تعبیر
نازنینم دیر شد، دیگر بیا
جانم از غم پیر شد، دیگر بیا
در هجوم اشکهایم ناگهان
دیده غافلگیر شد، دیگر بیا
جان که در هفت آسمان آزاد بود
در غمت زنجیر شد، دیگر بیا
بسکه گفتم دین من چشمان توست
روح من تکفیر شد، دیگر بیا
بسکه گفتم در نمازت خالصم
طاعتم تزویر شد، دیگر بیا
هر کجا رفتم ز عشقت دم زدم
عشقت عالمگیر شد، دیگر بیا
خواب دیدم از جدایی خسته ام
خواب من تعبیر شد، دیگر بیا .
#بیژن_صادقی
@koochebaghekhatere
Post #456
99
Forwarded from کوچه باغ خاطره
