او بهتدریج از برخی جریانهای ادبی فاصله گرفت و به دیدگاهی رسید که در آن نمیشد رفتار انسان را جدا از محیط و شرایط زندگیاش بررسی کرد.
یکی از آثاری که این نگاه را بهخوبی نشان میدهد، «ترز راکن» (Thérèse Raquin) است که در سال ۱۸۶۷ منتشر شد. این رمان اثری تاریک و روانشناختی است که در آن، زولا تأثیر امیال و شرایط زندگی بر رفتار انسان را بررسی میکند. «ترز راکن» را میتوان یکی از نخستین نمونههای جدی نگاه ناتورالیستی زولا دانست؛ جایی که عشق از شکل آرمانی و رمانتیک خود فاصله میگیرد و به موضوعی برای بررسی رفتار انسان در شرایط مختلف تبدیل میشود.
داستان دربارهٔ زنی جوان به نام ترز است که با پسرعمویش، کامیل، ازدواج میکند؛ مردی بیمار و کمتوان که بیشتر زندگی خود را در فضای بستهٔ خانه و مغازهٔ خانوادگی میگذراند. زندگی ترز نیز به همین شکل محدود و یکنواخت ادامه پیدا میکند تا اینکه لوران، دوست کامیل، وارد زندگی آنها میشود...
اتفاقهای رمان صرفاً «خوب» یا «بد» نیستند؛ هر تصمیم، تصمیم دیگری را به دنبال میآورد و شخصیتها بهتدریج در شرایطی گرفتار میشوند که خودشان نیز در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
تلاش زولا برای شکلدادن و گسترش این نگاه، در مجموعهٔ بزرگ «روگن ماکار» (Les Rougon-Macquart) به اوج رسید. این مجموعه شامل ۲۰ رمان است و زندگی چند نسل از یک خانواده را در دوران امپراتوری دوم فرانسه دنبال میکند. زولا در این مجموعه تلاش کرد جامعهٔ فرانسه را در طبقات مختلف آن به تصویر بکشد و نشان دهد که چگونه محیط اجتماعی، شرایط اقتصادی، خانواده و وراثت بر زندگی افراد تأثیر میگذارند.
Post #1514
47