🔴 خودزنی/ یادداشتی از وحید اسدی
متأسفانه در دنیای امروز، که دادهها در کوتاهترین زمان ممکن در سطح جهان مخابره و دستبهدست میشوند، پدیدهای تلخ در میان ما ریشه دوانده است؛ پدیدهای که میتوان نام آن را «تخریبگری درونی» یا شاید دقیقتر، نخبهکشی مدرن گذاشت.
در استان ما، در هر عرصهای که حرکتی مثبت، سازنده یا نوآورانه آغاز میشود، عدهای بلافاصله با تهمت، تحریف و تخریب به استقبال آن میروند.
گویی پیشرفت دیگری تهدیدی است برای دیده شدن خودشان. گویی موفقیت همکار، بهجای الهامبخش بودن، زنگ خطر حسادت را در گوششان به صدا درمیآورد. ما دیگر نیازی به دشمن بیرونی نداریم؛ کافی است نگاهی به درون صنفها، نهادها و جمعهای حرفهای خود بیندازیم تا ببینیم چگونه با دستان خود، پیکر امید را قطعهقطعه میکنیم. چگونه هر روز در سکوت، با یک قضاوت عجولانه، یک شایعه، یک پست در فضای مجازی، یا یک لبخند تمسخرآمیز، همصنف خود را میکشیم.
فعالیت های مدنی فعالان فرهنگی و هنری در استان ایلام در قالب نشست های مختلف در سازمان های مردم نهاد و کافه کتاب ها، حضور کنشگران مرزی در جلسات اداری آسیب های اجتماعی و فرهنگی استان و سایر اقدامات همواره از طرف یک عده «تخریب گر درونی» مورد هجمه واقع می شوند. این گروه از تخریب گران نه سواد نوشتن مطلب دارند و نه جرأت آفتابی شدن لذا تهمت های خود را از طریق سخنگوهای کم سواد و قلم به مزدهایشان انتشار می دهند.
بسیاری از افراد حتی رحم به توسعهی استان و آیندهی فرزندان خود ندارند. حرکتهای خیرخواهانه و اندیشههای روشن، هنوز از زمین برنخاسته،
در آتش بدبینی، حسادت و تهمت خاکستر میشوند. هر جا نوری میتابد، دستی سایهای میکشد تا روشنی دیده نشود. چه تلخ است وقتی روشنفکر، با قلم خودش، امید را میکُشد. وقتی هنرمند، با زبان هنر، دل هنرمند دیگری را میشکند. وقتی معمار، بنای اعتبار همصنفش را فرو میریزد. و وقتی دلسوز، قربانی دلسوزیاش میشود.
این، تنها یک تراژدی شخصی نیست؛ این، فاجعهای جمعی است. فروپاشی اخلاقی آرام و بیصدا که هیچ رسانهای تیترش نمیکند. ما در ظاهر با گوشیهای هوشمند زندگی میکنیم، اما در درون، هنوز در قبیلههای کوچک خود، به جان یکدیگر افتادهایم.
وقت آن است که بایستیم و به خودمان اعتراف کنیم: پیش از آنکه دیگری ما را شکست دهد، ما خودمان، خودمان را شکست دادهایم. پیش از آنکه رقیبمان را از میدان بیرون کنیم، باید بیندیشیم که آیا اصلاً میدان را با هم میسازیم یا با هم ویران میکنیم؟
توسعهی واقعی، نه با پروژههای عمرانی و نه با شعارهای پرزرقوبرق بهدست میآید؛ توسعه از لحظهای آغاز میشود که انسان، درون خودش را از حسادت، کینه و قضاوت نجات دهد. از لحظهای که بهجای حذف دیگری، به رشد جمعی بیندیشیم. تا وقتی یاد نگرفتهایم از دیدن موفقیت دیگری خوشحال شویم،
تا وقتی تشویق را با چاپلوسی و نقد را با دشمنی اشتباه میگیریم، تا وقتی یاد نگرفتهایم که احترام، بزرگترین سرمایهی هر صنف است،
راهی به سوی رشد نخواهیم داشت.
باشد که روزی برسد که وقتی نام همصنفمان را میشنویم، بهجای زهر حسادت، لبخند رضایت بر لبمان بنشیند. شاید آن روز تازه بتوانیم بگوییم:
«دیگر همصنف خودم را نکشتم.»
+ پوستر ضمیمه:
از آثار گرافیست و نابغهی طراحی جهان،
شیگئو فوکودا (Shigeo Fukuda)
از کشور ژاپن
@Arkavazii