▨ نام شعر: مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
▨ شاعر: شهریار
▨ با صدای: شهریار
▨ موسیقی متن: قطعهی «مدار اول» از حسام ناصری و میلاد محمدی
▨ پالایش و تنظیم این شعر: شهروز
شنیدن این شعر با صدای شاعر
ــــــــــــــــ
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشۀ میخانه بمیرم
درویشم و بُگذار قلندرمنشانه
کاکُل همه افشان به سرِ شانه بمیرم
میخانه به دورِ سرِ من چرخد و اینم
پیمان؛ به چرخیدنِ پیمانه بمیرم
من بلبلِ عشاق؛ به دامی نشدم رام
در دام تو هم بی طمعِ دانه بمیرم
شمعیُّ و طوافِ حرمی بود که میخواست
پروانه بزایم من و پروانه بمیرم
من دُرّ یتیمم* صدفم سینۀ دریاست
بگذار یتیمانه و دُردانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطنِ خویش
تا بیوطن و از همه بیگانه بمیرم
کو نیزنِ میخانه؟ بگو جان به لب آور
تا با تب و لببرلبِ جانانه بمیرم
آن سلسلۀ زلف که زُنّارِ دلم بود
در گردنم آویز که دیوانه بمیرم
این دیر مغان تهچکِ ایرانِ قدیم است
اینجاست که من بیچَک و بیچانه بمیرم
در زندگی افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
در گوشۀ کاشانه بسی سوختم اما
آن شمع نبودم که به کاشانه بمیرم
سربازِ جهادم من و از جبهۀ اَحرار
انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم؟
▨
سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی
(متخلص به شهریار)
ــــــــــــــــ
* دُرِّ یتیم یعنی مروارید بزرگ و آبداری که تنها و یکدانه در صدف باشد. در یتیم، گرانبهاتر و ارزشمندتر از مرواریدهای دیگر است.
پینوشت: در یک بیت از این غزل، درباره جهاد صحبت شده که بندۀ حقیر علاقمند نبودم در پالایش من حضور داشته باشد؛ اما به رسم امانت آنرا نیز در دکلمه آوردم تا غزل بیکموکاست به مخاطبان منعکس شود.
─────♬ ─────
شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
Post #588
1.15K
- ❤ 6
- 👌 3
- 🫡 2
- ❤🔥 1