قصّۀ اسکندر در میان ایرانیان، و بهتر بگوییم در پهنهای که قلمرو زبان فارسی و میدان انتشار معارف ایرانی بوده است، به خوبی مشهور و شناخته شده. گذشته از آنکه روایتی عامیانه از این قصّه توسّط نقّالان و قصّهخوانان در سر گذرها و در قهوهخانهها و برای پادشاهان و امیران نقل میشده و میشود، سرایندگان و نویسندگان بلندمرتبه هم این قصّۀ پرآوازه را به صور متعدد و با روایات مختلف در آثار منظوم و منثور فارسی مندرج ساختهاند و البته هریک از آنها از مأخذی قدیمتر در پرداختن اثر خود الهام گرفته و مطابق ذوق و اندیشۀ خود شاخ و برگها بدان مزید کرده است.
از راه همین قصّههای تاریخی و منابع اساطیری است که نام اسکندر و حدیث حیاتش و اقوالی که در حقّ او میگفتهاند به ادب فارسی و بهخصوص در شعر وارد شده است، بدان حد که ظاهراً جمیع شاعران زبان فارسی در تعابیر و اشارات ادیبانۀ خود بدان اقوال و اخبار تمسّک جستهاند. هیچ لازم نیست که در اینجا بر این ادعا شاهد بیاوریم؛ تنها کفایت خواهد داشت به اشاره بگوییم که سدّ اسکندر، آب حیات، چشمۀ حیوان، قدم و پی خضر، یأجوج و مأجوج، بابالابواب، آیینۀ سکندر، زندان اسکندر و جز اینها آثاری است از تأثیر عظیم آن مرد تاریخی و این قصّهها در ادبیات ما از قدیمترین ایّام الی حال.
[اسکندرنامه: روایت فارسی کالیستنس دروغین، جمعآورنده و تحریرکنندۀ نخستین عبدالکافی بن ابیالبرکات، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، مقدمه، ص ۲۷-۲۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
Post #4718
1.43K