🔴یادداشت دانشجویی
این رنج مشترک
◼️پس از پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات، بخشی از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی تلاش کرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» را به نفع خود مصادره کند و چنین القا نماید که مطالبات زنان از طریق اصلاحاتی محدود و درونحکومتی قابل تحقق است. اما آنچه در عمل رخ داد این بود که حکومت با یک عقبنشینی موقت و تاکتیکی، بخشی از فشارهای مرتبط با حجاب اجباری را کاهش داد و از شدت برخی برخوردهای خیابانی کاست. با این حال، این تغییرات هرگز به معنای پذیرش حقوق برابر زنان یا تجدیدنظر در مبانی تبعیضآمیز نظام حقوقی جمهوری اسلامی نبود، بلکه عمدتا تلاشی برای کاهش نارضایتی اجتماعی و مدیریت تهدیدهای امنیتی و ژئوپولیتیک محسوب میشد.
◻️هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی پس از پایان دوران دولت کنونی، بار دیگر گشت ارشاد را باز نگرداند و یا اجرای لایحه حجاب را از سر نگیرد، زیرا به لحاظ حقوقی، کوچکترین اصلاحی در راستای برابری حقوق مردان و زنان توسط سیاستمداران مدعی اصلاحات صورت نگرفته است.
◼️زنان در ایران همچنان از نظر قانونی شهروندانی درجه دوم محسوب میشوند. حجاب اجباری همچنان در ادارات دولتی، نهادهای حکومتی و قوه قضائیه برقرار است و زنان برای حضور در این فضاها ناچار به تبعیت از آن هستند. دولت مدعی اصلاحات، مدتها است که حتی از پیگیری تلاشهای محدودی که در دورههایی برای ارائه لایحه منع خشونت علیه زنان انجام شده بود، دست کشیده است. زنستیزی در جمهوری اسلامی نه یک ایراد کوچک و محدود ناشی از دیدگاههای شخصی چند سیاستمدار، بلکه بخشی از ساختار حقوقی و سیاسی کشور است و در این میان، تغییرات ظاهری و مقطعی تأثیری بر جایگاه حقوقی زنان نگذاشته است.
◻️بازداشت زنان در افغانستان به دلیل نپوشیدن برقع، نمایانگر رنج مشترکی مابین زنان ایران و افغانستان است که چیزی جز سلطه جریانهای اسلامگرا بر ساختار قدرت این دو کشور عامل بروز آن نبوده است. اعتراضات اخیر در هرات و سرکوب خشونتبار این اعتراضات توسط طالبان بار دیگر یادآوری کرد خشونت علیه زنان، در میان تمام حکومتهای مبتنی بر اسلام سیاسی، امری مشترک و غیر قابل تغییر است. به همین دلیل است که زنان ساکن ایران و افغانستان در مقایسه با بسیاری از کشورهای اسلامی منطقه که ذیل حکومتی غیراسلامگرا زندگی میکنند، از آزادیهای اجتماعی، مدنی و حقوقی کمتری برخوردارند.
◼️این اسلام سیاسی است که دشمن زنان منطقه است، هرچند بسیاری از فعالان حقوق زنان با اغراضی سیاسی ترجیح میدهند نقش آن را کمتر مورد توجه قرار دهند یا از پرداختن مستقیم به آن پرهیز کنند، اما نباید فراموش کرد که دستیابی به برابری حقوقی میان زنان و مردان، مستلزم کنار گذاشتن کامل ساختارهای سیاسی است که تبعیض جنسیتی را به نام دین توجیه میکنند و مانع شکلگیری نظامی مبتنی بر حقوق برابر شهروندان میشوند.
✒️@atuazadandish
Post #4076
2.89K