✳️ روایتی از یک استاد و شاگرد؛ شبیری زنجانی و محمد خاتمی
✍️ #علیرضا_تابش
در سال ۱۳۸۵، هنگام سامان دادن کتابخانه شخصی سیدمحمد خاتمی، میان کتابهای قدیمی، به نامهای برخوردم. رنگ کاغذ نامه، تا جایی که به یاد دارم، آبیرنگ بود. نامه از آیتالله شبیری بود برای محمد خاتمی جوان، با خطی خوش نوشته شده بود؛ از سالهای طلبگی او در قم.
آنچه از مضمون نامه در ذهنم مانده، تمجید استاد از استعداد علمی و فکری شاگردش بود. تعبیری هم داشت که برایم ماندگار شد؛ به این مضمون که همانطور که کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد، او نیز محمد خاتمی را در حوزه کشف کرده است.
سالها از آن روز گذشته است. شاید امروز بیش از آن زمان، معنای این جمله را میشود فهمید. استاد، در طلبهای جوان چیزی دیده بود که هنوز برای بسیاری آشکار نشده بود.
بعدها مسیر زندگی هر دو متفاوت و پرفرازونشیب شد، اما آن رابطه استاد و شاگرد و تواضع همیشگی آقای خاتمی نسبت به استادش، در حافظه باقی ماند.
شاید برای شناخت یک عالم، همیشه نباید فقط سراغ رساله عملیه و کتاب و درس او رفت. گاهی میتوان او را از آدمهایی شناخت که دربارهشان سخن گفته، از شاگردانی که تربیت کرده، از خاطراتی که برایش مانده و از شیوهای که با مردم و با اهل فرهنگ سخن گفته است.
آیتالله العظمی شبیری زنجانی، در زمره عالمانی بود که بخش بزرگی از عمر پر برکت خود را در حوزه علم و فقاهت گذراند و در این راه، به یکی از مراجع برجسته روزگار ما بدل شد، اما آنچه از ایشان در ذهن من مانده، فقط مقام علمی و مرجعیت نیست. تصویر مردی است که در عین دقت علمی، اهل شنیدن بود، در عین برخورداری از دانش فراوان، متواضع بود و در میان سخن از فقه و حدیث، میتوانست با شعر و هنر و تاریخ فرهنگی این سرزمین نیز وارد گفتوگو شود.
🔰 برشی از «فقاهت در آینه اخلاق»
⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم)
Post #3370
579