TGViewer
آرین رسولی آرین رسولی @arian_xboy · 1.3K subscribers
Post #1700 1.02K
❓آخرش چه خواهد شد؟ همه‌چیز!
زیر پای ما سراسر از یخ پوشیده است؛ لغزان و شکننده. هر آن بیم آن می‌رود که پای بلغزد و این «مایِ جمعی» با سقوطی سهمگین، سر بر زمین کوفته و درهم شکند. در احوالی به‌غایت خطیر و در وضعیتی از «ابهام مضاعف». بسیاری از تحلیل‌گران بر آن‌اند که نشانه‌هایی از فرسایش نظم تک‌قطبی جهان پدیدار شده و به تعبیر گرامشی وضعیتی نزدیک به بحران ارگانیک رخ نموده است؛ یعنی نظمی که پیش‌تر ثبات‌بخش بود رو به زوال نهاده و نظم پسین هنوز قوام نیافته است. در چنین برزخی، هر دولتی می‌کوشد سهم بیشتری به دست آورد، جایگاه خویش را برکشد و در نهایت آن را تثبیت نماید.
در این احوال آشفته‌ جهانی، که پیش‌بینی آینده محل تردید دائم و پرسش‌های جدی‌ست، در درون مرزهای خویش نیز، ما ایرانیان، شوربختانه، با وضعیتی مشابه دست‌به‌گریبانیم: فرسایش هژمونی و قدرتی که نظم را مهار می‌کرد، بی‌آنکه نظمی نو جایگزین آن شده باشد. نسخه کوچک‌تر اما دقیقا مشابه بحران ارگانیک جهانی، تعلیقی هراس‌انگیز و ابهامی سهمناک بر زندگی هر ایرانی سایه افکنده است: یعنی هم به‌عنوان انسانی در نظمی جهانی گرفتار عدم قطعیت است و هم مهمتر، به‌عنوان یک ایرانی در درون مرزهای وطن همین ابهام را به صورتی مضاعف تجربه می‌کند. بر این همه بیفزایید آن ایده مهم گرامشی را که قدرت‌های هژمون، آنگاه که احساس افول یا تهدید کنند، گرایش می‌یابند به شیوه‌هایی سخت‌گیرانه‌تر و خشن‌تر متوسل شوند؛ امری که می‌توان نمودهای آن را هم در عرصه‌ی جهانی و هم در مواجهه داخلی با قدرت مشاهده کرد.
سوگ جمعی آمیخته با ترومای اجتماعی ـ که بخشی از آن در آیین‌های سوگواری تجلی یافته ـ در کنار وضعیت تنش‌های ژئوپلیتیک میان دولت و قدرت‌های جهانی، فضایی پدید آورده که در آن بازیگران بزرگ، حفظ یا بازتعریف نظم مطلوب خویش را در خطر می‌بینند. این وضعیت شبیه برخورد تمدنی با رقابت‌های راهبردی، امنیتی و نظم‌سازی سیاسی شباهت دارد.
دردی دیگر را نیز باید بر این مصائب افزود: در صف نیروهای خواهان تغییر و دگرگونی، شکاف‌ها ژرف‌تر شده و به‌ویژه یک جریان خاص، دیگری‌های خود را تهدیدی برای آینده مطلوب خویش می‌بیند؛ امری که امکان هم‌افزایی را نه‌تنها کاهش داده، بل با تکیه بر منشی غیرعقلانی بر تعارض بیشتر افزوده است.
مجموع این احوال، پرسشی یگانه را پیش روی «مایِ ایرانی» نهاده است: سرانجام چه خواهد شد؟ جنگی گسترده رخ خواهد داد؟ اعتراضات تداوم خواهد یافت؟ یا کشور به تنگناهایی دشوارتر فرو خواهد رفت؟ پرسشی همگانی است، اما دریغا که پاسخ قطعی ندارد. علت این بی‌پاسخی، از منظر روش‌شناختی، کثرت متغیرها و عوامل تعیین‌کننده است: از کنش‌های افراد جامعه گرفته تا رفتار پوزیسیون/اپوزیسیون، و مهم‌تر از همه، نقش بازیگران متعدد خارجی.
در چنین لحظه‌ای، هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت از فرجام کار سخن بگوید.
به بیانی دیگر، تا اطلاع ثانوی، سناریوهای متعدد هم‌زمان محتمل‌اند. اوضاع به جعبه گربه شرودینگر می‌ماند که هنوز گشوده نشده تا معلوم شود آیا زهر در فضا پراکنده شده یا نه. چنان‌که بارها آزموده‌ایم، همواره بالاتر از سیاهی هم رنگی هست. پس هر ذهن تک‌سناریویی که تحلیلی قاطع عرضه کند، محل اعتماد نیست. ذهن تک‌سناریو، ذهنی است که در چنین وضع آکنده از ابهام، مدعی شود تنها سناریوی الف رخ خواهد داد و برای آن دلایلی برشمارد؛ حال آن‌که بی‌درنگ می‌توان سناریوی ب را پیش نهاد که همان اندازه شواهد و قرائن آن را پشتیبانی می‌کند.
اما چرا با این همه، این‌همه سخنان سست و تحلیل‌های بی‌مایه می‌شنویم؛ از عوام‌فریبان تا فریفتگان عوام؟ و چرا خود عوام چنین مشتاق تحلیل‌پردازی‌اند؟ علل بسیار است و مهم‌ترین آن، میل انسان به ابهام‌زدایی است. ذهن بشر از وضعیت مبهم هراس دارد و حتی تحلیلی بی‌بنیاد را بر ابهام ترجیح می‌دهد. این گرایش ریشه در سازوکار تکامل‌یافته دستگاه شناختی ما دارد. تکلیف عوام‌فریبان و فریفتگان عوام نیز در چنین فضایی روشن است.
پاسخ پرسش «چه خواهد شد؟» در بهترین حالت، مجموعه‌ای از ده‌ها یا حتی صدها سناریوی محتمل است که هر یک شواهدی برای تحقق دارند اما در کوتاه‌مدت پاسخی متقن ندارد. می‌توان برای هر سناریو احتمالاتی تقریبی در نظر گرفت، اما این احتمالات برتری معناداری بر بدیل‌های خود ندارند. پس همه‌این سناریوها ممکن و محتمل‌اند. پیش‌بینی‌های بلندمدت، به دلیل آشکار شدن روندها، شدنی‌تر و قابل تحلیل‌تر است؛ اما در کوتاه‌مدت، هیچ سناریوی واحدی نمی‌تواند نگاه واقع‌بین و آشنا با روش‌شناسی ـ یا حتی ذهن نقاد غیرمتخصص ـ را اقناع کند.از این‌رو، اگر می‌خواهید پیوند خویش را با واقعیت از دست ندهید ـ که این خود از مهم‌ترین وجوه عاملیت فردی ماست ـ از پذیرش تحلیل‌های تک‌سناریویی پرهیز کنید.

پس، سرانجام چه خواهد شد؟
تا این لحظه ـ و تأکید می‌کنم تا این لحظه ـ همه‌چیز!

✍ آرین رسولی
More from @arian_xboy
  1. Sep 18, 2026📕مقاله « اخلاق جنگ » 🖋نویسنده برتراند راسل ✍با ترجمه و پیش‌گفتار آرین رسولی 📝[ این مطلب…
  2. Sep 18, 2026🔆 مقاله «اخلاق جنگ» ✍️ #برتراند_راسل مترجم: آرین رسولی وقتی از جنگ سخن می‌گوییم، معمولاً…
  3. Jul 24, 2026ابتدا خواستم برش‌هایی از سخنرانی خودم در نقد اعدام را به اشتراک بگذارم، بعد دیدم در دیاری…
  4. Jul 21, 2026آرین رسولی pinned Deleted message
  5. Jun 14, 2026✂️برشی از ⚔درباب جنگ 🛡بخش سوم 🧠آیا شناخت و افکار جامعه، نقشی و عاملیتی در تقویت یا تسهیل…
  6. Jun 14, 2026✂️برشی از ⚔درباب جنگ 🛡بخش دوم؛ خلاصه نظریات درباره علل پیچیده‌تر جنگ‌ها و مصادیق آن در جن…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →