🔹🔻🔹
🔹
توسعه و هویتمقدمه:
معمولا در نوشتهها و پایگاههای متنی مطالبی میبینیم که بین دو مفهوم یا ترم توسعه و هویت تزریق تضاد میکنند تا یکی را به نفع دیگری کنار بزنند.
سؤال این است آیا این دو مفهوم لزوما پارادوکسیکال عمل میکنند، یعنی مثل دو پادشاهند که در اقلیمی نمیگنجند؟
اما تجربه بشری در جامعه مختلف به ما میگوید این دو همزمان وجود دارند.
بنابراین چنانکه به بهانه توسعه، نمیتوان محیط زیست انسانی و حیوانی را نابود کرد، به بهانه توسعه، هویت انسانی را هم نباید قربانی کرد. اگر توسعه برای رفاه و آسایش بشر هست، هویت هم جان وجود آدمی هست. بنابراین هنر آدمی در ایجاد تعادل و تعامل بین پدیدههاست.
در اینجا لازم است نگاهی به چرایی، چگونگی و عناصر هویت بیاندازیم تا به غیرقابل انکار بودن آن پی ببریم و بدانیم که اتفاقا با انکار هویت چیزی به نام توسعه نه ممکن است و نه آنچه به دست میآید نامش توسعه است.
🔹تعریف جامع و مانع هویت
هویت مجموعهای نسبتاً پایدار، اما همواره در حال شکلگیری و بازسازی، از ویژگیها، تعلقات، تجربهها، ارزشها، خاطرهها و تمایزهایی است که فرد یا گروه بهوسیلهٔ آن خود را میشناسد، از دیگران متمایز میکند و جایگاه خود را در جهان و در نسبت با دیگران معنا میکند.
به بیان فشردهتر:
▫️هویت، پاسخِ نسبتاً پایدارِ فرد یا گروه به این پرسش است که «من/ ما که هستیم و چه چیزی ما را از دیگران متمایز میکند؟»
نکته مهم این است که هویت نه کاملاً ذاتی است و نه کاملاً اکتسابی؛ بخشی از آن از تولد و محیط به انسان میرسد و بخشی در طول زندگی، از طریق تجربه، انتخاب، ارتباط با دیگران و تغییر شرایط اجتماعی ساخته و بازساخته میشود.
🔹 عناصر هویت
۱. خودآگاهی و احساس تعلق
بنیادیترین عنصر هویت؛ یعنی فرد یا گروه خود را «چه کسی/چه چیزی» میداند و به چه جمعها و جهانهایی احساس تعلق میکند.
۲. زبان
زبان فقط ابزار ارتباط نیست؛ حامل حافظه، جهانبینی، مفاهیم، ضربالمثلها، ادبیات و شیوه نامگذاری جهان است. از این رو در هویت جمعی جایگاه بسیار مهمی دارد.
۳. حافظه و گذشتهٔ مشترک
خاطرات شخصی در هویت فردی و خاطره تاریخی و جمعی در هویت گروهی نقش اساسی دارند: «از کجا آمدهایم؟ چه بر ما گذشته است؟»
۴. فرهنگ و شیوهٔ زندگی
آداب، رسوم، خوراک، پوشاک، موسیقی، هنر، معماری، آیینها، مناسبات خانوادگی و شیوههای زندگی.
۵. ارزشها و نظام معنایی
آنچه فرد یا جامعه مهم، درست، مطلوب یا مقدس میشمارد؛ مانند عدالت، آزادی، خانواده، مهماننوازی، شرافت یا استقلال.
۶. تاریخ و روایت تاریخی
گذشتهای که یک فرد یا جامعه آن را متعلق به «خود» میداند و از طریق آن برای زمان حال معنا میسازد.
۷. روابط اجتماعی و گروههای مرجع. خانواده، دوستان، محله، صنف، نسل، جامعه، قوم، ملت و دیگر گروههایی که فرد خود را در نسبت با آنها تعریف میکند.
۸. مکان و سرزمین
خانه، محله، شهر، منطقه و سرزمین بخشی از هویت هستند؛ بهویژه از طریق خاطره، زبان، منظر طبیعی و تجربه زیسته.
۹. دین و جهانبینی
در جوامعی که دین نقش پررنگی دارد، یکی از عناصر مهم هویت فردی و جمعی است؛ اما شدت و اهمیت آن در افراد و جوامع متفاوت است.
۱۰. تبار، خویشاوندی و پیشینهٔ خانوادگی. نسب، خانواده، دودمان و خاطرات خانوادگی میتوانند در تعریف «من» و «ما» مؤثر باشند.
۱۱. تجربهٔ زیسته
مهاجرت، جنگ، فقر یا رفاه، تحصیل، شغل، سفر، روابط و حوادث مهم زندگی، هویت فرد را ممکن است در طول زمان تغییر دهند.
🔹یک نکته اساسی
هویت یکلایه نیست. یک انسان میتواند همزمان هویتهای فردی، خانوادگی، محلی، شهری، زبانی، فرهنگی، حرفهای، نسلی و ملی داشته باشد؛ این هویتها الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند.
پس شاید بتوان ساختار هویت را در یک فرمول ساده چنین خلاصه کرد:
هویت برابر است با خودآگاهی، تعلق، تمایز، حافظه فردی و جمعی، زبان و فرهنگ، و تجربه فردی و جمعی.
و در میان این عناصر، خودآگاهی، احساس تعلق و زبان در هستهٔ اصلی واقع شدهاند؛ زیرا بدون «احساس اینکه این ویژگی یا گروه متعلق به من/ ماست و ما با این زبان جهان را طبقه بندی و نامگذاری کردهایم»، بسیاری از ویژگیهای مشترک صرفاً یک ویژگی جمعیتی یا فرهنگی باقی میمانند، نه الزاماً هویت.
نکته مهم و غیر قابل انکار دیگر در تحلیل هویت این است که:
هویت قابل تغییر نیست یا معمولا میل به عدم تغییر دارد، مثلا؛ اثر انگشت، گروه خونی، ساختار مغز، پدر و مادر و اعضای خانواده، محل تولد، تاریخ تولد و زبان مادری، جزو عناصری از هویت هستند که یکبار به وجود میآیند و تا ابد با انسان باقی میمانند.
مثلا انسان میتواند نام و نام خانوادگی خود را تغییر دهد، اما نمیتواند پدر و مادر و محل تولد و زبان مادری خود را تغییر دهد، چون اینها منحصر به فردند و برای هر انسانی یک بار اتفاق میافتند.
@Alimohamadbayani