▨ شعر: رواق
▨ شاعر: علیاکبر یاغیتبار
▨ با صدای: علی اکبر یاغی تبار
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
شنیدن این شعر با صدای شاعر
ــــــــــــــــ
بر رواق مدوّر دوران
مینویسیم و هر چه باداباد
مرد این قصۀ تهمتنکش
شرفش را به نان نخواهد داد
من مرید پیمبر دردم
از نَهمردان امان نمیگیرم
با روان گرسنه میمیرم
صِله از سفلگان نمیگیرم
سر من گرمِ سربهداریهاست
خاک من غیرت علف دارد
سگ سمخوردۀ ترانۀ من
به پلنگانتان شرف دارد
بر رواق مدوّر دوران
سر من سر به دار خواهد ماند
دگران میروند و میآیند
خشم من ماندگار خواهد ماند
میزند تازیانه پیدرپی
بوسه بر دست و پای دربندم
میلهها را به سخره میگیرد
بندی سربلند لبخندم
آسمانی دوباره خواهم ساخت
بر بلندای بام آزادی
سرنوشت فرشتگانش را
میسپارم به دست فرزندم
پسر من بزرگ خواهد شد
غزل ناسروده خواهد خواند
آسمان را به خاک خواهد ریخت
در قفای زمانه خواهد راند
من پلنگ بُرنده دندانم
از شغالان قفا نخواهم خورد
سفرهام از گرسنگی سبز است
نان به نرخ شما نخواهم خورد
گر چه باغِ بهارمردهٔ من
سرخوش از میوههای بنبستی است
سرو آزادهام که میداند
فخر آزادگان تهیدستی است
ببر مازندرانم و نامم
چون تبارم زبانزد دنیاست
عقب استخوان نمیگردم
دُم تکاندن طریقت سگهاست
گر چه ناشادمان و ناخرسند
گرچه نومیدوار و مأیوسم
از برای دو پاره نان سیاه
دست هر سفله را نمیبوسم
سر من گرم سربهداریهاست
خاک من غیرت علف دارد
سگ باغِ درختمردهٔ من
به بهار شما شرف دارد
▨
علیاکبر یاغیتبار
@aliakbaryaghitabar
─────♬ ─────
شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
Post #595
1.42K
- ❤ 12
- ❤🔥 1
- 🎄 1