۴- ادامه نقد این فایل
گفتیم که در قرن ۱۹ کم کم عقاید ضد روشنگری ریشه دووند
و این عقاید در ابتدای قرن ۲۰ به اوج رسید و خسارات بزرگی به بشر زد.
در همین حین ، دوباره ماجرا برعکس شد و جریاناتی بر ضد جریانهای هگلی شروع به رشد کرد.
نمود این جریانات ، پوپر و هایک و لودویگ فون میزس و کتابهاشون هستش.
اما یه مشکلی وجود داشت.
این جریانات
متعلق به حوزهی خاصی از فلسفه ( مثل اقتصاد یا معرفت شناسی بودند )
و فقط به ابعاد خاصی از تفکرات روشنگری توجه داشتند و جامعیت و گستردگی تفکرات لیبرالیسم روشنگری رو نداشتند.
در حقیقت میشه گفت: این مکتب ها ( لیبرتارینیسم ، آنارکو کاپیتالیسم ، نئولیرالیسم) خودشون به نحوی زیادی چپگرا یا راستگرا بودند .( هرچند خیلی کمتر از فاشیسم و مارکسیسم)
▪️چپ های فرهنگی و پست مدرنها دست روی این نقطه ضعف میگذاشتن
و با بهونه هایی مثل تکثرگرایی فرهنگی و تفاوت شرایط جوامع و عدم انطباق این مکتب ها با همهی جوامع ، به این مکتب ها حمله می کردند و تا حد زیادی موفق هم بودند .
لیبرالیسم محافظه کار
برای پاسخ باین ایرادات هم بود که مطرح شد.
لیبرالیسم محافظه کار اومد و یادآوری کرد و توضیح داد که:
لیبرالیسم کلاسیک ، در عین داشتن اصول موضوعه ، از انعطاف پذیری کافی بهره منده و میتونه در هر کشوری با هر بافت جمعیتی و مذهبی و قومی ، پیاده بشه
و بهترین نتیجه رو به همراه داشته باشه .
@Tnaghad | مثال زنده مغالطات
@mghlte | عصر روشنگری
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
@ZIRsigari_kohn | فلسفههای روانگردان
@Anglosphere2 | سنت و مدرنیته
▪️ برگ برندهی لیبرالیسمِ :
t.me/masnavi_mardiha/72
Post #535
103
- 👍 1
- 👎 1