✨
نفسهایت مرا با زندگی بیگانه میسازد
عمان عاشق که شمع و شعله از پروانه میسازد
همیشه دشنه را بر قلب ما ناگاه بنشاند
کسی که در دل ما خانه آگاهانه میسازد
به غیر از اعتماد و دوستی رازی نمیبینم
اگر قُمری کنار دست آدم لانه میسازد
اگر مستی نباشد بندهای ساجد نخواهد شد
معابد را شراب کافر میخانه میسازد
ذلالت تا کجا وقتی قناری با همه حسنش
به قانون قفس در التماس دانه میسازد!
بنازم عزت شیری که با انبوه کفتاران
بسازد سود وافر میبرد، اما نمیسازد!
پریشان، بی سر و ته مینویسم، مثل یک مجنون
فشار درد از هر عاقلی دیوانه میسازد
Post #5606
22
- ❤ 1