TGViewer
Channel Public Channel
علی - محمدبیانی

علی - محمدبیانی

@alimohamadbayani

دیل، ادبیات، مدنیت.

«آینالی اوتاق‌دا مشعل» اقتباس از حکیم هیدجی.
کثرت و لایتناهی

ارتباط با ادمین
@Amb1353



ادبیاتا چاغیرماق، ابدی بیر توی- بایراما چاغیرماق دیر.

🔺 🔺 🔺
گوستاو فلوبر
🔻🔻🔻🔻

دعوت به ادبیات، دعوت به جشنی جاودانه است.
Subscribers
651
Photos
1.4K
Videos
162
Links
984
Recent Posts 20 shown
Post #3656 25

Forwarded from خالاسی

😋😋

نحوه آشنایی
#عمران_صلاحی و #حسین_منزوی
به روایت عمران صلاحی:


(به مناسبت سالروز درگذشت عمران صلاحی- ۱۱ مهر)

🔻 بیر گئجه امیرآباددا یئرلشن آذرآبادگان درنگیندن قاییدارکن، #حسین_منزوی ایله تانیش اولدوم.

تهران اونیورسیته‌سی‌نین آریق گنج اؤیرنجیسی جوادیه‌ده عمی‌سی‌نین ائوینده قالیردی و نه یاخشی عمی ❤️ منزوی‌نین آتاسی کیمی.

اوندان سونرا هامی ادبی درنک‌لرده من و منزوینی بیرلیکده گؤروردولر.

بیر گئجه پولوموز یوخ ایدی، کلبه سعددن جوادیه‌یه قدر پیادا گلدیک و من بو بیتی یازدیم:

🔻با منزوی پیاده روی میکنیم ما

خود را بدین وسیله قوی میکنیم ما.
کاظم سادات اشکوری بویورور:

🔻 دستت چو نمیرسد به عمران،

دریاب حسین منزوی را.
قایناق: یارالی دورنا، (عمران صلاحی شعرلری)، دکتر مجدفر و... نشر امرود ۱۳۹۰

✍ ع.م.بیانی

@xalasi
  • ❤ 6
Post #3655 148
🔹🔻🔹

🔹دده قورقود؛ آزمایشگاه آنتروپولوژی ترکان آذربایجان


▫️کتاب دده قورقود را معمولاً یکی از مهم‌ترین آثار حماسی ما می‌خوانند؛ کتاب پهلوانان و خان‌ها، جنگ‌ها و کوچ‌ها، خانواده‌ها و دشمنی‌ها، نام و ننگ و پیوندهای خویشاوندی. اما می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز به آن نگاه کرد: دده قورقود یکی از مهم‌ترین آزمایشگاه‌های انسان‌شناسی فرهنگ ماست. روایت‌های این کتاب فقط ماجراهای قهرمانی نیستند؛ انسان را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهند که شخصیت و نظام ارزشی او آشکار می‌شود: وقتی صاحب قدرت و ثروت می‌شود، وقتی فرزندش در خطر قرار می‌گیرد، وقتی عاشق می‌شود، وقتی باید برای آبرو و خانواده بجنگد، وقتی اسیر می‌شود، وقتی با مرگ روبه‌رو می‌شود و حتی وقتی جامعه باید میان انتقام، بخشش و آشتی یکی را برگزیند.

از این منظر، شخصیت‌های کتاب دده قورقود فقط قهرمانان دوردست حماسی در دل تاریخ نیستند؛ هرکدام بخشی از تجربه انسانی و اجتماعی جامعه ما را نمایندگی می‌کنند. بایندرخان نمونه‌ای از اقتدار سیاسی و اجتماعی خاقان‌هاست؛ قدرتی که تنها با زور تعریف نمی‌شود، بلکه با مهمانی، بخشندگی، داوری و توانایی گردآوردن جامعه معنا پیدا می‌کند. قازان خان نیز فقط یک جنگاور نیست؛ جایگاه او در پیوند با خانواده، ایل، یاران و قلمرو معنا می‌یابد. در جهان داستانی دده قورقود، قهرمان جدا از جامعه وجود ندارد؛ اعتبار او از رابطه‌اش با دیگران ساخته می‌شود.

بامسی بئیرک مسئله دیگری را پیش می‌کشد: انتظار، وفاداری، عشق و هویت. او و بانو چئچک در فضایی قرار می‌گیرند که ازدواج فقط رابطه دو فرد نیست؛ پیوند دو خانواده و بخشی از نظم اجتماعی است. در اینجا عشق با خانواده، آبرو، تعهد و سنت درهم می‌آمیزد. انسان برای انتخاب خود باید هم با خواسته شخصی و هم با انتظارات جامعه کنار بیاید.

▫️دیرسه خان و بوغاج نیز یکی از عمیق‌ترین روابط انسانی کتاب را پیش چشم ما می‌گذارند: رابطه پدر و فرزند و مسئله اعتماد. پدری که فرزندش را نمی‌شناسد یا درباره او دچار بدگمانی می‌شود، می‌تواند همان کسی باشد که بزرگ‌ترین آسیب را به او وارد می‌کند. تراژدی بوغاج نشان می‌دهد که در جامعه‌ای که منزلت اجتماعی و شایستگی اهمیت فراوان دارد، قضاوت عجولانه و سخن بدخواهان چگونه می‌تواند رابطه طبیعی پدر و پسر را به بحران بکشاند.

▫️سالور قازان و بورلا خاتون نیز تصویری مهم از خانواده و نقش زن در جامعه گذشته ما را ارائه می‌کنند. بورلا خاتون صرفاً همسر یک پهلوان نیست؛ در لحظات بحرانی، کنشگر است و برای خانواده و حیثیت خویش تصمیم می‌گیرد. این شخصیت‌ها نشان می‌دهند که جامعه روایت‌شده، هرچند جامعه‌ای جنگاور و مردسالار است، نقش اجتماعی زنان را نمی‌توان به حضور در خانه تقلیل داد.

▫️در کتاب دده قورقود، اسب، سلاح، سفره، لباس، نام، عروسی، سوگ و مهمانی نیز صرفاً جزئیات داستانی و عناصر روایی نیستند؛ هرکدام نشانه‌ای از فرهنگ مادی و نظام اجتماعی‌اند. اسب با هویت پهلوان پیوند دارد، سفره نشانه بخشندگی و منزلت است، نام گرفتن بیانگر ورود فرد به جامعه قهرمانان است و مهمانی راهی برای ایجاد و تثبیت پیوندهای اجتماعی است. از این منظر، دده قورقود برای مردم‌شناس همان‌قدر درباره زندگی اجتماعی سخن می‌گوید که درباره جنگ و پهلوانی.

حتی دده قورقود خودش فقط یک شخصیت روایی نیست. او حافظه، خرد و صدای جمعی جامعه است؛ اوزان و دانایی که در لحظات مهم ظاهر می‌شود، سخن می‌گوید، نام می‌گذارد، پند می‌دهد و میان گذشته و حال پیوند برقرار می‌کند. حضور او نشان می‌دهد که جامعه برای حفظ هویت خود فقط به جنگاور نیاز ندارد؛ به کسی نیز نیاز دارد که خاطره جمعی را روایت کند و تجربه نسل‌ها را به نسل بعد بسپارد.

از این منظر، دده قورقود کتاب پاسخ‌های ساده نیست. عظمت آن در این است که بسیاری از شخصیت‌هایش را نمی‌توان فقط به «خوب» و «بد» تقسیم کرد. انسان در آن ترکیبی از قدرت و ضعف، شجاعت و ترس، غرور و وفاداری است. پهلوانی فقط قدرت شمشیر نیست؛ توانایی حفظ پیوندهای اجتماعی، دفاع از خانواده، بخشندگی و وفاداری نیز بخشی از آن است. حتی دشمن نیز همیشه یک مفهوم انتزاعی نیست؛ دشمنی در بسیاری از روایت‌ها در زمینه‌ای از رقابت، غارت، انتقام و دفاع از گروه معنا پیدا می‌کند.

▫️شاید به همین دلیل کتاب دده قورقود پس از قرن‌ها هنوز زنده است. ما دیگر در همان جهان خان‌ها و ایل‌ها زندگی نمی‌کنیم، اما همچنان با مسئله خانواده، پدر و فرزند، عشق، وفاداری، آبرو، قدرت، هویت، مهاجرت، دشمنی، آشتی، مرگ و میراث فرهنگی روبه‌رو هستیم. شکل زندگی تغییر کرده است؛ بسیاری از مسئله‌های انسانی همچنان باقی مانده‌اند.

@Alimohamadbayani
  • 👏 10
  • ❤ 6
  • 👍 2
Post #3654 130
هفته‌نامه گاوازنگ ◻️ هنرمند زنجانی رتبه نخست بخش نوازندگی قارمون جشنواره موغام را کسب کرد مجتبی محمدی، هنرمند زنجانی، در ششمین جشنواره سراسری موسیقی موغام در بخش نوازندگی قارمون، گروه سنی ج رتبه نخست را به دست آورد. هیئت داوران جشنواره، لوح سپاس، تندیس جشنواره و جایزه نقدی…
🟥🟥🟥


سلام دوست‌لار و دائمی یولداش‌لار،

زنگان حاقیندا اؤزل یازیلاری #گاوازنگ کانالیندا اوخویون لطفا🙏

#هفته‌نامه‌گاوازنگ👇

https://t.me/gavazangzn
Telegram هفته‌نامه گاوازنگ هفته‌نامه رسمی گاوازنگ.(اجتماعی، فرهنگی، هنری) ترکی- فارسی شماره ثبت ۱۰۰۹۴۰ محل نشر: زنجان اولین شماره گاوازنگ در روز دوشنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ چاپ و منتشر شد.
  • ❤ 6
Post #3653 96

Forwarded from هفته‌نامه گاوازنگ

◻️ هنرمند زنجانی رتبه نخست بخش نوازندگی قارمون جشنواره موغام را کسب کرد

مجتبی محمدی، هنرمند زنجانی، در ششمین جشنواره سراسری موسیقی موغام در بخش نوازندگی قارمون، گروه سنی ج رتبه نخست را به دست آورد.

هیئت داوران جشنواره، لوح سپاس، تندیس جشنواره و جایزه نقدی این بخش را به مجتبی محمدی اهدا کرد.

ششمین جشنواره سراسری موسیقی مقامی آذربایجان «موغام» به همت سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز و انجمن موسیقی استان برگزار شد و هنرمندانی از استان‌های مختلف کشور در آن حضور داشتند.

🔗 نسخه کامل در سایت آیدین نیوز

آیدین نیوز | آیدین باخیش
@aydinnewszn

#هفته‌نامه‌گاوازنگ

https://t.me/gavazangzn
  • ❤ 7
Post #3651 169
🟥
#آنادیلی

🔹ارزش علمی و زبان‌شناسانه زبان مادری

▫️زبان مادری فقط زبانی برای سخن گفتن با خانواده و نزدیکان نیست؛ یکی از مهم‌ترین اسناد زندهٔ شناخت انسان، جامعه و تاریخ است. هر زبان، حاصل قرن‌ها تجربهٔ جمعی است و در واژه‌ها، ساخت جمله‌ها، شیوهٔ نام‌گذاری، ضرب‌المثل‌ها و حتی در سکوت‌ها و حذف‌هایش، بخشی از جهان‌بینی و تجربهٔ تاریخی گویشوران خود را نگه می‌دارد.

▫️از دید زبان‌شناسی، هیچ زبانی ذاتاً بر زبان دیگر برتری ندارد. ارزش علمی یک زبان به شمار گویشوران، قدرت سیاسی، گسترهٔ جغرافیایی یا میزان حضور آن در مدرسه و رسانه وابسته نیست. هر زبان یک نظام پیچیده و منسجم آوایی، واژگانی و دستوری است که می‌تواند موضوع پژوهش علمی باشد.

▫️اهمیت زبان مادری از اینجا بیشتر آشکار می‌شود که بسیاری از پدیده‌های زبانی فقط در زبان‌های بومی قابل مشاهده‌اند. یک زبان ممکن است برای بیان زمان، حالت، خویشاوندی، مالکیت، حرکت، مکان، احترام یا رابطهٔ انسان با طبیعت، امکاناتی داشته باشد که در زبان دیگری به همان شکل وجود ندارد. از این رو، هر زبان برای زبان‌شناس مانند یک آزمایشگاه طبیعی است.

▫️زبان مادری همچنین آرشیوی از تاریخ اجتماعی است. نام محله‌ها، خیابانها، شهرها، روستاها، کوه‌ها و رودها؛ نام ابزارهای قدیمی؛ واژه‌های مربوط به بازار، آهنگری، کشاورزی، دامداری، پوشاک، خوراک و آیین‌ها؛ و حتی اصطلاحاتی که نسل امروز کمتر می‌شناسد، می‌توانند اطلاعاتی دربارهٔ شیوهٔ زندگی نسل‌های گذشته در اختیار پژوهشگر بگذارند.

▫️به همین دلیل، از میان رفتن یک زبان فقط از دست رفتن مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست؛ بخشی از تنوع شناختی و فرهنگی بشر از میان می‌رود. هر زبان، یکی از شیوه‌های ممکن انسان برای فهم و نام‌گذاری جهان است.

پس پاسداری از زبان مادری را نباید صرفاً یک مسئلهٔ احساسی یا هویتی دانست. زبان مادری موضوع علم، سند تاریخ، حافظهٔ فرهنگی و بخشی از میراث بشری است.

اگر زبان را بشناسیم، فقط زبان خود را بهتر نمی‌شناسیم؛ انسان و جامعه را نیز دقیق‌تر می‌بینیم، چون زبان با هزاران لغت و تعبیر و ترم و اصطلاح در حقیقت حافظه ملی و ذخیره ناملموس و معنوی است.

▫️در این میان زبان ترکی مادری ما، به علت ریخت طبیعی و ساختار ادبی تا حدودی غیر دیوانی و نزدیکی بیشتر با دنیای غریزی گویشورانش یعنی طبیعت و فولکلور، موضوع جالبی برای زبانشناسان و مردمشناسان است.‌

@Alimohamadbayani
  • 👏 7
  • ❤ 5
Post #3650 178
🔹🔻🔹

▪️دیل بیلگی‌لری

#گل فعلی‌نین ایره‌مه- تؤره‌مه‌سی

🔻مصدر و اونا باغلی آدلار

گلمک: آمدن
گلمه‌مک: نیامدن
گلیش: آمدن، ورود، رفت‌وآمد
گلیش‌مک: رفت‌وآمد کردن، به توافق
گلیشمه: پیشرفت، توسعه
رسیدن، توسعه پیدا کردن
گلن: کسی که می‌آید / آمده
گلیشی: آمدنِ او / ورود او
گلیشمه‌سی: توسعه و پیشرفتش

🔻زمان حال ـ حال استمراری

گلیرم: می‌آیم
گلیرسن: می‌آیی
گلیر: می‌آید
گلیریک: می‌آییم
گلیرسینیز: می‌آیید
گلیرلر: می‌آیند

🔻منفی:

گلمیرم: نمی‌آیم
گلمیرسن: نمی‌آیی
گلمیر: نمی‌آید
گلمیریک: نمی‌آییم
گلمیرسینیز: نمی‌آیید
گلمیرلر: نمی‌آیند

🔻 قطعی گئچمیش زمان

گلدیم: آمدم
گلدین: آمدی
گلدی: آمد
گلدیک: آمدیم
گلدینیز: آمدید
گلدیلر: آمدند

🔻منفی:

گلمه‌دیم: نیامدم
گلمه‌دین: نیامدی
گلمه‌دی: نیامد
گلمه‌دیک: نیامدیم
گلمه‌دینیز: نیامدید
گلمه‌دیلر: نیامدند

🔻استمراری گئچمیش زمان

گلیردیم: می‌آمدم
گلیردین: می‌آمدی
گلیردی: می‌آمد
گلیردیک: می‌آمدیم
گلیردینیز: می‌آمدید
گلیردیلر: می‌آمدند

🔻 نقلی گئچمیش زمان

گلمیشم: آمده‌ام
گلمیسن: آمده‌ای
گلیب: آمده است
گلمیشیک: آمده‌ایم
گلمیسینیز: آمده‌اید
گلیبلر: آمده‌اند

🔻گله‌جک زمان

گله‌جَم: خواهم آمد
گله‌جک‌سن: خواهی آمد
گله‌جک: خواهد آمد
گله‌جه‌ییک: خواهیم آمد
گله‌جک‌سیز: خواهید آمد
گله‌جکلر: خواهند آمد

🔻امری

گل! : بیا!
گَلین! : بیایید!
گلمه! : نیا!
گلمه‌یین! : نیایید!

🔻 شرطی وجه

گلسَم: اگر بیایم
گلسَن: اگر بیایی
گلسَه: اگر بیاید
گلسَک: اگر بیاییم
گلسه‌نیز: اگر بیایید
گلسه‌لَر: اگر بیایند

🔻نئچه باشقا قورولوش

گل‌مک ایسته‌ییرم: می‌خواهم بیایم
گل‌مک ایسته‌میرم: نمی‌خواهم بیایم
گله بیله‌رَم: می‌توانم بیایم
گله بیلمه‌رَم: نمی‌توانم بیایم
گلمه‌لی‌یَم: باید بیایم
گلم‌لی‌سن: باید بیایی
گلمه‌لی‌دیر: باید بیاید

@Alimohamadbayani
  • ❤ 10
  • 👍 3
Post #3649 193
🟥

#جستار #دئنمه #Essay

🔹 جدال کالبد و استعاره

✍علی محمدبیانی

▫️گاهی یک داستان ساده، بیش از آن‌که درباره‌ی آنچه روایت می‌کند باشد، درباره‌ی شیوه‌ی دیدن ما به جهان است. داستان معلم و مرد شیاد و آن ماری که میانشان موضوع نزاع می‌شود، از همین جنس است؛ داستانی که در ظاهر، کشمکش میان یک معلم و یک شیاد است، اما اگر کمی از سطح آن فاصله بگیریم، می‌توان در آن کشاکش عمیق‌تری را دید:
کشمکش کالبد و استعاره، حقیقت و مجاز، دال و مصداق و حتی از منظری سنت و مدرنیته.

▫️معلم با زبان سروکار دارد؛ با نشانه، صدا، واج، واژه و قرارداد. او می‌داند که «مار» خودِ مار نیست. آنچه روی تخته نوشته می‌شود، تنها مجموعه‌ای از نشانه‌هاست که ذهن ما را به موجودی واقعی ارجاع می‌دهد. «م» و «ا» و «ر» نه فلس دارند، نه نیش، نه حرکت می‌کنند و نه می‌خزند. با این حال، همین چند خط و صدا می‌توانند در ذهن ما تصویر مار را بسازند. این همان قدرت زبان است: زبان چیزی را که حضور ندارد، حاضر می‌کند، اگرچه در معنای سوسوری، نیازی به مصداق نیست.

▫️اما مرد شیاد دقیقاً در نقطه‌ی مقابل این منطق ایستاده است. او به جای نشانه، خودِ کالبد را پیش چشم مردم می‌آورد.
در جهان او، دیگر نیازی به رمزگشایی نیست. مار، همان چیزی است که می‌بینید. نه واجی لازم است، نه قرارداد زبانی، نه دانش خواندن و نه آشنایی با استعاره. و شاید همین‌جاست که شیاد بر معلم پیروز می‌شود.
زیرا حقیقتِ کالبدی، برای ذهن عمومی، اغلب از حقیقتِ نشانه‌ای آسان‌تر فهمیده می‌شود. مردم عادی پیش از آن‌که بتوانند با نشانه ارتباط برقرار کنند، با تجسم ارتباط برقرار می‌کنند. دیدن، پیش از فهمیدن می‌آید؛ و لمس‌کردن، پیش از تفسیرکردن.
یکی نشانه‌ی مار را عرضه می‌کند و دیگری تصویر و کالبد مار را.
در چنین رقابتی، طبیعی است که بسیاری از مردم دومی را باورپذیرتر بدانند. نشانه نیازمند ذهنی است که بتواند از ظاهر عبور کند و به معنای پشت آن برسد؛ اما کالبد، خود را بی‌واسطه عرضه می‌کند. مار نیازی به ترجمه ندارد. خودش، خودش را توضیح می‌دهد.

▫️از این منظر، داستان دیگر فقط حکایت یک معلم و یک شیاد نیست. داستان مواجهه‌ی دو نظام معرفتی است.
معلم نماینده‌ جهان نشانه‌هاست و شیاد نماینده‌ی جهان تجسم.
معلم می‌خواهد مردم را از ظاهر به معنا ببرد؛ شیاد معنا را در ظاهر حبس می‌کند. معلم می‌گوید آنچه می‌بینید، تنها بخشی از حقیقت است؛ شیاد می‌گوید همین چیزی که می‌بینید، حقیقت است.

اینجاست که می‌توان پای سنت و مدرنیته را نیز به میان کشید؛ البته نه به معنای ساده و کلیشه‌ای آن. سنت در اینجا لزوماً گذشته نیست و مدرنیته نیز صرفاً نو و امروزی نیست. مسئله، دو شیوه‌ی متفاوت برای فهم جهان است:

یکی جهان را از خلال نشانه‌ها، زبان و تأویل می‌فهمد و دیگری از منظر عینیت، نمایش و تجسم.

مدرنیته به ما آموخته است که بسیاری از چیزها را باید از ظاهرشان جدا کرد. عدد، نمودار، نقشه، قانون، پول، پرچم، کلمه، عکس و حتی یک خط ساده روی کاغذ، همه نشانه‌اند. جهان انسانی اساساً بر نشانه‌ها بنا شده است. اما در عین حال، انسان همچنان موجودی است که به تصویر و کالبد واکنش فوری نشان می‌دهد.

▫️ما ممکن است درباره‌ی یک واقعیت، صد صفحه توضیح بخوانیم، اما یک تصویر از آن واقعیت گاهی در چند ثانیه ما را متقاعد کند.
این همان نقطه‌ای است که شیادان تاریخ آن را به خوبی فهمیده‌اند.
شیاد لزوماً کسی نیست که حقیقت را نمی‌شناسد؛ گاهی کسی است که حقیقت را عینا نمایش می‌دهد. او می‌داند مخاطب همیشه حوصله‌ی عبور از نشانه به معنا را ندارد. پس به جای آن‌که چیزی را توصیف کند، آن را نشان می‌دهد. به جای استدلال، تجسم می‌آورد؛ به جای مفهوم، کالبد؛ به جای استعاره، مصداق.
و مردم نیز، بی‌آن‌که الزاماً ساده‌لوح باشند، گرفتار همین جذابیت می‌شوند.
در واقع، مسئله شاید نادانی مردم نباشد؛ مسئله فاصله‌ی میان پیچیدگی معنا و سادگی تصویر است.

▫️استعاره از ما کار می‌کشد. باید فکر کنیم، ارتباط برقرار کنیم، رمزگشایی کنیم و چیزی را در ذهن خود بسازیم. اما کالبد خودش را بیان می‌کند.

▫️مردم میان حقیقت و دروغ، همیشه آن چیزی را انتخاب نمی‌کنند که حقیقت دارد؛ گاهی چیزی را انتخاب می‌کنند که بهتر دیده می‌شود.
و این مسئله در روزگار ما از همیشه جدی‌تر است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که تصویر، از کلمه جلو زده است. اکنون شیاد برای نشان‌دادن مار حتی به مار واقعی هم احتیاج ندارد؛ یک تصویر، یک ویدئو، یک کلیپ یا یک نمایش کافی است. کالبد می‌تواند در چند ثانیه جای استعاره و حتی معنا را هم بگیرد.

@Alimohamadbayani
  • ❤ 10
  • 👏 2
Post #3648 672
🔹🔻🔹

🔹کتاب دده قورقود از منظر آنتروپولوژی


▫️مردم‌شناسی (Anthropology) دانشی است که انسان و فرهنگ او را در زمینهٔ اجتماعی، تاریخی و زیستی بررسی می‌کند. وقتی دده قورقود را با این رویکرد می‌خوانیم، با تصویری نسبتاً زنده از جامعه‌ای مواجه می‌شویم که در آن تبار، خانواده، قهرمانی، نام، آبرو و پیوند اجتماعی جایگاه اساسی دارند.

▫️یکی از مهم‌ترین عناصر این فرهنگ، نام‌گذاری است. در دده قورقود، نام چیزی نیست که صرفاً برای شناسایی فرد به کار رود؛ نام معمولاً پس از انجام کاری شایسته و اثبات توانایی فرد به دست می‌آید. این مسئله نشان می‌دهد که «هویت» در جامعهٔ روایت‌شده، امری صرفاً فردی نیست و باید در اجتماع به رسمیت شناخته شود. انسان با کردار خود نام می‌یابد و با نام، جایگاه اجتماعی پیدا می‌کند.

▫️خانواده و خویشاوندی نیز ستون اصلی جامعه‌اند. رابطهٔ پدر و پسر، مادر و فرزند، زن و شوهر و پیوندهای خویشاوندی در سراسر داستان‌ها حضوری جدی دارند. فرد جدا از خانواده تعریف نمی‌شود و آسیب دیدن یک عضو، مسئله‌ای برای کل گروه است. این ویژگی با ساختارهای خویشاوندی بسیاری از جوامع سنتی ترکها و ساختار معیشتی دو مسکونی (ییلاق و قشلاق) ایشان قابل مقایسه است.
(در گزاره ییلاقی و قشلاقی مساله هماهنگ کردن خود با طبیعت است نه هماهنگ کردن طبیعت با خود که بعدا در این مورد خواهم نوشت.)

▫️در این جامعه، مهمان‌نوازی نیز فقط یک رفتار اخلاقی نیست؛ نوعی قرارداد اجتماعی است. سفره، میهمان، پذیرایی و بخشندگی، نشانهٔ اعتبار و منزلت اجتماعی‌اند. شخص بزرگ کسی نیست که فقط قدرت جنگیدن داشته باشد؛ باید بتواند ببخشد، پذیرایی کند و در هنگام نیاز به یاری دیگران بشتابد.

▫️زنان نیز در این روایت‌ها برخلاف تصور ساده‌ای که ممکن است از یک جامعهٔ جنگاورانه داشته باشیم، صرفاً شخصیتی حاشیه‌ای نیستند. زنان می‌توانند در تصمیم‌گیری، ازدواج، دفاع از خانواده و حتی موقعیت‌های دشوار اجتماعی نقش فعال داشته باشند. شخصیت‌هایی چون بورلا خاتون نمونه‌ای از حضور قدرتمند زن در ساختار روایی دده قورقود هستند.

▫️از سوی دیگر، اسب، سلاح و جنگ فقط ابزارهای مادی نیستند؛ بخشی از نظام نمادین جامعه‌اند. اسب همراه و هم‌هویت پهلوان است و سلاح نشانهٔ توانایی دفاع از خانواده و اجتماع. جنگ نیز غالباً در چارچوب مفاهیمی چون آبرو، وفاداری، انتقام و دفاع از خویشاوندان معنا پیدا می‌کند.

▫️در کنار همهٔ این‌ها، اوزان، آشیق و دده قورقود نقش حافظهٔ فرهنگی را بر عهده دارند. او روایت می‌کند، نام می‌دهد، گذشته را به نسل بعد منتقل می‌کند و تجربهٔ جمعی را به زبان و موسیقی می‌سپارد. بنابراین دده قورقود را می‌توان نمونه‌ای روشن از حافظهٔ فرهنگی جامعهٔ ترکی غربی دانست؛ جامعه‌ای که پیش از آنکه تاریخ خود را در کتاب‌های رسمی ثبت کند، آن را در داستان، آواز، نام، آیین و ضرب‌المثل حفظ کرده است.

▫️از این منظر، دده قورقود برای ما فقط «حماسهٔ اجداد ترکان آذربایجان» نیست؛ بلکه تصویری مردم‌نگارانه از شیوهٔ زندگی، نظام ارزش‌ها و تصور انسان ترک از خانواده، جامعه، شرافت و جهان پیرامون خویش است.

@Alimohamadbayani
  • 👏 6
  • ❤ 4
Post #3647 216
🔹🔻🔹


🔹املامیزدا هله‌لیک اۆچ نکته

بیز املامیزدا اۆچ نشانه‌نی یئرینه سالا بیلسک، فعلا معیار املایا دوغرو یئترینجه کفایت ائدر:

۱- اؤ-ؤ- Ö ö

- اؤز öz
- اؤزل özəl
- گؤز göz
- گؤزل gözəl
- سؤز söz
- دؤزمک dözmək
- اؤردک ördək
- اؤیرنمک öyrənmək
- بؤلمک bölmək و ...

۲- ء - ئ - ائ - E e

کسره بدلی (بدل از کسره)

- گئجه gecə
- سئوگی sevgi
- یئمک yemək
- دئمک demək
- گئتمک getmək
- ائل el
- بئل bel
- یئر yer
- وئرگی vergi
- جئیران ceyran
- ائتمک etmək : کردن، انجام دادن (ایتمک itmək یازساق یعنی گم شدن) ...

۳- فتحه (ا- Ə ə)

بو سس کلمه‌نین و هجانین اولینده یازیلماز، آما هجانین آخیریندا یازیلار. مثلا:

🔻کلمه‌نین و هجانین اولی یازیلمیر:

- ش+ هر = شهر şəhər
- گل+ مک= گلمک gəlmək
- گؤ+ زل= گؤزل gözəl
- سؤز + لش+ دیک= سؤزلشدیک sözləşdik

🔻هجانین آخیری یازیلیر

- گله‌+ بیلمه‌+ دیم= گله‌بیلمه‌‌دیم
gələ bilmədim

- گله‌ + جک+ لر= گله‌جکلر gələcəklər

- بیلینمه+ لی+ دیر= بیلینمه‌لی‌دیر bilməlidir

- اوره‌+ گیم= اوره‌گیم ürəgim / ürəyim

@Alimohamadbayani
  • ❤ 13
  • 👏 5
Post #3646 151

Forwarded from Aydin News آیدین نیوز

⬛️ نخستین شماره هفته‌نامه «گاوازنگ» منتشر شد

نخستین شماره هفته‌نامه «گاوازنگ» در ۸ صفحه منتشر و در زنجان توزیع شد؛ نشریه‌ای که در شماره نخست خود، مجموعه‌ای از موضوعات اجتماعی، فرهنگی، شهری و اقتصادی زنجان را مورد توجه قرار داده است.

در این شماره، «مدرسه خوب، سهم چه کسی است؟» به‌عنوان تیتر اصلی، به موضوع تنوع مدارس، مدارس خاص و عدالت آموزشی پرداخته و در کنار آن، گزارشی با عنوان «بازار اولسون» به وضعیت بازار و خاطرات و هویت تاریخی آن اختصاص دارد.

از دیگر مطالب این شماره می‌توان به یادداشت «قاضی یا راوی»، مطالبی درباره مسائل و آینده شهر زنجان، و موضوعات مرتبط با فرهنگ، هویت و تاریخ شهر اشاره کرد.

هفته‌نامه «گاوازنگ» همچنین در بخش‌های فرهنگی خود به معرفی چهره‌ها و میراث ادبی زنجان پرداخته است.

در نخستین شماره، علی محمدبیانی مدیرمسئول و جواد کریمی سردبیر هفته‌نامه هستند.

«گاوازنگ» در نخستین شماره خود تلاش کرده است زنجان را نه صرفاً از زاویه خبرهای روز، بلکه از دریچه شهر، فرهنگ، تاریخ، بازار، آموزش، ادبیات و مسائل اجتماعی روایت کند.

📆۱۴۰۵/۰۶/۳۰
☀️ آیدین نیوز | آیدین باخیش
  • ❤ 10
  • 👏 4
Post #3645 215
🔹🔻🔹

🔹توسعه و هویت

مقدمه:
معمولا در نوشته‌ها و پایگاه‌های متنی مطالبی می‌بینیم که بین دو مفهوم یا ترم توسعه و هویت تزریق تضاد می‌کنند تا یکی را به نفع دیگری کنار بزنند.
سؤال این است آیا این دو مفهوم لزوما پارادوکسیکال عمل می‌کنند، یعنی مثل دو پادشاهند که در اقلیمی نمی‌گنجند؟
اما تجربه بشری در جامعه مختلف به ما میگوید این دو همزمان وجود دارند.

بنابراین چنانکه به بهانه توسعه، نمیتوان محیط زیست انسانی و حیوانی را نابود کرد، به بهانه توسعه، هویت انسانی را هم نباید قربانی کرد. اگر توسعه برای رفاه و آسایش بشر هست، هویت هم جان وجود آدمی هست. بنابراین هنر آدمی در ایجاد تعادل و تعامل بین پدیده‌هاست.
در اینجا لازم است نگاهی به چرایی، چگونگی و عناصر هویت بیاندازیم تا به غیرقابل انکار بودن آن پی ببریم و بدانیم که اتفاقا با انکار هویت چیزی به نام توسعه نه ممکن است و نه آنچه به دست می‌آید نامش توسعه است.

🔹تعریف جامع و مانع هویت

هویت مجموعه‌ای نسبتاً پایدار، اما همواره در حال شکل‌گیری و بازسازی، از ویژگی‌ها، تعلقات، تجربه‌ها، ارزش‌ها، خاطره‌ها و تمایزهایی است که فرد یا گروه به‌وسیلهٔ آن خود را می‌شناسد، از دیگران متمایز می‌کند و جایگاه خود را در جهان و در نسبت با دیگران معنا می‌کند.

به بیان فشرده‌تر:

▫️هویت، پاسخِ نسبتاً پایدارِ فرد یا گروه به این پرسش است که «من/ ما که هستیم و چه چیزی ما را از دیگران متمایز می‌کند؟»

نکته مهم این است که هویت نه کاملاً ذاتی است و نه کاملاً اکتسابی؛ بخشی از آن از تولد و محیط به انسان می‌رسد و بخشی در طول زندگی، از طریق تجربه، انتخاب، ارتباط با دیگران و تغییر شرایط اجتماعی ساخته و بازساخته می‌شود.

🔹 عناصر هویت

۱. خودآگاهی و احساس تعلق
بنیادی‌ترین عنصر هویت؛ یعنی فرد یا گروه خود را «چه کسی/چه چیزی» می‌داند و به چه جمع‌ها و جهان‌هایی احساس تعلق می‌کند.

۲. زبان
زبان فقط ابزار ارتباط نیست؛ حامل حافظه، جهان‌بینی، مفاهیم، ضرب‌المثل‌ها، ادبیات و شیوه نام‌گذاری جهان است. از این رو در هویت جمعی جایگاه بسیار مهمی دارد.

۳. حافظه و گذشتهٔ مشترک
خاطرات شخصی در هویت فردی و خاطره تاریخی و جمعی در هویت گروهی نقش اساسی دارند: «از کجا آمده‌ایم؟ چه بر ما گذشته است؟»

۴. فرهنگ و شیوهٔ زندگی
آداب، رسوم، خوراک، پوشاک، موسیقی، هنر، معماری، آیین‌ها، مناسبات خانوادگی و شیوه‌های زندگی.

۵. ارزش‌ها و نظام معنایی
آنچه فرد یا جامعه مهم، درست، مطلوب یا مقدس می‌شمارد؛ مانند عدالت، آزادی، خانواده، مهمان‌نوازی، شرافت یا استقلال.

۶. تاریخ و روایت تاریخی
گذشته‌ای که یک فرد یا جامعه آن را متعلق به «خود» می‌داند و از طریق آن برای زمان حال معنا می‌سازد.

۷. روابط اجتماعی و گروه‌های مرجع. خانواده، دوستان، محله، صنف، نسل، جامعه، قوم، ملت و دیگر گروه‌هایی که فرد خود را در نسبت با آنها تعریف می‌کند.

۸. مکان و سرزمین
خانه، محله، شهر، منطقه و سرزمین بخشی از هویت هستند؛ به‌ویژه از طریق خاطره، زبان، منظر طبیعی و تجربه زیسته.

۹. دین و جهان‌بینی
در جوامعی که دین نقش پررنگی دارد، یکی از عناصر مهم هویت فردی و جمعی است؛ اما شدت و اهمیت آن در افراد و جوامع متفاوت است.

۱۰. تبار، خویشاوندی و پیشینهٔ خانوادگی. نسب، خانواده، دودمان و خاطرات خانوادگی می‌توانند در تعریف «من» و «ما» مؤثر باشند.

۱۱. تجربهٔ زیسته
مهاجرت، جنگ، فقر یا رفاه، تحصیل، شغل، سفر، روابط و حوادث مهم زندگی، هویت فرد را ممکن است در طول زمان تغییر دهند.

🔹یک نکته اساسی

هویت یک‌لایه نیست. یک انسان می‌تواند هم‌زمان هویت‌های فردی، خانوادگی، محلی، شهری، زبانی، فرهنگی، حرفه‌ای، نسلی و ملی داشته باشد؛ این هویت‌ها الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند.

پس شاید بتوان ساختار هویت را در یک فرمول ساده چنین خلاصه کرد:

هویت برابر است با خودآگاهی، تعلق، تمایز، حافظه فردی و جمعی، زبان و فرهنگ، و تجربه فردی و جمعی.

و در میان این عناصر، خودآگاهی، احساس تعلق و زبان در هستهٔ اصلی‌ واقع شده‌اند؛ زیرا بدون «احساس اینکه این ویژگی یا گروه متعلق به من/ ماست و ما با این زبان جهان را طبقه بندی و نامگذاری کرده‌ایم»، بسیاری از ویژگی‌های مشترک صرفاً یک ویژگی جمعیتی یا فرهنگی باقی می‌مانند، نه الزاماً هویت.

نکته مهم‌ و غیر قابل انکار دیگر در تحلیل هویت این است که:

هویت قابل تغییر نیست یا معمولا میل به عدم تغییر دارد، مثلا؛ اثر انگشت، گروه خونی، ساختار مغز، پدر و مادر و اعضای خانواده، محل تولد، تاریخ تولد و زبان مادری، جزو عناصری از هویت هستند که یکبار به وجود می‌آیند و تا ابد با انسان باقی می‌مانند.
مثلا انسان میتواند نام و نام خانوادگی خود را تغییر دهد، اما نمی‌تواند پدر و مادر و محل تولد و زبان مادری خود را تغییر دهد، چون اینها منحصر به فردند و برای هر انسانی یک بار اتفاق می‌افتند.

@Alimohamadbayani
  • ❤ 5
  • 👍 3
Post #3644 203
🟥

🔹ییلاق و قشلاق؛ هماهنگی انسان با طبیعت

✍ علی محمدبیانی

▫️در بخش بزرگی از زندگی کلاسیک بشر، انسان هنوز طبیعت را به معنای امروزی «موضوع مهندسی» خود نمی‌دانست. تولید، دامداری، کشاورزی و بهره‌گیری از منابع طبیعی، بیش از آنکه بر تغییر بنیادین محیط استوار باشد، بر شناخت ریتم‌های طبیعت و سازگار کردن زندگی با آن تکیه داشت. این ویژگی را در زندگی کوچ‌نشینی و زندگی مبتنی بر ریتم طبیعت، از جمله بسیاری از جوامع ترک، به‌روشنی می‌توان مشاهده کرد.

▫️وقتی با دو ترم بنیادین ییلاق و قشلاق مواجه می‌شویم، نباید با نگاه سطحی از کنار آنها رد شویم.
ییلاق و قشلاق فقط جابه‌جایی فصلی یک جامعه و اقتصاد متحرک، از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر نیست؛ یک نظام زیست‌محیطی و فرهنگی است. انسان در این نظام نمی‌گوید طبیعت باید خود را با نیازهای من هماهنگ کند؛ بلکه خود را با تغییرات طبیعت هماهنگ می‌کند. وقتی گرما افزایش می‌یابد، به ارتفاعات می‌رود؛ وقتی سرما و برف فرا می‌رسد، به مناطق مناسب‌تر بازمی‌گردد. زمان حرکت، محل استقرار، مسیر کوچ، تعداد دام و حتی شیوه‌ی مصرف منابع، تابع ظرفیت و شرایط محیط است.

▫️در این نگاه، طبیعت چیزی بیرون از زندگی انسان نیست؛ بخشی از نظم زندگی است. کوه، چشمه، مرتع، رودخانه، باد، برف و فصل‌ها در کنار انسان و دام، اجزای یک مجموعه‌ی واحدند. دانش محیطی نیز نه الزاماً در کتاب و مدرسه، بلکه در تجربه‌ی نسل‌ها، نام‌گذاری مکان‌ها، تقویم کوچ، شناخت گیاهان و رفتار حیوانات ذخیره می‌شود.

▫️از همین‌رو، می‌توان گفت در فرهنگ انسان دو مسکنی، نوعی اقتصادِ سازگار با ظرفیت طبیعت وجود دارد. انسان تا اندازه‌ای از طبیعت برداشت می‌کند که بتواند چرخه‌ی زندگی خود را ادامه دهد؛ زیرا نابودی مرتع، خشک شدن چشمه یا تخریب مسیر کوچ، در نهایت به زیان خود اوست.

▫️در مقابل، بخش مهمی از جهان مدرن بر منطق دیگری بنا شده است: هماهنگ کردن طبیعت با انسان. جاده ساخته می‌شود تا کوه را دور بزند یا بشکافد؛ رودخانه تغییر مسیر می‌دهد؛ زمین برای تولید بیشتر دگرگون می‌شود؛ فصل و فاصله با فناوری تا حدی بی‌اهمیت می‌شوند. اینجا انسان می‌کوشد محیط را مطابق نیازهای خود بازسازی کند.

▫️البته نباید زندگی کلاسیک را رمانتیک و بی‌مسئله تصور کرد؛ آن جوامع نیز طبیعت را مصرف می‌کردند و گاه به آن آسیب می‌زدند و از آشوب‌های آن هم آسیب می‌دیدند، تفاوت اساسی در مقیاس، منطق و رابطه است.

▫️ییلاق و قشلاق را از این منظر می‌توان یکی از روشن‌ترین بیان‌های فرهنگی این اصل دانست: به‌جای اینکه طبیعت را وادار کنیم خود را با زندگی انسان تطبیق دهد، انسان زمان، مکان و شیوه‌ی زندگی خود را با طبیعت تنظیم می‌کند.

@Alimohamadbayani
  • ❤ 8
  • 👏 5
Post #3643 174

Forwarded from Aydin News آیدین نیوز

▫️حیدربابایه سلام و سهندیه؛ دو چهره از روح شعری شهریار

✍ علی محمدبیانی

در کارنامهٔ شعری محمدحسین شهریار، «حیدربابایه سلام» و «سهندیه» دو منظومهٔ ترکی با جایگاهی ویژه‌اند؛ اما هرکدام چهره‌ای متفاوت از روح شاعرانهٔ شهریار را نشان می‌دهند.

اگر حیدربابایه سلام را شعرِ حافظه، جامعه، زندگی و جهانِ عینی شهریار بدانیم، سهندیه بیشتر شعرِ شهود، رؤیا، آرمان و جهانِ درونی اوست.

در حیدربابا، کوه، روستا، چشمه، برف، باران، عروسی، عزا، کودکان و خاطرات دوران کودکی در برابر چشم شاعر قرار دارند. شهریار جهانی را که زیسته، دوباره می‌سازد و حافظهٔ فردی او با حافظهٔ جمعی مردم آذربایجان درهم می‌آمیزد.

اما در سهندیه، جهان بیرون بهانه‌ای برای ورود به جهان درون می‌شود. کوه سهند، طبیعت، انسان، عشق، وطن، خاطره، تنهایی، آرزو و اندوه در جریانی سیال به هم پیوند می‌خورند.

به تعبیر نویسنده، اگر حیدربابا بیشتر «دیدن» است، سهندیه بیشتر «شهود کردن» است؛ در حیدربابا شهریار شعر را می‌سازد، اما در سهندیه این شعر است که شاعر را با خود می‌برد.

از همین منظر، نویسنده حیدربابایه سلام را از حیث نسبت شاعر با آفرینش اثر با «مثنوی معنوی» و سهندیه را با «غزلیات دیوان شمس» قابل مقایسه می‌داند؛ یکی متکی بر اندیشه، روایت و ساختار و دیگری سیال‌تر و شهودی‌تر.

شاید بتوان گفت: در حیدربابا می‌توان با شهریار همراه شد و آهسته‌آهسته قدم زد؛ اما در سهندیه فقط می‌توان با شاعر همدل شد و اگر بال و پری داشتی، با او پرواز کنی.

🔗 متن کامل یادداشت در سایت آیدین نیوز

📆۱۴۰۵/۰۶/۲۷
☀️آیدین نیوز | آیدین باخیش
آیدین نیوز حیدربابایه سلام و سهندیه؛ دو چهره از روح شعری شهریار | آیدین نیوز بررسی تفاوت‌های حیدربابایه سلام و سهندیه شهریار در یادداشتی از علی محمدبیانی؛ مقایسه دو منظومه با مثنوی معنوی و غزلیات شمس از منظر آفرینش شعر.
  • 👏 7
Post #3642 155

Forwarded from هفته‌نامه گاوازنگ

🟥

#زنگان‌تانیما
#زنجان‌شناسی
#یئددی‌بوروق‌لار

🔹 یئددی بوروق‌لار، عدد یا تعبیر؟

✍عرفان افشارلی

▫️کوچه‌ای که زادگاه حسین منزوی، شاعر نامدار زنجانی، در آن قرار دارد، در میان زنجانی‌ها به نام «یئددی بوروق‌لار» شناخته می‌شود؛ نامی که در ظاهر به معنای «هفت پیچ» است. اما پرسش اینجاست که چرا کوچه‌ای که هفت پیچ مشخص ندارد، چنین نامی پیدا کرده است؟

▫️در چنین نامهایی همیشه نباید عدد را یک کمیت دقیق و قابل شمارش دانست. «یئددی» در فرهنگ‌های کهن، از جمله فرهنگ ما، جایگاهی نمادین و گاه تقدس‌آمیز داشته است. هفت آسمان، هفت اقلیم، هفت روز هفته، یئددی گئجه- گونوز، «یئددی بوغوم نی (در شعر عباس بابایی)»و ... نمونه‌هایی از حضور این عدد در حافظهٔ فرهنگی ماست. از این رو، «هفت/ یئددی» گاه فراتر از معنای عددی خود، برای تأکید، کثرت یا ساختن تصویری کامل و به‌یادماندنی به کار رفته است.

▫️«بوروق» نیز در زبان مردم به معنای پیچ و خم است. بنابراین «یئددی بوروق‌لار» می‌تواند بیش از آنکه گزارشی دقیق از تعداد پیچ‌های کوچه باشد، تصویری از گذری پرپیچ‌وخم و غیرمستقیم ارائه کند؛ چیزی مانند «پیچ‌وخم‌های بسیار».

▫️این نام نمونه‌ای ارزشمند از نام‌گذاری طبیعی و مردمی در زنجان است؛ نامی که از نقشه بلدیه و تابلوهای شهرداری پدید نیامده، بلکه از زبان، حافظه و تجربهٔ زیستهٔ مردم شکل گرفته است. به همین دلیل، حتی اگر امروزه نتوان در آن محل هفت پیچ مشخص پیدا کرد، اما تعبیر «یئددی بوروق‌لار» همچنان بخشی از حافظهٔ تاریخی و جغرافیای فرهنگی زنجان است.

#هفته‌نامه‌گاوازنگ

https://t.me/gavazangzn
  • 👏 4
  • ❤ 3
  • 👍 1
Post #3641 241
🔹🔻🔹

🔹نگاهی به قلب زبان

▫️دستگاه فعل در زبان‌های ترکی واقعاً ویژگی‌های کم‌نظیری دارد. زبان‌هایی مانند ژاپنی، کره‌ای و برخی زبان‌های قفقازی نیز دستگاه‌های فعلی بسیار پیچیده‌ای دارند. فعل را قلب زبان نامیده‌اند، چون می‌توْاند تمام جمله را حول محور خود تنظیم و ترکیب کند.

چند ویژگی مهم ترکی:

فعل مرکز اصلی جمله است. اطلاعاتی که در بسیاری از زبان‌ها با چند واژه یا ساخت نحوی بیان می‌شود، در ترکی می‌تواند در خود فعل فشرده شود.
فعل ترکی زنجیرهٔ پی‌بستی بسیار منظمی دارد. ریشهٔ فعل می‌تواند پشت سر هم پسوندهایی برای نمود، زمان، وجه، نفی، شخص و دیگر معانی بگیرد؛ بدون آنکه ساخت کلی دچار بی‌نظمی شود.
مثلاً از ریشهٔ گلمک- «آمدن» می‌توان ساخت‌های بسیار متنوعی پدید آورد:
گل= بیا
گلدی= آمد
گلمه‌دی = نیامد
گلمه‌میشدی = نیامده بود
گله‌بیلیر = می‌تواند بیاید
گله‌بیلمه‌دی = نتوانست بیاید

نفی و پرسش نیز بخشی از همین نظام منظم‌اند. به جای اینکه برای هر حالت فعل‌های بی‌قاعده و جداگانه ساخته شوند، قواعد نسبتاً شفاف و قابل پیش‌بینی‌اند.

وجه و نمود بسیار دقیق بیان می‌شوند. تفاوت میان «گلدی»، «گلیبدیر»، «گلیر»، «گله‌جکدیر»، «گلمیش»، «گله بیلردی»، «گله‌سیدی» و مانند اینها با ترکیب منظم عناصر فعلی قابل بیان است.

فعل می‌تواند جمله‌ای بسیار فشرده بسازد. برای نمونه:

یازدیرمامیشدیلار
را می‌توان به صورت تقریبی تحلیل کرد:
یاز-دیر-ما-میش-دی-لار

یعنی «آنها [ظاهراً /چنان‌که معلوم شده] وادار نکرده بودند که بنویسد»؛ البته معنای دقیق بسته به بافت است.

▫️هماهنگی واکه‌ای نیز باعث می‌شود پسوندها با ساختمان آوایی واژه سازگار شوند. بنابراین دستگاهی که از نظر صرفی بسیار زنجیره‌ای است، از نظر آوایی نیز نظم درونی دارد.

▫️مهم‌تر از همه، ترکی میان شفافیت و پیچیدگی تعادل ایجاد کرده است: زبان می‌تواند معانی بسیار ظریف را به فعل اضافه کند، اما این پیچیدگی غالباً از طریق قواعد منظم و مولد ساخته می‌شود، نه از طریق انبوهی از صورت‌های بی‌قاعده.

▫️به همین دلیل شاید دقیق‌تر باشد بگوییم:

شگفتی دستگاه فعل ترکی در «پیچیدگی صرف» به تنهایی نیست؛ در این است که پیچیدگی بسیار زیاد را با نظم، زایایی و پیش‌بینی‌پذیری ترکیب کرده است.

و این نکته برای زبان‌شناسی تاریخی ترکی هم بسیار مهم است: فعل ترکی فقط یک مجموعه از زمان‌ها نیست؛ یک نظام معماری‌شده از ریشه + وجه + نمود + نفی + زمان + شخص و گاه فعل‌های کمکی و سببی/توانایی است.

بنابراین اصطلاح «فعل، قلب زبان است» در زبان ترکی و دستگاه فعل ترکی، کاملا مصداق عینی دارد.

@Alimohamadbayani
  • 👏 11
Post #3640 276
🔹🔻🔹

🔹سئوین خانیم غزل اوخویور.

بو غزل زنگانلی شاعیر پرویز سودی، «دالغا» جنابلارینا تقدیم اولموش.

@Alimohamadbayani
  • ❤ 12
Post #3638 291

Forwarded from بایرام مجله‌سی‌

📕

۱۰۱ .نجی بایرام مجله‌سی نشره حاضیرلاندی
.


#یازیلان_سؤز_یادگاردیر

🔻شماره ۱۹ (مسلسل ۱۰۱) فصلنامه بایرام آماده انتشار است.

دوستان، جهت تنظیم تیراژ، لطفا سفارشهای خود را اعلام بفرمایید.

👇نحوه تهیه فصلنامه

یک جلد: سیصد هزار تومان
و یا
(برای چهار شماره آینده یک میلیون و دویست هزار تومان)

علاقمندان و متقاضیان، مبلغ مورد نظر را به شماره کارت:👇

6104337764038517

(بانک ملت - به نام علي محمدبيانی)

واريز کرده و رسيد مبلغ واريزی و آدرس محل دريافت مجله را به شماره موبايل 09127425477 (تلگرام/ اس ام اس ) یا اکانت تلگرامی  @Amb1353 اعلام کنند.

▫️اطلاعات ضروري براي مشترکين فصلنامه:

۱-  آدرس دقيق پستي ۲- کدپستي ده رقمي ۳- تلفن همراه ۴- تلفن ثابت (در صورت امکان)

https://t.me/Bayramzn
  • ❤ 6
Post #3633 208

Forwarded from هفته‌نامه گاوازنگ

هفته‌نامه گاوازنگ 🟥 #زنگان‌تانیما #زنجان‌شناسی #فرهنگنامه‌زنجان 🔺کتابی جالب از سال ۱۳۴۷ شمسی. ▫️هیات نویسندگان فرهنگنامه زنجان.(هامیسی مرحوم اولموش. الله رحمت ائله‌سین، الا اوستاد ذبیح الله شاه محمدی، الله سلامت ائله‌سین❤️) بو کتاب کیمده وار؟ #هفته‌نامه‌گاوازنگ ht…
🟥
#زنگان‌تانیما
#زنجان‌شناسی
#فرهنگنامه‌زنجان


🔺کتابی جالب از سال ۱۳۴۷ شمسی.

▫️هیات امناء «فرهنگنامه زنجان»

🔺بونلاری کیم تانییر؟

#هفته‌نامه‌گاوازنگ

https://t.me/gavazangzn
  • 🥰 2
  • ❤ 1
Older posts →

About this channel

How can I read @alimohamadbayani without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for علی - محمدبیانی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does علی - محمدبیانی have?
علی - محمدبیانی (@alimohamadbayani) has 651 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does علی - محمدبیانی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →