TGViewer
ارشد و دکتری زبان انگلیسی ارشد و دکتری زبان انگلیسی @arshadwadoctrazaban · 208 subscribers
Post #206 75
20. eschew /ɪsˈtʃuː/ پرهیز کردن از
21. ethnography /ɛθˈnɑːɡrəfi/ قوم‌نگاری
22. facilitate /fəˈsɪlɪteɪt/ تسهیل کردن
23. far-reaching /ˌfɑːr ˈriːtʃɪŋ/ گسترده
24. fluid /ˈfluːɪd/ سیّال
25. harness /ˈhɑːrnɪs/ بهره‌گیری کردن
26. immersion /ɪˈmɜːrʒən/ غوطه‌وری
27. impede /ɪmˈpiːd/ مانع شدن
28. imperative /ɪmˈpɛrətɪv/ ضروری
29. implication /ˌɪmplɪˈkeɪʃən/ پیامد
30. inadvertently /ˌɪnədˈvɜːrtəntli/ ناخواسته
31. internalize /ɪnˈtɜːrnəlaɪz/ درونی کردن
32. linguistic /lɪŋˈɡwɪstɪk/ زبانی
33. maintain /meɪnˈteɪn/ معتقد بودن
34. marginalize /ˈmɑːrdʒɪnəlaɪz/ به حاشیه راندن
35. misrepresent /ˌmɪsrɛprɪˈzɛnt/ نادرست بازنمایی کردن
36. monoglossic /ˌmɑːnoʊˈɡlɑːsɪk/ تک‌زبانه
37. multilingual /ˌmʌltiˈlɪŋɡwəl/ چندزبانه
38. pedagogy /ˈpɛdəɡoʊdʒi/ آموزش‌وپرورش
39. permit /pərˈmɪt/ اجازه دادن
40. positioned /pəˈzɪʃənd/ قرار گرفته
41. potential /pəˈtɛnʃəl/ ظرفیت
42. progressive /prəˈɡrɛsɪv/ پیشرو
43. repertoire /ˈrɛpərtwɑːr/ کارگان
44. resonate /ˈrɛzəneɪt/ هم‌راستا بودن
45. resource /ˈriːsɔːrs/ منبع
46. rigid /ˈrɪdʒɪd/ صلب
47. sealed /siːld/ مهروموم‌شده
48. semiotic /ˌsiːmiˈɑːtɪk/ نشانه‌شناختی
49. strategically /strəˈtiːdʒɪkli/ راهبردی
50. teacher education /ˈtiːtʃər ˌɛdʒuˈkeɪʃən/ تربیت معلم
51. translanguage /trænzˈlæŋɡwɪdʒ/ ترازبانی کردن

🌌 واژگان پیشرفته (Advanced)

1. translanguaging /trænzˈlæŋɡwɪdʒɪŋ/ ترازبانی
2. monoglossic ideology /ˌmɑːnoʊˈɡlɑːsɪk ˌaɪdiˈɑːlədʒi/ ایدئولوژی تک‌زبانه
3. linguistic repertoire /lɪŋˈɡwɪstɪk ˈrɛpərtwɑːr/ کارگان زبانی

🧠 اصطلاحات و کالوکیشن‌ها (Idioms & Collocations)

1. draw on تکیه کردن بر
2. far-reaching implications پیامدهای گسترده
3. linguistic diversity تنوع زبانی
4. linguistic repertoire کارگان زبانی
5. monoglossic ideology ایدئولوژی تک‌زبانه
6. semiotic resources منابع نشانه‌شناختی
7. translanguaging practices رویه‌های ترازبانی

📊 منابع واژگان (Vocabulary Sources)
GRE 3500: ۱۴
Fiske Wordpower: ۱۰
۱۱۰۰: ۸
1014 Practice Tests: ۷
Vocabulary for the College-Bound Student: ۶
Word Power Made Easy: ۵

≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋
🌌🧠📜 نکات گرامری 📜🧠🌌
≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋

🔍 نکتهٔ ۱

📌 اصطلاح انگلیسی:

Not to mention + noun/gerund

📌 فرمول انگلیسی:

Clause + not to mention + noun phrase/gerund

📝 جملهٔ نمونهٔ انگلیسی:

Not to mention the fact that such a view marginalizes the fluid practices of multilingual speakers, it also misrepresents how they actually communicate.

🖍️ برگردان فارسی جملهٔ نمونه:

به‌جز اینکه چنین دیدگاهی شیوه‌های سیّال گویشوران چندزبانه را به حاشیه می‌راند، همچنین تصویری نادرست از نحوهٔ ارتباط واقعی آن‌ها ارائه می‌دهد.

🖍️ توضیح فارسی (تفصیلی):

این عبارت برای افزودن یک نکتهٔ مهم‌تر یا قابل‌توجه‌تر به فهرست دلایل یا شواهد به‌کار می‌رود.

معنای آن «به‌جز اینکه»، «علاوه بر اینکه» یا «چه رسد به» است و معمولاً پس از آن یک عبارت اسمی یا اسم مصدر می‌آید.

در جملهٔ نمونه، نویسنده ابتدا یک ایراد را مطرح می‌کند و سپس با not to mention نکتهٔ دومی را اضافه می‌کند که اهمیت آن کمتر از اولی نیست.

نکتهٔ ظریف: این ساختار معمولاً در بافت‌های غیررسمی و نیمه‌رسمی رایج است، اما در متون آکادمیک نیز برای افزودن استدلال‌های تکمیلی دیده می‌شود.

نکتهٔ ترجمه: در فارسی معمولاً با «به‌جز اینکه»، «علاوه بر اینکه» یا «گذشته از اینکه» ترجمه می‌شود.

مثال دیگر:
The project is over budget, not to mention behind schedule.
پروژه از بودجه فراتر رفته است، علاوه بر اینکه از برنامه عقب است.

این ساختار در آزمون‌های ارشد و دکتری برای سنجش درک منطقی جمله و توانایی تشخیص افزودهٔ استدلالی به‌کار می‌رود.

───────────────

🔍 نکتهٔ ۲

📌 اصطلاح انگلیسی:

Notwithstanding + noun phrase

📌 فرمول انگلیسی:

Notwithstanding + noun phrase, main clause

📝 جملهٔ نمونهٔ انگلیسی:

Notwithstanding decades of code-switching research, many language classrooms still treat the first language as a contaminant rather than a resource.

🖍️ برگردان فارسی جملهٔ نمونه:

با وجود دهه‌ها پژوهش در زمینهٔ رمزگردانی، بسیاری از کلاس‌های زبان همچنان زبان اول را به‌عنوان آلاینده می‌بینند نه منبع.

🖍️ توضیح فارسی (تفصیلی):

این واژه یک حرف اضافهٔ رسمی و آکادمیک به معنای «با وجود»، «علی‌رغم» یا «به‌رغم» است.

تفاوت آن با despite و in spite of در این است که notwithstanding می‌تواند پس از اسم نیز بیاید (به‌صورت پس‌اضافه) و لحن رسمی‌تری به متن می‌بخشد.
More from @arshadwadoctrazaban
  1. Sep 30, 2026این عبارت یک حرف ربط مرکب رسمی است که برای بیان دلیل یا توجیه یک عمل یا باور به‌کار می‌رود…
  2. Sep 30, 202618. fallacy /ˈfæləsi/ مغالطه 19. global /ˈɡloʊbəl/ جهانی 20. hierarchy /ˈhaɪərɑːrki/ سلسله…
  3. Sep 30, 2026@arshadwadoctrazaban 🌌🧠✨ داستان و گرامر امروز ✨🧠🌌 ≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋≋ 📜 The Ownership…
  4. Sep 29, 2026پاسخ تشریحی و توضیح جواب تست در لینک بالای تست قرار داده شده است.
  5. Sep 29, 2026Post #238
  6. Sep 28, 2026این ساختار در آزمون‌های ارشد و دکتری به‌ویژه در بخش گرامر پیشرفته و درک مطلب بسیار رایج اس…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →