در پارت قبل گفتیم که پزشکی توانسته مرگ زودرس را کمتر و طول عمر را بیشتر کند.
اما یک سؤال باقی میماند:
آیا بیشتر زندگی کردن، یعنی بهتر زندگی کردن؟
فرض کنید پزشکی ۲۰ سال به عمر یک نفر اضافه کند.
این ۲۰ سال چگونه میگذرد؟
آیا از زندگیاش راضی است؟
آیا احساس تنهایی میکند؟
آیا دائماً تحت فشار و استرس است؟
آیا روابط خوبی دارد؟
آیا زندگی برایش معنا و جهت دارد؟
اینجا دیگر فقط با آزمایش خون و CT نمیتوانیم جواب بدهیم.
برای اپروچ به این شبهه باید در نظر داشت سلامت انسان فقط بدن نیست؛
⏳ پس آیا مردم قدیم خوشحالتر بودند؟
خیلی راحت میشود گفت:
«قدیما زندگی سادهتر بود، پس مردم خوشحالتر بودند.»
اما واقعاً نمیدانیم.
برای ۱۰۰ یا ۲۰۰ سال پیش، دادههای استاندارد و قابلمقایسهای درباره Life Satisfaction و Subjective Well-being نداریم که بتوانیم با اطمینان چنین مقایسهای انجام دهیم.
پس شاید سؤال درست این نباشد که:
«قدیما بهتر بود یا امروز؟»
بلکه:
«آیا پیشرفت در یک بُعد، لزوماً یعنی بهتر شدن همه ابعاد زندگی؟»
یا حتی الزاما افزایش امکانات به معنی بهتر شدن زندگی است؟!
پزشکی توانسته بدن ما را بهتر حفظ کند.
اما انسان فقط بدن نیست.
و اگر بخواهیم بفهمیم انسان امروز چرا با وجود امکانات بیشتر، ممکن است هنوز با استرس، تنهایی یا نارضایتی روبهرو باشد...
باید کمی از بدن فاصله بگیریم ...
🖌 دکتر امیرمحمد صادقی | آنسوی ورقها
🖇 @BeyondPapers