اما اینبار جنگخلیج فارس رخ داد!
تَرَکی بر پیکرهی اسطورههای رسانه و روایتهای یکسویه آن، به دلایل متعددی رخ داد؛ یکی از آنها تغییر رسانه و تکنولوژیهای اطلاعرسانی از روزگار ایده بودریار است. اتفاقا به تعبیری همین تفاوت موجب شد که شاید بتوان ادعا کرد اینبار دو یا چند جنگ همزمان رخ داده؛ یکی در توئیتها و سخنان ترامپ و طرفداران وی، دیگری در رسانههای دیگر، حتی خود CNN و دیگر رسانههای جریان اصلی. حتی رسانهها و صفحات غیراصلی و غیررسمی که امروزه گرچه با صدایی نحیف، اما صدایی برای انعکاس واقعیات میدانی دارند. اما مهمتر از آن واقعیتی عینیتر از رسانه است؛ همان جمله نمادینی که میگوید عاقبت یخچال بر تلویزیون پیروز خواهد شد(که در مطلبی در سال ۱۴۰۱ به بحث رسانه و این نکته پرداختم)، اینبار نیز باک بنزین بر توئیت پیروز شد. یعنی همان یخچال و مهمتر از آن باک بنزین که پیامی غیر از پیامهای مکرر یکسویه ترامپ را منتقل میکرد. قیمت بنزین نشان میداد که دستکم آنچه ترامپ روایت میکند صحت ندارد. در اینجا بدیهیست نیازی به شرح حال سخنان ترامپ و میزان صدق و کذب و حتی حرف مفتهای او نیست که در پژوهشی، به حجم آنها پرداختهاند.
در این جنگ جدید خلیج فارس علیه ایران که اکنون در نود و یکمین روز از شروع آن در آتشبس شکنندهی آن قرار داریم و هنوز پایان آن روشن نیست، این روایتهای تصویری و فراقعیتها و کارزار رسانهای آن، دیگر امکان آن را نداشت تا حجابی بر واقعیتِ عریان جنگ بکشد و نقابی بر سیمای زشت آن بزند. جنایت آمریکا-اسرائیل(و همدستان ریز و درشت آنان) ایماژِ خدشهناپذیری ابرقدرت بیرقیب را در هم شکست و از سوی دیگر، جنایات و توحش و ظلم آنان را بر وجدانهای بیدار آشکار ساخت. البته برای هر فرد آگاهی از تاریخ و سرگذشت استعمار و امپریالیسم از گذشته تاکنون، از روشنی روز روشنتر بود که ایرانِ ما، گرچه در داخل از هر لحاظ بیتردید مصیبتزده بود، اما در صورت وقوع جنگ با بدخواهان متوحشی مواجه خواهیم شد که نه تنها هیچ ارتباطی به حل مسائل و بحرانهای ما ندارند، بلکه فرصت را غنیمت شمرده و با هر ابزاری که در توان دارند بر سر و بدن زخمی ما خواهند کوفت تا حتی اگر شد اثری هم از جنازهی این تن نیمهجان و زخمخوردهی ما نماند، جامعهای که زخمهای بسیار خورده بود و نیازی به شرح کلیشهای علل زخمهای متعدد این تن نیست.
آن دیوصفتان به جنگ با ″ایران″ آمدند نه ″حکومت″. اکنون چون و چرا در این گزاره تنها از هوش زیر متوسط برمیآید(یا فریبکاران)؛ همان عوامِ فریب خورده و به دنبال دو ناجی، آن هم دو «ناجیِ جانی!».
البته پیشتر شیپور آن را عوامفریبان و فریفتگان عوام سخت نواخته بودند. امثال ما، بدون صدا و تریبون مانند همیشه، بارها و بارها، علیرغم هزینههای سنگین و پِرِسِ دوطرفه میان دو بدخواه داخل و خارج، پیش از این در نقدشان کوشیدیم؛ نتیجه؟ از پیش مشخص بود بین دو دسته از بلندگوهای مهیب داخل(از صداو سیما تا رسانههای اصلاحطلب) و خارج(جنگطلبان) صدای ما در حد پچ پچ هم نبود و نیست و به جایی هم نخواهد رسید.
فرجامِ سخن
ما امروز شاهدِ شکستِ نظریهی «جنگ رخ نداد» هستیم. اینبار جنگ رخ داد؛ نه فقط در توئیتها و سخنان ترامپ و اطرافیان و پیروان فرقهاش، بلکه در باک بنزینها در سراسر دنیا! جنگ رخ داد با کشتار وحشیانه غیرنظامیان و زدن مینابها. حتی با نوع دومی از زجرکشی، مثل زدن تاسیسات و خلاصه تهدیداتی چون بازگشت ایران به عصرحجر! جنگ رخ داد تا اگر پایانی یافت، دیگر لازم نباشد فریاد بزنیم که جنگ التیامبخش زجرها و زخمهای ما نیست. شکنجهی مضاعف و غیرقابل وصفیست که یک مورد آن، با کوچکترین خطا به نابودی تمدن ما ختم میشود! البته منظورم این است که برای انسانهای عادی با عقلی متوسط نیاز نیست تا تحلیل پیشینی کنیم، چون حالا دیگر یک فکت پسینی داریم. جنگ تسریع ویرانی و تضمین نابودی نسلهای پس از ما هم هست. جنگ رخ داد ولی نه طبق آن خواستهها و روایتهای کاذب. دو عاملی که باعث شد اینبار جنگ خلیج فارس با ایران رخ دهد و با فراواقعیت مطلقا زیر روایت رسانه دفن نشود، یکی تفاوت رسانه و دیگری دفاع متناسب ایران بود که آثار جنگ را به دنیا صادر کرد.
با این همه، تا اینجا اینبار واقعیتِ سختِ ایران ماشینِ وانمودهسازیِ آمریکا را تاحدی از کار انداخت. ما در عصری به سر میبریم که در آن حتی رسانههای اصلی نیز نمیتوانند حقیقتِ یک «باکِ خالی» یا یک «پایگاهِ ویران» را با یک صفحه نمایش بپوشانند. یک عامل قدرت، همین صفحات مجازی بود. صفحاتی برای روایت توسط امثال ما که کمتر مستعد برچسب خوردن هستند، اما بخش عظیمی از این قدرت روایت با بستن اینترنت از ما نیز سلب شد! به هر حال اینبار، «امرِ واقع» نقشی جدی یافت، زیرا هم رسانه فراگیر شده و هم، عاقبت باک بنزین بر توئیت پیروز شد.
✍ آرین رسولی
Post #1703
1.05K