#میراث 1400 ساله خودساخته #فقیهان که خود نیز بر باد فنا دادند**
پیشتر بارها نوشتم که #دین نه یک ایدیولوژی و یا یک مکتب برای حکمرانی و یا تعیین جزییات زندگی بشر، که یک جهان بینی برای نحوه ای از نگاه به هستی، وجود، مرگ، زندگی، جاودانگی و جایگاه انسان در خلقت است و نحوه زیستن تا حتی حکمرانی بعض پیامبران، هیچ دلیلی بر کارکرد ایدیولوژی و مکتبی نشان دادن آن نیست و آنها جز زندگی معمولی خود در بستر سنتها و رسوم و قوانین و قواعد فرهنگی و مدنی عصر خود و بعضا با تعدیل و تغییراتی نداشته اند (قابل توجه)و هیچ عقلانیت و اخلاقی ، بر مدعای تطابق و همزیستی با آنها در هیچ عصر و جغرافیایی وجود ندارد، مگر آنها که دوست دارند در زندگی فردی خود آنگونه زندگی کنند.
متاسفانه، #فقیهان در این 1400 سال، بنام آخرین پیامبر بر مسند خرد مردمان پای گذاردند و بقول مرحوم علامه طباطبایی ( اینجا ) قرآن به کناری نهادند و هر آنچه از احادیث مطلوب دیدند و توانستند در قالب شریعت ریخته و بر مردم فرو ریختند.
👈بودند #فیلسوفانی چون سیناها که تلاش کردند همان راه کج را تا حدودی به مدار عقلانیت برگردانند.
👈بودند #عارفانی چون مولاناها که سعی کردند خشونت و زمختی آن را با حضور عشق خداوند در زیست بوم بشری جبران کنند.
👈و حتی بودند اندک #فقیهانی خرد محور چون صالحی و منتظری و قابل و .. که هر چه داشتند را رو کردند تا کمی از عقب ماندگی همکلاسیهای خود را با نگرشی عقلانی و اخلاقی به بشر و حقوق ذاتی او عوض نمایند.
اما گویی #سرنوشت این شریعت جور دیگری باید رقم می خورد، فقیهان این روزگار، مست از میراث گذشته همطرازان خود و جلوس بر عرش حکمرانی، چشمهای خود را بستند و در رویاهای واهی خود به خواب رفتند و اضمحلال همان میراث 1400 ساله را ندیدند و فریادهای دلسوزان را نشنیدند.
و آنگاه که در دوره خاتمی، بسیار #نو اندیشان دلسوز خطر کردند و برای پاکسازی همان مقدار باور مردم سخن گفتند و نوشتند، مست از قدرت، شلاق نفاق و ارتداد بر گرده آنها کوفتند و هر چه نازکتر شدن طناب اتصال نسل جوان را به نیم بند شریعت ندیدند تا اینکه روزبروز نازک و نازکتر شد و این روزها نه تنها پاره شد که چونان فنری وحشتناک برگشت و بر صورت همانها اصابت کرد.
و امروز همان #میراث 1400 ساله ای که فقیهان این دوره 40 ساله به آن فخر می فروختند، بدست همانها به قول مرحوم استاد منتظری(مقدمه كتاب اسلام دين فطرت) آنقدر فربه شد که چنان #ترکید که هیچ ذره ای از آن برای بازسازی در هیچ جایی دیده نمی شود و #رنسانسی که فراتر از رنسانس قرن 16 اروپاست، در این قاره کهن در حال تنومند شدن است و دیر نیست که همه عالم را درنوردد.
و ایکاش اینان می فهمیدند که زمین زیرپایشان نه تنها لغزنده است که با این دست و فرمان که می روند چاه ویل جهنمی که مردم را از آن می ترساندند در انتظارشان.
و در آخر و البته، نکته مهمی که جای امیدواری است اینست که ما در دوره ای از تاریخ قرار گرفته ایم بنام #پست_مدرن، که نسل جدید ، اگر چه از مذاهب سنتی شریعت محور عبور کرده ولی گرایش به #معنویت را برای جستجوی معنای زندگی هرگز به کناری ننهاده است و این برای رهایی از اضطرابهای وجودی و رنج بیقراریهایش در لحظه لحظه های غیرقابل پیش بینی متمایل به ناماندگی زندگی است.
و یکی از پناهگاهای مطمئنی که نیم نگاهی به آن دارد، #هسته مرکزی ادیان مختلف در سراسر جهان بوده که فارغ از شریعتهایی است که بر آنها بار کرده اند.
و این می تواند نویدبخش آینده جهانی باشد که رو سوی آرامش و امید و نیز عاری از رنج دارد.
**پیامبر اسلام(ص): آفه الدین ثلاثه: فقیه فاجر و امام جائر و مجتهد جاهل - میزان الحکمه ج ۴ ح ۶۴۵۳
محمد صالحی 1/9/1401
https://t.me/beshnofekrkon/2138
https://t.me/beshnofekrkon/2294
https://t.me/beshnofekrkon/2304
Post #2308
13.2K