🪦چاهِ شاهنامه و فهم آزادی بیان
چندی پیش ماجرایی نهچندان با اهمیت بدل به سوژهای مجازی برای جنجالهای سطحی شد. ماجرای تمسخر شاهنامه توسط یکی از افرادی که البته از نظر نگاه شخصی من چندان صفت طنزپرداز و کمدین برای این پدیده جدید شایسته نیست، ولی به هرحال این ماجرا به واکنش تند عدهای علیه این عمل کشیده شد. حال این اتفاق از یک جنبه، برای من اهمیت ویژهای داشت و آن فهم بسیاری از افراد از پدیده آزادی بیان است. در این جستار کوتاه قرار نیست به مبانی فلسفی آزادی بیان بپردازم که در جای خود بسیار مهمتر و ضروریست. اما به نظرم آمد دو نکته مختصر را به اجمال بیان کنم. نخست اینکه از منظری تاریخی و فرهنگی، شاهنامه اثری ارزشمند است اما همین اثر اگر معیار اندیشه امروزمان باشد چیزی جز همین تقدسمأبی و عقبماندگی در فهم آزادی نقد و توهین نصیبمان نمیشود. بله آزادی بیان برای توهین و تخریب یک اثر، ولو اثری فاخر. اگر با این رویکرد غریبهاید، نیاز به بازنگری جدی در افکارتان دارید و دچار دگماتیسم و جمود فکری هستید. البته در جای جای شاهنامه هم هنگامی که به «سخن» به معنای نقد و پند و اندرز اشاره میشود، تنها سخنِ دانایان و اهل خرد مدنظر بوده و نه آزادی نقد به معنای امروزی، که اراجیف یک نادان و بیخرد را هم شامل میشود. پس چندان جای شگفتی نیست اگر عدهی اندکی هم برخلاف اکثر «شاهنامه نخواندههای شاهنامهپرست»، اتفاقا شاهنامه را خوب خوانده و افکارشان تحت تاثیر آن باشد. خطای این عدهی اندک جمود و جزماندیشیست که در گذشتههای دور و کهنه گیر کردهاند و شاهنامه برایشان بدل به «چاهنامه» شده و در چاه آن گرفتار آمدهاند.
نکته دوم و مهمتر برای جامعه ما فهم حق آزادی بیان است. با یک دستهبندی اجمالی، سه جنبه از حق در اینجا قابل تفکیک است:
نخستْ حق از منظر حقوقی؛ که هر کسی آزاد است هر نقد و حتی توهین و تمسخر نسبت به سخن افراد در عرصه عمومی داشته باشد.
دوم و سوم، حق عقلانی و حق اخلاقیست که در اینجا دیگر بحث و جدل و نقدِ نقد در عرصه عمومی با آزادی در جریان است. مثلا من میتوانم بگویم تمسخر فلان اندیشمند، از نظر ″اخلاقی″ روا نیست، یا حتی با الفاظ تند همین ادعا را مطرح کنم. یا ادعا کنم که این ادعاها ″عقلانی″ نیست و ناموجه است. اما در این دو عرصه دیگر پای قانون و نیروی قهری و دادگاه و جرم نباید وسط کشیده شود. در این دو مورد میتوان گفت: ″حق نداری″ اما منظور این است که از نظر اخلاقی حق نداری و اگر انجام دادی با محکومیت قانونی مواجه نمیشوی. یا میتوان گفت حق نداری، یعنی سخن تو استدلال درستی ندارد و از منظر منطقی و اخلاقی ناموجه است، که باز در این مورد نباید پای محکومیت قانونی و دخالت قوه قهریه به میان آید.
حال ما در فهم و تفکیک این مسئله آزادی دچار انواع کژفهمی هستیم. یک روز جلوی نقد را میگیریم، روز دیگر جلوی نقدِ نقد، روزی جلوی توهین و...
گاهی نیز تصور میکنیم حق ازادی بیان فقط برای اولین نفریست که از آن استفاده میکند! چون پس از او، وقتی در پاسخ به وی سیلی از انتقادات مطرح میشود ادعا میکنند که ما حق داریم فلان حرف را بزنیم و این آزادی بیان است! بله، اما منتقد شما هم حق دارد شما را نقد کند. نوع نقد هم از تمسخر تا توهین، از نظر حقوقی نباید مانعی داشته باشد و مورد کوچکترین تعرض قهری و قانونی قرار گیرد. نوع بیان نقد/تمسخر و حتی توهین تنها از منظر اخلاقی یا عقلانی مورد بحث است و بس. فهم این نکته ساده و وجود آن، یکی از بزرگترین و ارزشمندترین دستآوردهای یک ملت است.
گاهی چاه را خودمان میکنیم و آزادی را به نام آزادی دفن میکنیم...
✍ آرین رسولی
Post #1690
2.48K