ازدواج با محارم یکی از موضوعات بحثبرانگیز در تاریخ ایران است. با وجود اهمیت این مسئله، پژوهشگران توجه چندانی به آن نشان ندادهاند. حتی بررسی این موضوع نیز بهویژه در میان محققان ایرانی با حساسیتهایی همراه بوده است.
پس از انقلاب اسلامی این مسئله ابعاد سیاسی بیشتری پیدا کرد. برخی اسلامگرایان از موضوع ازدواج با محارم برای زیر سؤال بردن و تحقیر تاریخ ایران پیش از اسلام استفاده کردند. در مقابل، برخی ملیگرایان ایرانی وجود چنین ازدواجهایی را در ایران باستان انکار کردند. در نتیجه این اختلاف دیدگاهها، بررسی بیطرفانه موضوع دشوارتر شد.
مهمترین نتیجهگیریهای فراندسن درباره ازدواج میان خویشاوندان نزدیک در ایران باستان:
1. ازدواج با محارم در ایران باستان تابو نبوده است.
2. بهتر است اصطلاح خویدوده به ازدواج میان خویشاوندان نزدیک ترجمه شود و نه ازدواج با محارم.
3. هدف اصلی خویدوده بهرهمندی از پاداشهای آن بهعنوان یک عمل دینی بوده است. بنابراین تولیدمثل یا پیامدهای احتمالی چنین روابطی اهمیت اصلی را نداشتهاند. آنچه اهمیت داشته خود رابطه جنسی و قصد برقراری آن بوده است.
4. باورهای دینی زرتشتیان نقش مهمی در رواج خویدوده داشتهاند. بهویژه باورهای مربوط به کیهانشناسی و فرجامشناسی بر انجام این عمل تأثیر گذاشتهاند.
5. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم ازدواج میان خویشاوندان نزدیک در ایران نادر بوده است.
6. نمیتوان خاستگاه دقیق ازدواج میان خویشاوندان نزدیک در ایران را مشخص کرد. همچنین معلوم نیست که ایرانیان این رسم را از تمدنهای باستانی دیگر گرفته باشند. به بیان دیگر ممکن است ازدواج میان خویشاوندان نزدیک از ابتدا رسمی متعلق به خود ایرانیان بوده باشد.
7. نظریه ذهنیت محاصرهشدگی نمیتواند پدیده ازدواج با محارم در میان زرتشتیان را بهطور کامل توضیح دهد.
فراندسن در پژوهش خود بهدرستی نشان داده است که ازدواج میان خویشاوندان نزدیک در ایران باستان و در میان زرتشتیان وجود داشته و از نظر قانونی مجاز بوده است. او همچنین بهدرستی اهمیت این روابط را از دیدگاه دینی توضیح داده است.
بااینحال این شواهد لزوماً ثابت نمیکنند که ازدواج با محارم در ایران باستان تابو نبوده است. برای اطمینان از این موضوع باید مشخص شود که چنین ازدواجهایی در جامعه ایران باستان رواج گستردهای داشتهاند.
افزون بر این باید توجه داشت که متون دینی و حقوقی زرتشتی لزوماً بازتابدهنده واقعیتهای اجتماعی آن جامعه نیستند. این متون صرفاً نشان میدهند که روحانیان زرتشتی چگونه ازدواج میان خویشاوندان نزدیک را توضیح میدادند و آن را عملی مجاز و پاداشآور معرفی میکردند.
حتی نمیتوان این دیدگاه را به تمام دورههای تاریخی تعمیم داد؛ زیرا این متون به اواخر دوره ساسانی و دوران پس از آن تعلق دارند.
همانطور که پیشتر اشاره شد شواهد روشنی از مخالفت شدید با این نوع روابط نیز وجود دارد. اگر بسیاری از زرتشتیان چنین ازدواجهایی را نمیپذیرفتند منطقی است که شمار این ازدواجها پایین بوده باشد. در این صورت ممکن است ازدواج میان خویشاوندان نزدیک در ایران باستان در عمل همچنان نوعی تابو به شمار میرفته است.
برای روشنتر شدن موضوع میتوان نمونهای از ایران معاصر را در نظر گرفت.
چندهمسری در ایران کنونی از نظر قانونی مجاز است و حکومت و روحانیان شیعه نیز مردم را به انجام آن تشویق میکنند. بااینحال تنها درصد اندکی از مردان ایرانی بیش از یک همسر دارند؛ زیرا جامعه ایران نگرشی عمدتاً منفی به چندهمسری دارد.
اگر کسی صرفاً متون قانونی رسمی یا منابع دینی را بررسی کند ممکن است به این نتیجه برسد که چندهمسری در ایران رواج زیادی دارد. درحالیکه واقعیت اجتماعی کاملاً متفاوت است.
Arabzadeh Sarbanani, Morteza, (2024). “
A Review of Incestuous and Close-Kin Marriage in Ancient Egypt and Persia
”, Ancient Iranian Studies , Vol. 3 (8): 89-93.
@Arsacid_Chronicle