TGViewer
دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. @bllustory0 · 468 subscribers
Post #2359 737
وای غریبه‌ی آبی من، باورت نمی‌شه. اونقدر‌ به نوشتن و گم شدن بین خطوط احتیاج دارم‌ که حد نداره. فقط دلم می‌خواد بنویسم. بنویسم و بگم چقدر احساس خوبی تو دلم به وجود اومده و چقدر من مثل همیشه به اون حس خوب کلی‌ امید دارم! ببین‌ هوا رو، چقدر خنکه. احساس می‌کنم اگه شادی‌ گم‌شده‌ی خودمون رو قراره پیدا کنیم، میشه توی این هوا دنبالش گشت. این تابستون چرک شده از غم، بلاخره تموم شد. فقط خواستم بنویسم و بهت بگم لطفا هرجایی که هستی، خوشحال باش عزیز من! برای اینکه در روزهای نزدیکِ دور، این کوچه و خیابون‌ها قراره پر بشه از اون برگ‌های خوش رنگی‌ که توی وجود پنهون‌ همشون کلی داستان گفته‌ نشده گوشه‌ای نشستن برای شنیده شدن. قراره شب‌هایی از راه برسه که آسمون فقط یک نقش تیره برای نشون دادن داشته باشه. تازه اینو بهت نگفتم، اگه این روزها قاصدکی سمتم بیاد، با فوت کردنش‌ آرزو می‌کنم وقتی آسمون بارید و تشنگی‌ گل‌ها سیراب شد و تو سرت رو به پنجره‌ی بخار شده تکیه‌ دادی، اون دلی که تنهایی توش موج می‌زنه، رنگ آسمون رو به خودش نگیره. آرزو می‌کنم اون قلبی که توش پر از رویا جمع شده، مهتابی زاده بشه که تاریکی‌‌ها بین رویاهات نشینه. آرزو می‌کنم فکرت جای بیهوده‌ای غرق نشه! برای اینکه این تابستون وقت برای فکر کردن زیاد بود. اجازه بده حداقل توی روزهای پیش‌ رو، توی فکر کسی، جایی و خاطره‌ای غرق نشیم، و چای و قهوه‌های عزیزمون‌ رو سرد و دست نخورده روی میز نذاریم. بیا فقط شاد باشیم. شادِ شاد.
More from @bllustory0
  1. Sep 27, 2026می‌گویی این زمین، چشم‌هایش جز تاریکی هیچ نمی‌بیند؟ عزیزِ من! چه منظوری داری؟ زن، چراغ همیش…
  2. Sep 27, 2026photo post
  3. Sep 27, 2026وای عزیز من! کاش می‌شد ماه امشب رو قورت داد. اونوقت‌ جای خستگی‌ها بهم کمی نور می‌داد.
  4. Sep 22, 2026الان تو دنیای خیالیم‌ وقتی پاییز شد بارون هم بارید.
  5. Sep 22, 2026یکی داره شبیه خودت، از این کوه و دره می‌گذره.
  6. Sep 22, 2026photo post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →