🔘 پاسخ به یک گلایه: چرا دیگر با پزشکیان همراهی نمیکنم؟
گاهی دوستان همزبانم گلایه میکنند که چرا دیگر با پزشکیان همراهی نمیکنم؛ غافل از اینکه رفاقت، دوستی، همراهی و احترام، جادهای دوطرفه است.
سال ۱۳۸۰، پزشکیان به همراه نورالدین پیرموذن نزد من آمد و برای وزارت از من حمایت خواست. برای وزیر شدنش هرچه از دستم برمیآمد، انجام دادم.
سال ۱۳۸۲ نیز با وجود نقد جدی به عملکردش، برای عبور از استیضاح تمامقد برای ابقایش تلاش کردم؛ اما نهتنها یک «تشکر خشک و خالی» نصیبم نشد، بلکه ظاهراً بدهکار هم شدیم! خاطراتی هست که اگر لازم باشد، بعدها بازگو خواهم کرد.
با اینکه تا سال ۱۴۰۳، بهدلیل چهار خصلتِ بیمعرفتی، باندبازی، قدرتگرایی و مماشاتگری با فساد و مفسدان، هیچ صنم و ارتباطی با او نداشتم، در انتخابات ۱۴۰۳، خودش، پسرش مهدی و برخی نزدیکانش از جمله مصطفی مولوی و دامادش مجید، با من تماس گرفتند و مصرانه خواستند از او حمایت کنم.
پس از ۲۷ سال رأی ندادن، با وجود اینکه قبای ریاستجمهوری را بر قامتش گشاد میدیدم، از سر لوطیگری حمایتش کردم و در هر دو مرحله به او رأی دادم؛ ویدئو و تصاویرش موجود است.
اما پس از پیروزی، اداره و هدایتش به دست همان تمامتخواهانی افتاد که از مسببان وضع موجودند و بهدلیل انتقادهایم، چشم دیدنم را ندارند. اینبار نه خودش، نه پسرش و نه نزدیکانش حتی یک تشکر خشک و خالی نکردند؛ چون ظاهراً خرشان از پل گذشته بود.
تلختر اینکه در همین فاصله، مادرم، خواهرم و مادر همسرم را از دست دادم؛ اما بیمعرفتی و ناسپاسی او اینبار عریانتر از گذشته خود را نشان داد و در هیچیک از این سه مصیبت، حتی یک تسلیت خشک و خالی از سوی او و نزدیکانی که برای حمایت از او شب و روز از من درخواست میکردند، نرسید؛ آنهم در حالی که یک پای خودش در مراسم ترحیم این و آن و برخی محافل تریبونداران رسمی بود. تصاویرش پیوست است.
آنچه را از سر رفاقت و جوانمردی از من خواستند، انجام دادم؛ بیش از آن هم انتظاری نداشتم.
اما وقتی دو سوی ماجرا را کنار هم میگذارم، تفاوت میان میزان همراهی من و میزان قدرنشناسی آنان روشن است.
قضاوت را به شما میسپارم؛ من فقط خواستم همه واقعیت را بدانند.
🔗 کلیپ مرتبط
https://t.me/alami_akbar/4240
@alami_akbar
Post #4243
1.81K