گزارش امید رضایی، خبرنگار رسانه die Zeit آلمان (یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین رسانههای این کشور) از تجمع ۲۵۰ هزار نفری روز گذشته در مونیخ، درس خوبی در حیطهی رسانه و روانشناسی مخاطب است که چطور یک گزارش ظاهراً بیطرف میتواند واقعیتها را سوگیرانه به سمت دلخواه جلوه دهد.
اگر زبان آلمانی خوبی دارید، میتوانید
اصل گزارش را بخوانید؛ و اگر نه، ترجمهی فارسی آن را
اینجا بخوانید.
مشخص است که آقای رضایی، نویسندهی این گزارش، روانشناسی مخاطب میانه-چپ آلمانی را بهخوبی میشناسد و میداند واقعیتها را چطور صورتبندی کند که در ظاهر گزارشی خنثی و بیطرف داشته باشیم، ولی در عمل پهلوی یک آلترناتیو وحشتناک بهنظر برسد.
گزارش با اعلام ممنوعیت شعار «مرگ بر سه فاسد...» شروع میشود و سه پاراگراف ابتدایی متن به اختلافنظرها درباره این شعار اختصاص یافته است - بدون این که هیچ اشارهای به زمینه شکلگیری یا علت وجودی این شعار بشود.
گزارش اینطور آغاز میشود که هشدار داده شده در صورت سر دادن این شعار، «پلیس» میتواند تجمع را مختل کند (و در عوض مردم میتوانند بجای مرگ، از کلمه «ننگ» استفاده کنند). مخاطب آلمانی هم که اعتماد شدیدی به پلیس دارد... پس کار «درست» مشخص است.
اما بعد؟ در ادامه میگوید به دلیل همآوایی «ننگ» و «مرگ» در فارسی، مشخص نبود دیگر که چه شعاری داده میشود!
من متحیرم که از بین تمام وقایع آن چندساعت، نویسنده به این نتیجه رسیده که این بهترین شروع برای یک روایت واقعگرایانه و فکچوال از این اعتراضات است.
تا همینجای متن مخاطب میانه-متمایل-به-چپ رسانه die Zeit همدلی با جریان پهلوی را از دست داده و به وحشت افتاده (چنانچه از کامنتهای زیر مقاله مشخص است).
البته همانطور که گفتم، این گزارش غلط یا دروغ یا خلاف واقعیت نیست؛ بلکه خیلی دقیق و هوشمندانه واقعیتها را سوگیرانه صورتبندی کرده است.
سوگیریهای نهفته در باقی متن را هم میشود نقد کرد؛ اما از حوصله مطلب خارج است؛ با اینحال اشاره کنم که انتخاب عکسها هم بهطرز بامزهای سوگیرانه است.
حتی برای منی که شخصاً در محل حاضر بودم، بعضی عکسها غریب است! و فضای دارک غبارآلود آخرالزمانیای که ترسیم شده کاملاً متناقض با فضای موزیکال و سرزندهی دیروز است که مردم با ریتم دهلها شعار سر میدادند.
از بین آنهمه جمعیت آدم با لباسهای «عادی» و روزمره، گزارش عکس تمامقد یک نفر با لباس سر تا پا نظامی زمان شاه را انتخاب کرده!
یا بهعنوان عکس پایانی مقاله، یک بنر چندده متری از عکس شخصی پهلوی را انتخاب کردند که اوج احساس فردگرایی را تلقین میکند؛ درحالی که حتی یک عکس واضح از نماد شیر و خورشید نذاشتند که غالبترین نماد در کل فضا بود!
همچنین برایم جالب است که بدانم نویسنده خودش به این حجم از سوگیری واقف است و عامدانه چنین گزارش میدهد یا این که در تصور درونی خودش بیطرفانه گزارش داده است؟
اخیراً از یکی از دوستان آلمانی که استاد دانشگاه در رشتهی رسانه است پرسیدم وقایع ایران را دنبال میکنی؟ گفت متاسفانه فقط به چند رسانهی آلمانی بسنده میکنم و احساس میکنم کل واقعیت را نمیبینم.
این گزارش منتشر شده در رسانه die Zeit از تجمع ۱۴ فوریه مونیخ، نمونهی خوبی است که چرا استاد مربوطه صرفاً با اتکا به رسانههای آلمانی «کل واقعیت» را نمیبیند.
بیان
@bayanz