دیگر تمام قفلها را باز میبینم
بعد از سکوت پیلهها پرواز میبینم
چشمان شب را با طلوعی سرخ میبندم
خورشید را در مشرق خود باز میبینم
فریادهامان جاودانی میشود وقتی
در چنگهای زخمیام آواز میبینم
این بغضهای متحد توفان به پا کردند
در لابلای اشکها اعجاز میبینم
رودی که با دریا یکی شد زنده میماند
در انتهای ماجرا آغاز میبینم
#محمد_غفاری
https://t.me/Afa_Gh
Post #10620
36

- ❤ 2
- 👍 1
- 🕊 1