#غزل
آسمان سرشار بود از ابر من از درد
لاله میپژمزد از حسرت، چمن از درد
برکهای در خود فرو میرفت از اندوه
ماه حل میشد در آغوشِ لجن از درد
پشتِ انبوهِ درختان در شبی گمراه
مرد از رسواییاش رقصید زن از درد
سایهای بر دوشِ خود میبرد نعشش را
گورکن نالید از وحشت، کفن از درد
در گذر از سایهروشنهای یک تکفیر
من به خود میپیچم از غربت، وطن از درد
اسفند 1403
#محمدجلیل_مظفری
http://t.me/barfitarinaghosh
Post #1250
1.43K