اول گفتند پهلوی پایگاه مردمی ندارد؛ طرفدارهاش همه سایبریاند.
در ایران آمدند به خیابان؛ گفتند شعارها صداگذاری است.
در خارج آمدند به خیابان؛ گفتند آمار پلیس آلمان غیرواقعی است.
گفتند در عرصهی بینالملل کسی پهلوی را جدی نمیگیرد؛ جدی گرفته شد.
انکار واقعیتها جواب نداد.
متوسل شدند به ترس: گفتند اینها رعیت هستند... ۵۷ هم همین بود... پهلوی خمینی دوم است... پهلوی فاشیستی است.
مواضع ابطالپذیر با شواهد عینی باطل شد، عقبنشینی کردند به سنگر مواضع ابطالناپذیر.
سنگرهایی که نه برای حقیقتجویی و آزادیخواهی، که تنها برای پهلویستیزی بر پا کردهاند.
جریانهایی که خود را معقول و اهل اندیشه و حامیان پهلوی را بیفکر و نامعقول جلوه داده بودند، چنان دروغ گفتند، مغالطه کردند، و واقعیتها را تحریف کرده و وارونه جلوه دادند که دیگر جایی برای همراهی آدمهای واقعاً معقول باقی نماند.
از هر طرف که رفتند و به هر رسیمانی که چنگ زدند، خواسته یا ناخواسته با خط نظام همسو شدند؛
همان جریانی که سالهای سال حامیان پهلوی را سطلی_سپاهی میخواند و از آنها انسانیتزدایی میکرد، هشتگ «از دموکراسی بگو» را بنا نهاد.
هشتگی که بیشتر از این که از دموکراسی بگوید، سنگر دیگری شد برای پهلویستیزی.
به وقت تظاهرات ۱۴ فوریه که رسید، همان جریان وظیفهاش شد مخالفت با تجمعات خارج از کشور - همانطور که حکومت میخواست.
ذهنهای ایدئولوژیزده و متنفر از پهلوی، که توهم فهم برتر دارند، شدند خط مقدم ترویج پروپاگاندای رژیم.
از این سنگر به آن سنگر، به دنبال نخ تسبیح پهلویستیزی میدوند،
در خیال خودشان با لشکر شر میجنگند و منجی راه آزادی و برابریاند؛
در عمل بازیچه و عصای دست حکومتاند و سپر این رژیم جنایتکار شدهاند.
بیان
@bayanz
Post #988
19.4K
- ❤ 494