند، گاهی از من می‌پرسند تو چه‌طور همیشه غم داری؟ انسان همیشه می‌تواند حتی با کوچکترین جزئیات، لحظه‌ای شادی را در کنار خود بیابد. اما من واقعاً نمی‌دانم آن‌ها چه منظوری دارند. این چیزی که همیشه می‌گویند، برای من هیچ معنا و مفهومی ندارد. تنها یک جمله است. جمله‌ای که نمی توانم تصور کنم یک روز بگویم برای من هم همینطور است. برای من اینطور نیست و غبطه می‌خورم. امروز خانه‌ام کمی مرتب به نظر می‌رسید. وقتی بعدازظهر وسط هال ایستادم و به اطراف خیره نگاه کردم، با خود گفتم ای‌کاش مثل این خانه بودم‌. آن‌وقت همه‌چیز در دلم مرتب به نظر می‌رسید و همه‌چیز در سر جای خودش قرار داشت. اما نیستم. من مثل این خانه نمی‌توانم باشم، برای اینکه درون من تا دلت بخواهد بهم ریخته است. اگر بخواهی به آن نگاهی بیندازی، گوشه‌ای پژمردگی را می‌بینی که با امید بساط جنگ را راه انداخته است. گوشه‌ای دیگر اشک‌های ریخته نشده به دیوار دل چنگ می‌اندازند و می‌خواهند بیرون بیایند ولی نمی توانند. وسط را هم که نگاهی کنی، خاطرات را می‌بینی. که یکی‌شان نشسته و باقی‌ آن‌ها ایستاده‌اند، نمی‌دانند بروند یا که بمانند. و من از این وضعیت پرخاش می‌شوم که چرا در میان این همه حالات ملال‌انگیز، شادی هیچ پیدایش‌ نیست.
تو گفتی انسان با کوچکترین جزئیات شاد می‌شود؟ بگذار بهت بگویم نه! نمی‌شود.
این خانه را امروز کمی مرتب‌تر از روزهای قبل دیدم و من باید به خاطر این موضوع کمی شادی می‌کردم. اما نشد. هیچ نتوانستم. گویی شاد زیستن از عهده‌ی من خارج شده باشد. من دیگر حتی با بوییدن قهوه هم روح و جانم رنگ نمی‌گیرد. حتی امروز آنقدر‌ آن را بو کردم تا ببینم مثل قبل می‌توانم شیفته‌ی بویش بشوم؟ اما فهمیدم نه. آن را آنقدر‌ بو و نگاهش کردم که هنگامی که خواستم طعم آن را بچشم، از سردی‌اش روی میز رهایش کردم‌. خودت بیا و ببین. من دیگر حتی نمی‌توانم قهوه بخورم. انگاری نسبت به همه چیز دلزده شده‌ام. و از این روزهایی که اینگونه می‌گذرند، و می‌بینم این همان داستانی بود که روزی دوستش داشتم و دلم‌ می‌خواست به پایان نرسد، حیران می‌شوم. حیران می‌شوم که پس این شادی در کجاست که من آن را نمی‌بینم؟ برایم سوال است که آیا همه‌چیز از آن زَمهَریرِ زمستان آغاز شد؟ همان شبی که آشنای دل من تصمیم گرفت لباس غریبه هارا بر تن کند؛ و بشود مثل تمام اَغیاری که در کوچه‌ و خیابان‌ها، در پشت چراغ قرمز و پشت پنجره‌‌ای بی‌پرده می‌بینم. که قلبم هیچ نمی‌داند آن ناآشنا، دوست دارد در تنهایی خود چه کار کند؟ یا که از چه رنگی‌ خوشش می‌آید، یا حاضر است چه آهنگی را مدام گوش کند و از آن خسته نشود؟ کمی می‌اندیشم و می‌بینم که آری. همان زمانی که خواستی غریبه شوی، شادی‌ام را با خود بردی. و باورم کن که من خوب می‌دانم این احساساتی که در دل من چون خانه‌ای ابدی برای خود ساخته‌اند، همیشگی نیستند و نمی‌توانند برای همیشه متعلق به ما باشند؛ اما من برایم باز سوال پیش می‌آید، به من بگو چطور می‌شود این شادی‌ عزیز هیچ‌گاه دلش نخواهد در این خانه را بزند و من را در آغوش همیشگی‌اش محو کند؟ چطور می‌شود دلش نخواهد این خسته‌دل را شادمان سازد‌؟ تو را به خدای عزیز قسمت‌ می‌دهم‌. بیا و به من بگو شادی را با خود به کجا بردی، به کجا؟ که اندازه خیالات و آرزوهایم با او فاصله دارم. یا به شکلی بهتر، بیا و بگو شادی در دست تو نیست. شادی من همین‌جاست. درست در کنارم. تنها باید کمی بهتر نگاه کنم تا پیدایش کنم. چون می‌دانم اگر تو او را برده باشی، من دیگر هرگز انسانی نمی‌شوم که پر از امید و شادی بود. برای اینکه تو تا ابد رفته‌ای. و من خوب می‌دانم کسی ‌که راه خود را تغییر می‌دهد، هرگز به راه قبلی باز نمی‌گردد.
Older posts →

About this channel

How can I read @bllustory0 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for دفترچه‌خاطراتِ‌آبی.: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. have?
دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. (@bllustory0) has 468 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →