امیل زولا رماننویس، نمایشنامهنویس و روزنامهنگار فرانسوی بود که در سال ۱۸۴۰ در پاریس به دنیا آمد و در سال ۱۹۰۲ در همان شهر از دنیا رفت.
وقتی امیل حدود هفت سال داشت، پدرش درگذشت. مرگ پدر، خانواده را با مشکلات مالی روبهرو کرد و زولا دوران نوجوانی و جوانی خود را در شرایط نسبتاً دشواری گذراند.
با اینحال، همین سالها دورهای مهم در شکلگیری شخصیت و نگاه او بود. زولا در مدرسه شعر مینوشت و به ادبیات علاقه داشت. در نوجوانی برای دوستانش شعر و داستان مینوشت و همراه آنان دربارهٔ هنر و ادبیات گفتوگو میکرد. یکی از نزدیکترین دوستان او در این دوران، پل سزان بود؛ دوستیای که بعدها فرازونشیبهای بسیاری پیدا کرد. سزان بعدها به یکی از مهم ترین نقاشان مدرن تبدیل شد و زولا یکی از مشهورترین رمان نويسان فرانسه. اما شباهت شخصیت "کلود لانتیر" - نقاشی بلندپرواز اما شکستخورده - که توسط زولا نوشته شده بود به پل سزان باعث اختلافات و درگیریهای زیادی میان این دو دوست قدیمی شد.
زولا بهتدریج به مشاهدهٔ دنیای اطراف خود نیز توجه پیدا کرد. کتاب، مطبوعات، سیاست، هنر و جامعه برایش به موضوعاتی جدی تبدیل شدند. همین توجه به زندگی واقعی، بعدها به یکی از پایههای اصلی نگاه ادبی او تبدیل شد.
ادبیات برای زولا تنها وسیلهای برای روایت داستان نبود؛ بلکه راهی برای شناخت انسان و جامعه بود.
زولا فعالیت جدی ادبی خود را با داستاننویسی و روزنامهنگاری آغاز کرد. نخستین کتابی که از او منتشر شد، «قصههای نینون» (Contes à Ninon) بود که در سال ۱۸۶۴ به چاپ رسید. یک سال بعد نیز نخستین رمان او، «اعتراف کلود» (La Confession de Claude)، منتشر شد.
Post #1512
53