TGViewer
بارو بارو @baruwiki · 4.38K subscribers
Post #1214 3.47K
زهی ریا! زهی بی‌شرمی! ـــــــــــــــــ

سرور کسمائی

ــــــــــــــــــ یادداشت روز


این روزها که دوباره تبلیغات رژیم در باره «تسهیل بازگشت برخی چهره‌های فرهنگی و هنری و فکری» بالا گرفته است، یاد خاطره‌ای از مسکوب افتادم.

گمان کنم سال ۲۰۰۰ بود. پس از چند سال دوری، مسکوب در تدارک سفری دو هفته‌ای به ایران بود تا هم پسرش اردشیر را ببیند و هم به وضع بازنشر آثارش سروسامانی بدهد و طلب خود را از ناشران بدحساب بستاند. به سفارت رفت و پاسپورتش را تمدید کرد. (با وجود چندین دهه اقامت در فرانسه هرگز درخواست تابعیت فرانسوی نکرده بود.)

با شور و شوق عجیبی بار سفر می‌بست و از تک‌تک دوستانش می‌پرسید: سوغاتی چی برایت بیاورم؟ و اگر کسی درخواست مشخصی داشت در دفترچه‌اش یادداشت می‌کرد که فراموش نکند.

چند روز پیش از حرکت، یک روز عصر که برای قدم زدن و سرکشی به درختش در باغ لوکزامبورگ قرار داشتیم، آشفته و خراب از راه رسید. پرسیدم چی شده؟ نگاه مضطربی به من اندخت و گفت: از تهران تلفن داشتم. ـــ اتفاقی افتاده؟ ـــ نمی‌تونم برم! ـــ چرا، ممنوع‌الخروجی؟ سری با ناامیدی تکان داد و گفت: از اون بدتر!... و ساکت شد. چند قدم که برداشتیم، ادامه داد: نمایشگاه کتاب بوده، خامنه‌ای هم بازدید می‌کرده، جلوی میزی می‌ایستد و چشمش به کتاب‌های من می‌افتد و از مهاجرانی (وزیر ارشاد) که کنارش بوده، می‌پرسد: آقای مسکوب کجا تشریف دارند؟ اخیراً در کوی دوست را خواندم و بسیار پسندیدم! مهاجرانی می‌گوید ایشون فرانسه هستند. خامنه‌ای می‌پرسد: چرا تشریف نمی‌آورند؟ مسئله‌ای که ندارند.

شاهرخ این را گفت و خودش را روی یکی از صندلی‌های آهنی کنار چمن رها کرد. انگار حکم اعدامش صادر شده باشد. سخت در هم ریخته بود. صورتش مچاله شده و چشم هایش دودو می‌زد. پرسیدم: حالا از چی ناراحتی؟ از این‌که در کوی دوست را پسندیده؟ ـــ نه، مگر حالی‌ات نیست؟ اگر به گوشش برسد من آمده‌ام و بخواهد من رو ببیند چی؟ چی‌کار کنم؟ گفتم: احتمالش کم است. ـــ آره، ولی حتی اگر یک در صد هم احتمال داشته باشد، رفتن به ایران منتفی است.

هردو ساکت شدیم و به درختش که بالا بلند، سبز و استوار قد به آسمان کشیده بود، چشم دوختیم.

آن‌ روز در پارک لوکزامبورگ، مسکوب عطای وطن را به لقایش بخشید. دو سال بعد روزها در راه را در غربت منتشر کرد. پنج سال بعد، تابوتش راهی ایران شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

■ به «بارو» بپیوندید.

■ B A R U
Telegram بارو ※ «بارو» گاهنامه‌ای‌ست که آنلاین و بدون سانسور منتشر می‌شود. بارو می‌کوشد نویسندگان مستقل با گرایش‌های گوناگون به ادبیات و هنر و علوم انسانی را پذیرا باشد. ※ مدیرمسئول و سردبیر: آزاد عندلیبی ■ وب‌سایت: www.baru.ir ■ اینستاگرام: instagram.com/baru.ir
  • ❤ 48
  • 👍 15
  • 👎 10
More from @baruwiki
  1. Aug 29, 2026داریوش آشوری فصل ۲۶ کتاب شهریار ماکیاوللی را برابرِ دوربینِ بارو می‌خواند: فراخوانشی به ره…
  2. Aug 8, 2026داریوش آشوری‌، مترجمِ چنین گفت زرتشت نیچه، در زادروزش سطرهایی از این کتاب را انتخاب کرد و…
  3. Jan 26, 2026علی اسداللهی، شاعر و مترجم، دیشب با یورش مأموران امنیتی به خانه‌اش در تهران بازداشت و به م…
  4. Jan 7, 2026به شجاعانتان چشم بدوزید ـــــــــــــــــ علی شاهی ـــــــــــــــــــ یادداشت روز ‌ اگر ا…
  5. Jan 4, 2026خیابان و قدرت مؤسس ـــــــــــــــــ میلاد روشنی پایان ـــــــــــــــــــ یادداشت روز خیا…
  6. Dec 29, 2025حماسهٔ «مردِ هودی‌پوش» ـــــــــــــــــ آزاد عندلیبی ـــــــــــــــــــ یادداشت روز آن ر…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →