TGViewer
بارو بارو @baruwiki · 4.38K subscribers
Post #1196 2.92K
کارتاگرام شمارهٔ یک
علی شاهی

ـــــــــــــــــــــــــــ از دفتر اول بارو


خواننده‌ی عزیز! تو مشغول خواندن نوشته‌ای درباره‌ی کارتاگرام‌ها هستی. کارتاگرام‌ها نوعی نقشه‌ی نوشتاری‌اند: کارتا = نقشه و گرام = حرف، کلمه. پس آیا یک کارتاگرام، توصیف نوشتاری یک فضا یا مکان است؟ نه. کارتاگرام «اجرای» نوع خاصی از معماری است: همان‌طور که یک نقشه‌ی معماری، تجربه‌ای از یک فضای هنوز ساخته‌نشده به شما می‌دهد، یک کارتاگرام هم به خواننده امکان می‌دهد نوع خاصی از معماری را تجربه کند. در نتیجه کارتاگرام به جای سرمایه‌گذاری روی محتوا، تعریف و توصیف، روی ساختار و فرم معمارانه سرمایه‌گذاری می‌کند: متنی که خواندن آن باعث ایجاد تجربه‌ای از یک فضا می‌شود. چند روز پیش وقتی درباره‌ی کارتاگرام‌ها تحقیق می‌کردم به کتابی برخوردم که اینها را در آن نوشته بود. این کتاب یک رمان است درباره‌ی نویسنده‌ای به نام وولف. این نویسنده که عضو حزب کمونیست آلمان است چهار دفترچه دارد به رنگ‌های مختلف که در هر کدام چیزهای جداگانه‌ای یادداشت می‌کند. در دفترچه‌ی سیاه از تجارب کودکی‌اش در جنگ جهانی دوم نوشته است: این که چگونه پدرش را از دست داده، با مادرش از بن به درسدن فرار کرده، بمباران درسدن را دیده و در کل این که تجربه‌ی یک دختربچه در جنگ چگونه است. در دفترچه‌ی قرمز از مسائل و موضوعات مربوط به حزب کمونیست آلمان نوشته است (او مدت‌ها عضو این حزب بوده). در دفترچه‌ی آبی وقایع روزمره‌اش را یادداشت کرده: دوستی با یک زن دیگر، بزرگ‌کردن یک بچه و… و در نهایت در دفترچه‌ی طلایی، رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش را نوشته است. آنچه توجه مرا جلب کرد همین دفترچه و یکی از داستان‌های درون آن بود که انگار خطاب به من (یا هر خواننده‌ای) نوشته شده بود. نام این داستان «کارتاگرام شماره‌ی یک» بود و من تصمیم گرفتم متن آنرا در نوشته‌ام بیاورم:

خواننده‌ی عزیز! تو مشغول خواندن نوشته‌ای درباره‌ی کارتاگرام‌ها هستی. کارتاگرام‌ها نوعی نقشه‌ی نوشتاری‌اند. حتماً با خودت می‌گویی: آه یک متن تو در تو و تکراری دیگر! انتظار داری که جمله‌ی بعدی من این باشد: «کارتا = نقشه. گرام = حرف، کلمه». اما نه. بر خلاف میل کسی که مرا نوشته، قصد ندارم متن بالا را عیناً تکرار کنم. بله! «کسی که مرا نوشته». من خوب می‌دانم که یک شخصیت نوشته‌شده‌ام. نویسنده‌ام (همان که متن بالا را خطاب به شما نوشته بود) تلاش زیادی کرد که مرا مجبور کند شبیه به شخصیت «آنا وولف» در رمان «دفترچه‌ی طلایی» دوریس لسینگ باشم. فقدان خلاقیت، ناتوانی تخیل و راحت‌طلبی چه‌ها که نمی‌کند. او برای این که حرف‌هایش را از زبان شخص دیگری بیان کند حتی به خود زحمت نداد یک شخصیت تازه خلق کند. مرا از درون یک رمان قدیمی درآورد و با خیال راحت گذاشت اینجا تا سخنگویش باشم. اما من، دیشب، وقتی که او پای نوشته‌اش نبود تصمیم گرفتم کسی دیگر باشم. در آزادی بین خطوط سفیدی که نوشته‌های سیاه روی این صفحه‌ی سفید ایجاد کرده، گشت زدم و در خلوت و تنهایی‌ام تصمیم گرفتم به جای یک نویسنده، یک محقق باشم که درباره‌ی کارتاگرام‌ها و کلاً مسئله‌ی «کارتافیلیا» تحقیق می‌کند. چه کاری از این بهتر؟ در همین مدت کوتاه یاد گرفتم که کارتاگرام‌ها نقشه‌هایی معمولی نیستند. نقشه‌ی یک ساختمان، یک شهر یا حتی یک سیاره‌ی دیگر، ارتباط چندانی به کارتاگرام‌ها ندارد. کارتاگرام‌ها فضایی می‌سازند که ناسازوار است. مثلاً زمان در آنها به هم ریخته، سطوح هستی‌شناسی در هم وارد شده‌اند، یک چیز در آن واحد چند چیز است و… . به همین دلیل هم نمی‌توان کارتاها (نقشه‌ها)ی کارتاگرام را «رسم» کرد. یک نقشه‌ی رسم‌شده (کارتوگراف) لاجرم سازوار است و اگر کسی بخواهد و پول کافی داشته باشد می‌تواند آنرا یک جایی روی زمین بسازد. اما ساختن کارتاگرام روی زمین به این سادگی‌ها نیست. اینها را من در یک کتاب یافتم که تازه چاپ شده است و از چشم نویسنده‌ام پنهان مانده: رمانی درباره‌ی یک مصحح متون خطی که یک نسخه‌ی خطی درباره‌ی تاریخ پرتغال به دست او رسیده و او سعی می‌کند جمله‌ای از آنرا بدون داشتن هیچ راهنمایی تصحیح کند. یک کلمه از این جمله ناخواناست و او تصمیم می‌گیرد به جای آن کلمه‌ای بگذارد که شهودش به او می‌گوید درست است. اما شهود انسان‌ها اغلب موارد اشتباه می‌کند: کلمه اشتباه است و همین باعث می‌شود که تاریخ تغییر کند. پس از این تصحیح، تاریخ در یک شاخه‌ی دیگر روایت می‌شود. مصحح داستان دوباره کلمه را تغییر می‌دهد و باز هم با یک تاریخ دیگر مواجه می‌شود. طولی نمی‌کشد که به اندازه‌ی کلمه‌هایی که می‌توان در آن جمله گذاشت، شاخه‌هایی به وجود می‌آید از تاریخ‌های متفاوت: یک خائوس محض.


◄ [متن کامل را در سایت بارو بخوانید]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

■ به «بارو» بپیوندید.
■ Telegram | Instagram
مجله بارو دفتر اول بارو - کارتاگرام شمارهٔ یک - علی شاهی - مجلهٔ بارو کارتاگرام شماره‌ی یک، غلی شاهی، داستان‌نویس ایرانی،‌ نانوشته،‌ واقعیت ناپیدا، کارلو روولی، متن حجم،‌ داستان روایی، فلسفه، داستان
  • 👍 13
  • ❤ 6
  • 👎 2
More from @baruwiki
  1. Aug 29, 2026داریوش آشوری فصل ۲۶ کتاب شهریار ماکیاوللی را برابرِ دوربینِ بارو می‌خواند: فراخوانشی به ره…
  2. Aug 29, 2026زهی ریا! زهی بی‌شرمی! ـــــــــــــــــ سرور کسمائی ــــــــــــــــــ یادداشت روز این روز…
  3. Aug 8, 2026داریوش آشوری‌، مترجمِ چنین گفت زرتشت نیچه، در زادروزش سطرهایی از این کتاب را انتخاب کرد و…
  4. Jan 26, 2026علی اسداللهی، شاعر و مترجم، دیشب با یورش مأموران امنیتی به خانه‌اش در تهران بازداشت و به م…
  5. Jan 7, 2026به شجاعانتان چشم بدوزید ـــــــــــــــــ علی شاهی ـــــــــــــــــــ یادداشت روز ‌ اگر ا…
  6. Jan 4, 2026خیابان و قدرت مؤسس ـــــــــــــــــ میلاد روشنی پایان ـــــــــــــــــــ یادداشت روز خیا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →