🟥
🔹یک آسیبشناسی ادبی، فرهنگی
✍عرفان افشارلی / گاوازنگ
▫️در این یادداشت، به مسئلهای میپردازم که نه بهعنوان اختلاف میان دو گروه، بلکه بهعنوان یک آسیب فرهنگی و ادبی ناشی از دوگانهسازی زبانی است.
این مطلب هنوز ادعای توصیف کامل علت و معلول و همچنین راهکارهای لازمه را ندارد، فقط در حد طرح مساله بیان میشود.
▫️در زنجان، زبان مادری بخشی از واقعیت فرهنگی و تاریخی جامعه است. مردم این منطقه به ترکی آذربایجانی سخن میگویند و نویسندگان و شاعران آن، متناسب با انتخاب و تجربه خود، گاه به ترکی، گاه به فارسی و گاه به هر دو زبان مینویسند. این دوگانگی زبانی، اگر درست فهمیده شود، نه یک مسئله (پرابلم)، بلکه یک ظرفیت فرهنگی و ادبی است.
▫️آسیب از جایی آغاز میشود که زبان به معیار داوری درباره نیت و هویت نویسنده تبدیل شود. گاهی یک فارسینویس بر اساس عادتهای خود، ترکینویسی را با «سیاسیکاری» یکی میگیرد و در مقابل آن، یک ترکینویس نیز فارسینویسی را نشانه فاصله گرفتن از فرهنگ خود و نمادهای بومی و نشانههای اقلیمی تلقی میکند. در چنین فضایی، به جای آنکه اثر ادبی موضوع گفتوگو باشد، زبان نویسنده به موضوع قضاوت تبدیل میشود.
▫️این سوءظن متقابل، انرژی فرهنگی جامعه را تحلیل میبرد. نویسنده به جای آنکه دغدغه کیفیت اثر، تجربه انسانی، فرم، زبان و کشف جهان تازه را داشته باشد، ناچار میشود مدام درباره انتخاب زبانی خود توضیح بدهد و از آن دفاع کند. نتیجه نیز میتواند تضعیف فضای ادبی، کمرونق شدن انجمنها، کاهش گفتوگو میان اهل قلم و در نهایت تولید آثاری باشد که بیش از آنکه حاصل آزادی خلاقیت باشند، تحت تأثیر مرزبندیهای هویتی شکل گرفتهاند.
▫️در این میان، ترکی آذربایجانی را باید یک امکان شناختی و ادبی دانست. زبان فقط وسیله انتقال اندیشه نیست؛ بلکه حافظ تجربه، حافظه جمعی، اصطلاحات، ضربالمثلها، شیوههای نامگذاری، موسیقی کلام و جهانبینی یک جامعه است. شناخت این لایهها میتواند حتی به فارسینویس هم کمک کند تا جهان بومی خود را عمیقتر بشناسد. (چنین تجربهای را شاعران بزرگ از جمله نیما، شهریار، ساهر و منزوی داشتهاند.)
▫️از سوی دیگر، ترکینویسی نیز هنگامی میتواند به ادبیات زنده و ماندگار تبدیل شود که از حصار واکنش سیاسی و اعمال منفعلانه بیرون بیاید و با خلاقیتهای خودبنیاد کاری کند تا زین پس با معیارهای جدی نقد ادبی، هنری و فرهنگی سنجیده شود.
▫️بنابراین با ساختن یک فضای فرهنگی، ضمن به کارگیری امکانات زبان مادری برای اعتماد به نفس اجتماعی، خلاقیت ادبی و هنری، میتوان ظرفیتهای ادبی و امکانات شناختی آن را بهتر و بیشتر آشکار کرد.
▫️مساله دیگر مساله کمیت و تعداد اهالی شعر و ادبیات است. چرا که انرژی ادبی شهر به لحاظ کمی به دو شعبه جدا میشود که هر دو نحیف دیده میشوند.
برای مقایسه موردی میتوان انرژی کمی زنجان را با شهر یزد مقایسه کرد. مثلا اگر در شهر زنجان ۲۰۰ نفر شاعر و نویسنده جدی در عرصه فعال باشند، ۱۰۰ نفر در فارسی و ۱۰۰ نفر در ترکی فعال هستند. یعنی در هر دو شاخه به لحاظ کمی نحیف هستند، اما اگر همین ۲۰۰ نفر در مورد مشابه یزد همگی در فضای ادبی فارسی فعالیت میکنند، بدیهی است که به عللی فضای ادبی یزد قویتر از زنجان خواهد بود. اما در زنجان این انرژی به دو بخش ضعیف تقسیم شده است. اگر چه فعالین حوزه ادبیات ترکی و فارسی با صرف انرژی بیشتر و ریاضتهای بعضا غیر لازم تلاش میکنند، ضعف کمی را با قوت کیفی جبران کنند، اما این امر روح و جسمشان را خسته و فرسوده میکند. نمود بیرونی این خستگی و فرسودگی را میتوان در کمیت و کیفیت آثار منتشره، روزمرگی امور انجمنهای جدی ادبی، و نقد و بررسیهای ضعیف آثار چاپ شده و چاپ نشده یا سکوت در برابر آنها دید. کم رمقی جلسات ادبی، کم رونقی شبهای شعر و عصرهای داستان و ... نشانهای از مساله تقسیم کیفی و کمی انرژی ادبی شهر زنجان است.
#هفتهنامهگاوازنگ
https://t.me/gavazangzn