جنگ خلیج فارس اینبار رخ داد!
عاقبت باک بنزین بر توییت پیروز خواهد شد!
✍ آرین رسولی
مقدمه
در سال ۱۹۹۱، ژان بودریار فیلسوف فرانسوی، با انتشار مقالاتی مدعی شد که «جنگ خلیج فارس هرگز رخ نداد».
نگاه بودریار ناظر به جنگ خلیج فارس در همان سال بود؛ یعنی جنگی که پس از اشغال کویت توسط عراق رخ داد و با حمله ائتلاف به رهبری آمریکا علیه عراق پی گرفته شد. او بر این باور بود که آن نبرد، تنها یک انهدامِ تکنولوژیکِ یکطرفه و یک نمایشِ استریلِ رسانهای بود که در آن «دشمن» غایب بود و «واقعیت» در پسِ کدهای دیجیتال و فیلترهای رسانههایی نظیر CNN دفن شده بود؛ به عبارت سادهتر، واقعیت جای خود را به فراواقعیتی دستکاری شده توسط رسانهها داد.
در نگاه او، جنگ به یک «وانموده» بدل شد؛ تصویری که دیگر به هیچ واقعیتِ عینی و بیرونی ارجاع نمیداد.
مختصری در باب روایت بودریار از جنگ خلیج فارس
جنگ خلیج فارس در نگاه وی نخستین جنگی بود که محور آن کاملا مبتنی بر تکنولوژی و سیستمهای اطلاعات جغرافیایی از یکسو و رسانه(یک پیشرفت تکنولوژی دیگر) از سوی دیگر بود. به نظر وی در خاورمیانه، برای نخستین بار اطلاعات در مقایسه با تسخیر قلمرو اهمیت بیشتری در فضای جنگی یافت.
برای مثال وقتی فرماندهان و رهبران جنگ، از طریق رسانهها با ارتباط زنده با مخاطبان، جنگ و اهداف نظامی در عراق را بازنمایی میکردند.
سه تمایز اصلی در این جنگ نوین در فضای فراواقعیت رسانهای وجود داشت:
۱ـ غیاب دشمن؛ برای مثال دشمن وجود و حضور واقعی نداشت و حداکثر با نقاطی در تصاویر بازنمایی شده به مخاطبان نشان داده میشد. پس انهدام آنها متفاوت از کشتار آدمیان گوشت و پوست و خوندار بود. خبری از حضور رو در رو و چهره به چهره و درگیریها نبود.
۲ـ استریلسازی جنگ: رسانهها، مثل CNN و امثال آن، جنگ را به نمایشی تمیز و بدون بوی خون و باروت و تصاویر برانگیزانندهی حس و عواطف انسانی بود؛ گویی ناظران، نه یک نبرد، بلکه یک بازی ویدیویی را به تماشا نشستهاند.
۳ـ پیشی گرفتن مدلهای تصویری به جای واقعیت: در این جنبه، تصاویر، پیشاپیش آماده بود تا نبرد را روایت کند و یک طرف پیشاپیش برنده و طرف دیگر نیز بازنده بود.
به عبارت دیگر، در این فراواقعیت جنگ خلیج فارس(پس از اشغال کویت توسط صدام) انگار پای هیچ انسانی در میان نبود. فرماندهانی مثل کالین پاول-رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح وقت- با نشان دادن تصاویری گنگ و مبهم از اشکال هندسی بر روی مانیتورها، مثلا دایرهها و مربعهای آبی و قرمز، مدعی وجود/جابجایی تسلیحات کشتار جمعی در عراق میشد. چیزی که بعدها مشخص شد کلی اطلاعات دروغین در پس آن تصاویر پنهان بود که گزارشهای آن در اسناد مکرر وجود دارد. اما یک نمونهی جالب در بحث این یادداشت(که نگاهی تطبیقی نیز دارد) شباهت آن با موضوع جنگ کنونی ایران است. مثلا در کتاب بازجویی از صدام، خود بازجو(نویسنده) ادعاهای مکرر علیه صدام، مبنی بر داشتن تسلیحات کشتار جمعی را به سخره میگیرد و جالب اینکه صدام این ادعاها را توطئهها و یاوهسرایی اسراییلیها میداند.
خلاصه اینکه از جزییات مفصل که درگذریم، ادعای بودریار این بود که جنگ خلیج فارس هرگز رخ نداد؛ حداقل روی زمین رخ نداد. منظور بودریار، عدم وجود واقعیت فیزیکی و هولناک و ضدانسانی جنگ در تصاویر رسانهها و بازنمایی آنها بود. برای مثال تصاویری از چند نقطه نشان داده میشد و فرمانده نظامی، به مخاطبان میگفت: به فلان قسمتِ تصویر خوب نگاه کنید، آنجا انبار مهمات است که تا دو ثانیه دیگر منهدم میشود و سپس... بوم!
تصویری که نشان دهنده انبوهی از دود به رنگ سفید در تصاویر سیاه و سفید از جنگ نمایان میشد. هیچ جا خبری از مرگ و میر و نالههای جانسوز آدمیانِ واقعی نبود. برای مثال مصاحبهی افرادی که با سوگ و عجز بیپایان از کشتار همسر و فرزندان و عزیزان بیگناهشان سخن میگفتند، در آن فراواقعیت و روایت رسانهای پوشش داده نمیشد.
ادامه👇
Post #1702
723