🔺پارسه در تنگنای طمع!
آیسوپوس، داستانپرداز شهیر یونانی، از مرد نابینایی حکایت کرده که با لمس هر جانوری، ماهیتش را بیدرنگ بازمیشناخت. تا آنکه روزی تولهگرگی را به دستش دادند؛ او اگرچه از شناخت گونۀ حیوان درماند، به فراست دریافت که این جانور را راهی به آغوش گلۀ گوسپندان نیست. شگفتا که آن کور، هزاران سال پیش، گرگ را از پس پردۀ ابهام میشناخت، اما مسئولان امروز ما، با چشمان باز، گرگان گلهدَر را به کرسی شُبانی نشاندهاند و از فاجعهای که به بار میآورند، غافلاند!
در پی اقدام دوبارۀ شهرداری مرودشت برای الحاق 160 هکتار از حریم درجهدوی تختجمشید به بافت شهری، جامعۀ باستانشناسی ایران با انتشار نامهای سرگشاده از مسعود پزشکیان خواست تا شخصاً به این بحران ورود کند. این تشکل تخصصی، خواستار توقف فوری تمامی اقدامات اجرایی و انتشار شفاف اسناد این مصوبه شد تا از این میراث بشری حراست شود. براساس گزارش «صدای میراث» در شهریور 1405، این تصمیم میتواند مرزهای توسعۀ شهری را به تپههای باستانی فیروزی و پهنۀ تاریخی پارسه نزدیکتر کند؛ اقدامی که بهگفتۀ کارشناسان، با جهش ارزش اقتصادی اراضی، موج تازهای از سوداگری زمین و فشار بر حریم تختجمشید را به همراه خواهد داشت.
نویسندگان این نامه هشدار میدهند که این تصمیم، فراتر از یک تغییر مرزهای جغرافیایی، چراغ سبزی است برای ساختوساز در پهنههایی که هنوز رازهای باستانیشان ناگشوده مانده و هرگونه تعرض به آنها، زخمی است التیامناپذیر بر تن تاریخ. جامعه باستانشناسی ایران تأکید دارد که این الحاق، نه تنها لبۀ تیغ توسعۀ شهری را به سوی تپههای فیروزی، میدان ملل و حریم پارسه میکشاند، بلکه بستر جولان سوداگران زمین را فراهم میآورد. از اینرو، از نهاد ریاستجمهوری انتظار میرود با ورود به این پرونده و شفافسازی اسناد مبهم و متناقض، مانع از تکرار تجربههای تلخ گذشته شود و از حریم این میراث جهانی صیانت کند.
نویسندگان این نامه با تأکید بر اینکه تختجمشید صرفاً قطعهزمینی مشمول طرحهای شهری یا ابزاری برای درآمدزایی شهرداریها نیست، هشدار دادهاند که نگاه سوداگرانه به پارسه، حراج حافظۀ تاریخی یک ملت است و هرگونه تصمیمگیری که سود زودگذر اقتصادی را بر صیانت از میراث ملی ترجیح دهد، تیشهای به ریشۀ هویت ایرانی است؛ از اینرو، آنان خواستار اعلام وضعیت اضطراری برای نجات میراث فرهنگی و تشکیل کارگروهی تخصصی شدهاند.
در این میان، وعدۀ «توقف و بازنگری» از سوی وزیر و مدیرکل میراث فرهنگی فارس، هرچند در نگاه اول تسکیندهنده است، تا زمانی که نقشهها، صورتجلسات و اسناد پشتپرده شفاف نشوند، اعتمادساز نخواهد بود. تجربۀ تلخ سالهای اخیر بارها و بارها نشان داده که توافقهای محلی و تغییر کاربریهای پنهانی، پیش از اقدام نهادهای ناظر، زخمهای جبرانناپذیری بر تن حریم آثار تاریخی نشاندهاند. از سوی دیگر، تقلیل یافتن یک میراث جهانی به سطح معاملات اداری و منافع اقتصادی، زنگ خطری جدی برای ناکارآمدی قوانین حفاظتی است. به همین دلیل، مطالبه برای تشکیل کارگروهی ملی زیر نظر نهاد ریاستجمهوری و تعلیق پروژههای فاقد پشتيبانی علمی، نه یک تمنای صنفی، بلکه آخرین سنگر برای کوتاهکردن دست متجاوزان از مواریث تاریخی کشور است.
گرچه خبر توقف پروژه، اندکی از تبوتاب عمومی کاسته، اما این آرامش فریبنده است. تا وقتی که نقشههای حریم و پیوستهای حقوقی، شفاف و بیپرده عیان نشوند و تیغ قانون بر گلوی سوداگران زمین ننشیند، پیکر پارسه همچنان در محاصرۀ تدریجی ساختوسازهای مخرب خواهد بود و نابودی حتی سر سوزنی از منظر فرهنگی و تاریخی پارسه، نه مصیبتی کوچک که جمیع تمام مصیبتهاست.
🏛 بنیاد فرهنگی ایران و انیران باستان