در خوابهایم صد درخت خشک میرویند
خونگریههایم رفته از حدّ خودش بیرون
چشم مرا در رود خون دارند میشویند!
در من، زنان گریه در سوگ سیاووشان
گیسوبریده، تا سحر، یکریز میمویند
مثل سگی بوبُرده از عمقِ زمینلرزه
غمها مرا قبل از وقوع مرگ میبویند!
مهمان شبهای مناند و خوابهای من
ارواح، چیزی غیر تاریکی نمیگویند...
#علی_کاملی
@alikameli80