Post #2318
549
ای غریبهها، من که نمیدانم این عمری که میگذرد، برای شما چطور است. اما میخواهم از امروز به بعد، شاد باشید. زندگانی چیزی نیست جز یک بازی که تنها خودش در آن برنده میشود. و فکر نکن ما بازندههای همیشگی این بازی هستیم، ما تماشاچیانی بودیم که فکر میکردیم باید در این بازی شرکت کنیم و کردیم، و نتیجه هرچه که بود، واضح و روشن به ما گفت ما اینکاره نیستیم. عزیزکم، رنج و غمی که داری، مال من! برو به دنبال شادی و پیدایش کن. صد سال دیگر کسی نمیگوید او جلوی زندگی ایستاد و بلاخره برندهی بازی شد! میگوید شجاع بود و توانست با هر پیشامدی، زندگی کند و شاد باشد. نمیخواهم بگویم روزهای خوب نزدیک است، چون این جمله را بارها گفتهاند و روز خوبی از راه نرسید. فقط میخواهم بدانی شاید خودت باید روز خوب بسازی و منتظر ساخته شدنش نباشی. همین! و بدان شادی نباید چیز زودگذری باشد، شادی تنها سهمیست که ما از این زندگی داریم. فراموش نکن که بودنش هرچقدر کوتاه و کم، باز ارزشمند است. فراموش نکن ده سال بعدی هم قرار است وجود داشته باشد و از راه برسد؛ بگذار داستانی برای گفتن داشته باشی، حتی اگر در آن بگویی: «هیچکاری نکردم، اما خوشحال بودم.»